۲۴ ساعت

22 ژانویه
۱ دیدگاه

چیستان های فکری

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه  مؤرخ  ۲ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۲  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

این هفته همکار عزیز ما جناب انجنیر غلام جیلانی غیاثی

چیستان های فکری را ارسال نموده که با سپاس

از ایشان خدمت شما پیشکش میگردد.

چیستان های فکری:

۱- آن چیست که همیشه پیشروی تو است، اما هرگز نمى‌توانى به آن برسى.

۲- آن چیست که اگر داشته باشى، دوست ندارى با کسی دیگری شریک بسازی؛ و اگر شىریک ساختی ، دیگر آن را ندارى؟

۳- آن چیست که زنده نیست، اما نفس مى‌کشد؛ دهان ندارد، اما صدا مى‌دهد؟

۴- آن چیست که مى‌تواند بشکند، بدون آنکه دست بخورد یا دیده شود؟

۵- آن چیست که هم‌زمان مى‌آید و مى‌رود، اما هرگز حرکت نمى‌کند؟

چیستان شعری:
سری از «چند سطری» را دور کن
تبدیل به یک  پرنده ی  مشهور کن
(جیلانی غیاثی)

 

 

پاسخ در هفته آینده

22 ژانویه
۱ دیدگاه

عشق زمستانی

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه  مؤرخ  ۲ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۲  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

عشق زمستانی

و عشق ترا

با صبر و شکیبایی «ایوب» وار

تار تار

در دوک آغوشم ریسیده ام

از یاد هات

تن پوشی بافته ام

که سرمای تنهایی ام را

چون پشم مهر

گرم میدارد

تو برای من همیشه گرما آفرینی

و بودنت

در زمستانی ترین روز هام

هنوز

بی انتهاست ….

هما طرزی

نیویورک

۲۶ اکتوبر ۲۰۲۵

 

Winter love

 

and your love

with the patience and perseverance of “Job”

I have spun

threads

in the spindle of my arms

I have woven a garment from your memory

that keeps the cold of my loneliness

warm like the wool of a seal

You always create warmth for me

and your presence

On my wintriest days

still

is endless…

Homa Tarzi

New York

October 26, 2025

22 ژانویه
۱ دیدگاه

اشک یاقوت

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه  مؤرخ  ۲ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۲  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

اشک یاقوت

 انیس و مونسم بر دیدن روی  تو می چرخم

 به دور سرو ناز و مقدم جوی  تو می چرخم

 زهی عزت که داری همچومن مشتاق دیداری

 چو ماه نو کنار خورشید  روی تو می چرخم

به شوق عشق تو دارم به هر ویرانه آهنگی

 بباغ و راغ و دشت و دامن کوی تو می چرخم

 مرا در حلقه ها مستانه میبینی که می رقصم

عزیزم   در  خیال   حلقهٔ  موی تو می چرخم

اگر نازک خیالی می کند  این جسم بی تابم

 چو مجنونی به یاد چشم آهوی تو می چرخم

 به یاد موج  زلف  نازنینت  گشته ام  طوفان

 چو گردابی به حسن چین ابروی تو می چرخم

شده عمری کشیدم  رنج  هجران ترا شهناز

 خمیده قامتم بر وصف دلجوی تو می چرخم

 دل خونین من چون اشک یاقوت میچکد آخر

 چو آهو در فراق چشم جادوی تو می چرخم

 پر و بالم توئی ای  خورشید  جان آفرین من

 به مضمون حضور تار گیسوی تو می چرخم

 ز بس آسوده حالان قدر نعمت را نمی دانند

 چو گوهر در کنار موج پهلوی  تو می چرخم

 مرا این ساز محفل می برد در عالمی دیگر

 به هرنوبت چو واعظ برگل روی تو می چرخم

ملا عبدالواحد واعظی

 

22 ژانویه
۱ دیدگاه

یادنامهٔ دکتورعبدالسلام آثم:

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه  مؤرخ  ۲ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۲  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

یادنامهٔ دکتورعبدالسلام آثم:

——————————————————-

در روزگاری که تاریخ کشورما مشحون از رخ داد های تلخ و شیرین وحوادث ناگواراست ، نام‌هایی چون ستارهٔ تابناک در آسمان فرهنگ می‌درخشند ؛ نام‌هایی که نه‌ تنهانمادی ازانسانیت اند ،بل که خود یک مکتب‌ اند وتندیسی ازدانایی ، صداقت ، فداکاری و عشق به خلق ومیهن که یکی از این چهره‌های درخشان دکتور عبدالسلام آثم است ؛ وی فرزندی برومند از دیار میمنه و ازتبار خدمت گزارانی که فرهنگ وفرهیخته گی درتار  و پود زنده گی اش تنیده است .

او در سال ۱۳۳۱ هجری خورشیدی چشم به جهان گشود ؛ در خانه‌ ای که درآن چراغ دانش روشن بود و درفضای آن عشق به مردم و مهر به وطن موج می‌زد ، از همان کودکی نگاه اش به سوی کتاب افتاد و دلش به خاطرخدمت به مردم مایل بود . قلم را دوست داشت و شیفتهٔ علم بود که همین دو بال نیرومند او را در تمام مراحل زنده گی وسیلهٔ پرواز  شـدبه سوی اوج ها .

جوانیِ پرشور:

————————-

داکترآثم دردوره تعلیمات ابتدایی ، ثانوی ولیسه همیشه شاگردبرتر بود ؛ بعداز فراغت اش ازلیسهٔ ابوعبید جوزجانی ، ازباعث آن که دانشگاه‌ ها بنابر اعتصابات محصلان بسته بود ، موصوف با جلب توجه مدیرمعارف فاریاب به صفت ماموردرچوکات معارف مقرر وایفای وظیفه نمودوبابازگشایی دانشگاه  کابل با سپری نمودن موفقانهٔ امتحان کانکورشامل دانشکدهٔ طب کابل شد وبه سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی از دانشکدهٔ طب کابل فارغ شده و طبیب حاذقی شدکه طبابت را تنها حرفه ندانست ، بل که رسالت انسانی پنداشت ودرعین زمان به سرودن شعر ونوشتن مقالات علمی هم باعلاقه مندی ادامه داد .

تحصیلات وپژوهش ها:

—————————————

دکتورعبدالسلام آثم پس از فراغت ازدانشکدهٔ طب کابل ابتدا به صفت استاد درانستیتوت تعلیمات متوسط طبی مقررگردیده ودرآن انستیتوت تابه مقام معاونیت علمی آن انستیتوت ارتقانمودکه بعدها با سهم گیری فعال ومؤثر در ایجاد خدمات مدرن صحت روان درکشورمصروف خدمت گزاری دراین بخش صحی گردیده موصوف بااستفاده ازبورس های تحصیلی وپژوهشی به همکاری ادارهٔ سازمان صحی جهان در مؤسسات تحصیلی وآموزشی معتبر کشورهای مختلف جهان در بخش تداوی بیماران روانی ومعتادین مواد نیشه آور، شیوه های علمی روان درمانی ، بازتوانی اجتماعی ومنجمنت این خدمات آموزش دیدواندوخته های خودرا درخدمت هم وطنان قراردادونیز چندین باردر کنفرانس های علمی جهانی و در برنامه ریزی خدمات صحت روان در کشورهای شرق مدیترانه از افغانستان نماینده گی کرده است .

وظایف دولتی وکارهای اداری:

—————————————————-

دکتورآثم در پست های مختلف دولتی تابه مقام های بلند کار کرده است که طور فشرده آن را چنین خلاصه کرده می توانیم:

ماموریت درمدیریت معارف فاریاب ، استادانستیتوت

تعلیمات متوسط طبی ، معاون علمی آن انستیتوت ،

معاون ریاست صحت روان افغانستان ، رییس شفاخانهٔ روانی کابل ، رییس عمومی خدمات صحی حوزهٔ شمال کشور، سکرتراول سفارت وبعد سفیردر سفارت کبرای دولت اسلامی افغانستان مقیم انقره .

موصوف در هریکی ازاین پست هـا با استفاده از تجارب واندوخته های خود به صداقت وامانت داری وظیفه اجرانموده وازخود شایسته گی نشان داده ومصـدرخدمات ارزنده وچشم گیرشده است .

وظایف فرهنگی وفعالیت های ادبی:

————————————————————-

آثم تنها یک طبیب حاذق ، اداره چی مدبروسیاست مدارباتجربه نبوده ؛ او شاعری دوزبانه ، نویسنده‌ٔ توانا و ادیبی مردم‌دوست است . او طبع آزمایی را تحت نظر مرحوم سیداحمدبینا از نوجوانی آغاز کرده و نخستین سروده‌ اش تحت عنوان مادربه سال ۱۳۴۶ هجری خورشیدی در روزنامهٔ فاریاب به نشـررسیـده است .

اشعار او در روزنامه‌ هاوجراید پرتیراژ افغانستان و اوزبیکستان اقبال چاپ یافته ، ومجموعهٔ اشعار اوزبیکی او درسال ۱۳۶۲ هجری خورشیدی  به نام «ینگی آچیلگن گللر» ازسوی انجمن شعرا ونویسنده گان افغانستان درمطبعهٔ دولتی به چاپ رسیده است .

بسیاری از آوازخوانان کشور به ویژه اعضای گروه هنری ظفر  بسیاری از تصنیف‌های اورا درقالب موسیقی درآورده اند .

شعر آثم ، شعر زنده گی است ؛ در آن ، هم بوی گل‌های وطن است ، هم نالهٔ دردمندان ، هم شور جوانی و هم حکمت پیری .

وظایف فرهنگی واجتماعی اورا طور فشرده چنین

خلاصه نموده می توانیم:

همکار ومشاور برنامه های صحی رادیو تلویزیون

افغانستان ،

همکار ادبی برنامه های اوزبیکی رادیو وتلویزیون افغانستان ،

همکار گروه هنری ظفر ،

معاون انجمن رضاکاران صحت روان افغانستان ،

اولین رییس شورای مرکزی انجمن فرهنگی امیر علیشیرنوایی ،

و رییس انجمن فرهنگی وهمبستگی افغانستانی های مقیم کشور تورکیه .

انسانی پاکباز:

————————

آنچه بیش از همه نام آثم را درخشان می‌سازد تنها مقام ، مسلک و شعرنیست بل که شخصیت انسانی  صداقت ، شجاعت ، تواضع ، و عشق اوبه انسان است . او هرگز در برابر زر و زور سر فرود نیاورد ، و هیچ‌گاه دست به ریا کاری و تملق نزد .

او نماد انسان پاکباز و وطن‌دوستی است که تمام عمر خویش راوقف خدمت به خلق ، رشدفرهنگ وبیان حقیقت نموده است .

سخن آخر:

——————

امروز، وقتی ازشخصیت دکتور عبدالسلام آثم سخن می‌گوییم ، تنها از یک فرد یاد نمی‌کنیم ؛ بل که از یک نسل ، یک فرهنگ و یک اندیشه یاد می‌کنیم . او آینه‌ ای است که در آن می‌توان صفات یک انسان خوب را دید ؛ دانش ،

صداقت ، مردم‌دوستی ، میهن‌پرستی و ایمان به انسانیت .

نام او ، همچون چراغی درحافظهٔ جمعی از ما می‌درخشد ؛ چراغی که نمودار راه خدمت به مردم ، راه صداقت و راه رشدفرهنگ ووارسته گی

است.

به زنده گی ندهـد کس به اهـل علـم بها

همه ز بعدِ  وفات اش کنند   مـدح  و  ثنـا

چو زنده است ، نبیندزخلق شفقت ولطف 

ولـی چـو  رفـت  نـمـایـنـد داد   و  وا ویـلا 

به وقتِ زندگی‌اش حـال او  نمی پرسنـد 

مگر چو رفت شود هرکسی  قصیده سرا 

کسی به فکرکسی نیست در زمـان حیـات 

عجب زمانه شد ای دوستـان عجـب دنـیا

اگر چه ما شده ایم خارچشم اهل غرض 

ازان خوشیم که   دوریم   ما ز مـکر و  ریا 

شنـوکه در قفس سینه مرغ دل شب وروز

زجـور وظلم خسیسان چـسـان کنـد غوغا 

بگـو عـزیـز دریغـا که  بیـن خـلـق  نمـانـد 

صفای طینـت و وارسته گی و مهر و وفا 

باعرض ادب وحرمت

داکتر عزیزالله فاریابی

۱۴ جنوری ۲۰۲۶ 

—————–

نمونه هایی از اشعار دری واوزبیکی دوکتور در ذیل به خدمت دوستان تقدیم نموده برایشان صحت مندی وعمردراز آرزو می نمایم.

گرچه دوستان عزیزبا نمونهٔ کلام او آشنا اند،بازهم

یک یک نمونه ازاشعاراوزبیکی ودری اورا باشما شریک می سازم.

رسـم وطـن داری:

ای وطـن داران کمـی باهـم  وطن داری  کنـید

جای بی مهری به هم سازیدوغم خواری کنید

مقـصـد دیگر ندارم زین همه گفت  و  شنـود

یک وطن دارم،نمی خواهم ستم گاری کنید

کسب قـدرت ازبرای خدمـت مردم  نکوست

نـی بـرای آن کـه ظلـم و مـردم آزاری کنـید

نعمـت آزاده گی  محـصول  جـان  بازی بـوَد

این متاعی  نیست کز دکان  خریداری کنید

درحصارِ ظالمان بی حمله  نتوان رخنه  کرد

ظلم ظالم می شود افزون، اگـر زاری کنـید

کی کـشد  بارِ امـانـت  رشـتهٔ  خـامِ فـریب 

ای هـوس بازان شـما تاچـند مـکاری کنـید؟

آن همـه نا قـابلی آخر به رسـوایی کـشــید

باچنین وضـعی همین بهترکه خرکاری کنید

داکتر آثـم

—————————————

توغری سوز اچچیغ بولر

قول  بولیب  یاولرگه ، اوزبیکمن  دیگاندن قورقه من

ایـل و تیل نی یاتـگه ساتگن شارلتاندن قـورقه مـن

کیچـه ـ کونـدوز تاریخیم ، آنه   تیلیم دیب  مقته نیب

اصـلیـده الـداوچـی بـولگـن مـهـربـانـدن قـورقـه مـن

بـوریا اوسـتـیـده  طـاعـت ایلـه گان  لـرنـی کـوریـب

بـوریـانـیــنگ آستــیده یاتـگن  چـیانـدن  قـورقـه مـن

باغ وبوستانده  کوکرگن خار  و خس  نینگ عمری آز

باغـیـمـیـزده ، باغـبان  ایکـگن تیـکاندن قـورقـه مـن

ایل ـ اولوس حقی اوچون  چاپگن  ایگیتگه  جان فدا

پول بیلن منصب  اوچون  چاپگن  جواندن  قورقه من

خـان وخاقـان نسلـی نینـگ مـیراثی باتیـرلیک  ایرور

میـن ، قـه ورچاغـدن توزه لگن قهـرماندن قورقه من

اونچـه هم قورقـاق ایمـس من ای وطنداشلر! بیراق

اولکـه ده بی هـوده آقـگـن تیـر و قـانـدن قـورقـه من

داکتر آثـم

 

 

21 ژانویه
۱ دیدگاه

 آهسته آهسته

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه  مؤرخ  ۱ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۱  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

 آهسته آهسته

شوم از دوستان روزی  جدا آهسته آهسته

 روم چون رفتگان سوی خدا آهسته آهسته

به نیکو  کاری  و  نیکی   نمایان  تا نکو کاری

 بماند    یادگاری   بعد  ما   آهسته  آهسته

بیا تا   باز   گوییم    راز دل  با   یکدگر   یکدم

 که خاموش می شود ما را صدا آهسته آهسته

 نباشد حاجتی  تا خود طلبکاری دلم باشی

 بیایم جانب    تو  خود  رضا  آهسته آهسته

 بت  نامهربان  باشد  چو  دنیای  فریب انگیز

 فراموش می کند آخر تو را آهسته آهسته

مباشد آخر کار عمر    این   دنیای   دو روزه

 بیاید پیش   رو    روز جزا   آهسته آهسته

شوم پامال جور روزگاران بی” امان ” آخر

 دلم له می شود در زیر پا آهسته آهسته

امان قناویزی 

فرانکفورت – آلمان

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                       

 

21 ژانویه
۱ دیدگاه

حل جدول سرگرمی ۶ در ۶

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه  مؤرخ  ۱ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۱  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

با سپاس  از همکار گرامی ما جناب انجنیر غلام جیلانی غیاثی

که زحمت طرح حدول سرگرمی ۶ در ۶  را انجام دادند ،

اینک حل آن را خدمت شما پیشکش می نماییم.

 

21 ژانویه
۱ دیدگاه

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه  مؤرخ  ۱ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۱  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

نور محمد غفوری

ټکنالوژی، سیاست او د عدالت پوښتنه

ایا د نوې زمانې په راتګ سره ټولنیز فکرونه زاړه شوی؟

ځینې کسان ځای ځای داسې نظر وړاندې کوی چې د نویې زمانې په راتګ سره چې نړۍ د نانوتکنالوژۍ (Nanotechnology) او روباټونو پر لور روانه او له حکومتونو سره د مستقیمو معاملو رول زیاتیږی، نور د شعارونو او ټولنو دوران تېر او دا د تاریخ کندو ته سپارل شوی دی . په دې مختصره لیکنه کې په نوې زمانه کې د ټکنالوژۍ او ټولنیزو فکرونو د اړیکو په اړه یو ځغلند نظر اچوو.  

بلې، نړۍ د بې‌ساری تخنیکی بدلونونو له پړاو څخه په چټکۍ تېریږی. مصنوعی ځیرکتیا، نانوتکنولوژی، روباټیک او ډیجیټلی شبکې نه یوازې د تولید، کار او اقتصاد بڼه بدله کړې، بلکې د سیاست، دولت او ټولنیزو اړیکو بنسټونه یې هم تر اغیز او پوښتنې لاندې راوستی دی. په داسې حال کې، دا پوښتنه راولاړیږی چې ایا د عدالت، ټولنیزې برابرۍ او دیموکراتیک مشارکت هغه فکری چوکاټونه چې د شلمې پېړۍ محصول ګڼل کېږی، لا هم د نن او سبا له پاره ارزښت لری که نه؟

تاریخی تجربه ښیی چې ټکنالوژیک پرمختګ هېڅکله د ټولنیزو ستونزو پای نه دی اعلان کړی، بلکې ډېر ځله یې نابرابری، د قدرت تمرکز او اخلاقی ننګونې لا ژورې کړې دی. د معلوماتی اقتصاد په عصر کې، شتمنی او واک تر پخوا ډېر په محدودو لاسونو کې راټولېږی، او دا وضعیت د دولت د رول، ټولنیز عدالت او د بازار د کنټرول بحثونه لا پسې مهم ګرځوی. له همدې امله، په هغو هېوادونو کې چې تر ټولو پرمختللې ټکنالوژی لری، د رفاهی دولت، سوسیال دیموکراسۍ او ټولنیز مسئولیت بحثونه نه دی ختم شوی، بلکه په نوې بڼه راژوندی شوی دی.

دا رښتیا ده چې د ګوندونو او دودیزو تشکیلاتو نفوذ په ډېرو ټولنو کې کم شوی، خو دا د ټولنیز فکر د زوال معنا نه لری. برعکس، دا بدلون د موضوع‌محوره اکټیویسم (Issue-based Activism) او د نوو، انعطاف‌منو ټولنیزو او مدنی جوړښتونو اړتیا څرګندوی: شبکوی حرکتونه، مدنی ائتلافونه، موضوع‌محوره اکټیویسم، او ډیجیټلی مشارکتونه. ستونزه په ایډیالوژۍ کې نه ده، بلکې په هغې بڼې کې ده چې له زمانې سره نه ده عیاره شوې.

په نړیوال سیاست کې د دولت‌محورې معاملې زیاتېدل هم د دې مانا نه لری چې ټولنې او مدنی ځواکونه بې‌اهمیته شوی دی. تاریخ ښیی چې هغه دولتونه چې له داخلی ټولنیز فشار، فکری بدیلونو او حساب‌ورکوونې پرته عمل کوی، ژر یا وروسته د مشروعیت له بحران سره مخ کېږی. دوامدار ثبات تل له دننه راولاړیږی، نه یوازې د بهرنیو معاملو له لارې.

له همدې امله، د نوې زمانې اصلی ننګونه دا نه ده چې «پخوانی فکرونه پرېښودل شی»، بلکې دا ده چې څنګه د عدالت، ازادۍ، انسانی کرامت او ټولنیز مسئولیت مفاهیم د ټکنالوژیک عصر له واقعیتونو سره بیا تعریف شی. راتلونکی نه یوازې د روباټونو او الگوریتمونو دی، بلکې د انسان، اخلاقو او ټولنې د نوې پوهاوی غوښتنه هم کوی. هغه ټولنه به بریالۍ وی چې هم له ټکنالوژۍ ګټه واخلی او هم د انسان ارزښتونه خوندی وساتی.

۲۰ جنوری ۲۰۲۶

 

20 ژانویه
۱ دیدگاه

چرا نهضت جدید سوسیال ‌دموکراسی افغانستان از ابتدا آغاز می‌شود؟

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  سه شنبه  مؤرخ  ۳۰ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۰  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

چرا نهضت جدید سوسیال ‌دموکراسی

افغانستان از ابتدا آغاز می‌شود؟

 سخن  نخست:

سقوط جمهوری اسلامی افغانستان به فروپاشی یک نظم سیاسی- حقوقی انجامید که در چارچوب آن، نظام حزبی و ساختارهای نهادی پیشین نیز مشروعیت و کارکرد خود را از دست دادند. این مقاله استدلال می‌کند که آغاز فعالیت نهضت جدید سوسیال‌دموکراسی افغانستان از ابتدا، نه یک انتخاب سلیقه‌ای، بلکه پاسخی عقلانی به گسست ساختاری نظم گذشته، فرسایش نهادی احزاب پیشین و فقدان یک سنت سوسیال‌دموکراسی نهادینه در کشور است. مقاله نشان می‌دهد که تنها با تعریف نو از هویت، برنامه و سازمان‌دهی سیاسی می‌توان زمینهٔ شکل‌گیری یک بدیل دموکراتیک، عادلانه و پایدار را فراهم ساخت.

مقدمه

اضافه تر از دو سال می گذرد که عدهٔ از طرفداران مکتب سوسیال دموکراسی در افغانستان وارد مذاکرات جدی به خاطر اتحاد و انسجام نوعیت فعالیت خویش در شرایط جدید اند. سقوط جمهوری اسلامی افغانستان در سال ۱۴۰۰ خورشیدی، صرفاً پایان یک حکومت نبود، بلکه به معنای فروپاشی یک نظم سیاسی- حقوقی مشخص بود که در بطن خود ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی معینی را حمل می‌کرد. این فروپاشی، افغانستان را وارد مرحله‌ای نوین با ماهیت ساختاری متفاوت ساخت؛ مرحله‌ای که در آن، بسیاری از مفاهیم، نهادها و چارچوب‌های پیشین، مشروعیت حقوقی و کارکرد عملی خود را از دست دادند. در چنین شرایطی، بازاندیشی بنیادین در سیاست، سازمان‌دهی سیاسی و نقش احزاب، نه یک انتخاب سلیقه‌ای، بلکه یک ضرورت تاریخی و تحلیلی است.

فروپاشی نظم حقوقی و بحران نظام حزبی

با از میان رفتن نظام جمهوری، قانون احزاب سیاسی و تمامی ضمایم حقوقی مرتبط با آن عملاً بی‌اعتبار شد. نظام حزبی‌ای که زمانی بیش از صد حزب در چارچوب آن ثبت و فعال بودند، به‌صورت حقوقی منحل گردید و در وضعیت کنونی، هیچ حزب سیاسی از مشروعیت قانونی برای فعالیت برخوردار نیست. این وضعیت، یک بحران عمیق در موجودیت، مشروعیت و امکان کنش سیاسی احزاب کوچک و بزرگ ایجاد کرده است.

در علوم سیاسی، احزاب به‌عنوان نهادهای میانجی میان جامعه و قدرت سیاسی تعریف می‌شوند. وقتی چارچوب حقوقی این نهادها فرو می‌ریزد، احزاب نه‌تنها توان ایفای نقش نمایندگی را از دست می‌دهند، بلکه خود به بازمانده‌های یک نظم منقرض‌شده تبدیل می‌شوند. از این منظر، تلاش برای احیای احزاب گذشته بدون بازتعریف بنیادین شرایط سیاسی، بیش از آنکه راه‌حل باشد، بازتولید بحران محسوب می‌شود.

فرسایش نهادی و بار تاریخی احزاب پیشین

بخش بزرگی از احزاب سیاسی افغانستان، حتی آن‌هایی که ظاهراً «نام بد» ندارند، حامل بار سنگین گذشته‌اند: فرسایش نهادی، ضعف دموکراسی درون‌حزبی، رهبری شخص‌محور، پیوند با منازعات مسلحانه، یا وابستگی به شبکه‌های قدرت غیرشفاف. در نظریه‌های سازمان سیاسی و تجارب عملی تاریخی، اصلاح چنین ساختارهایی اغلب پرهزینه‌تر و دشوارتر از تأسیس نهادهای جدید ارزیابی می‌شود.

پیوند خوردن با این ساختارها، خطر انتقال بار منفی و ترسبات ناکام گذشته را به هر پروژهٔ نوین سیاسی در پی دارد. برای یک جریان نوپا مانند (نهضت سوسیال‌دموکراسی افغانستان)، چنین پیوندی می‌تواند به از دست رفتن استقلال فکری، انسجام سازمانی و اعتبار اجتماعی منجر گردد.

خلأ واقعی سوسیال‌دموکراسی در افغانستان

افزون بر بحران نهادی، یک واقعیت ایدئولوژیک بنیادین نیز وجود دارد: در تاریخ معاصر افغانستان، نه حزب سوسیال‌دموکرات به معنای علمی و مکتبی آن وجود داشته و نه امروز چنین حزبی به‌صورت واقعی و نهادینه قابل شناسایی است. ساختارهای حزبی پیشین بر مبنای تیوری های مکتب های سیاسی دیگر (غیر از سوسیال دموکراسی)، یا بر محور ایدئولوژی‌های اقتدارگرا، بنیادگرایانه، قوم‌محور و یا شخص‌محور شکل گرفته‌اند، یا فاقد چارچوب نظری منسجم در حوزهٔ عدالت اجتماعی، دولت رفاه، اقتصاد مختلط (اقتصاد بازار اجتماعی) و دموکراسی نهادی بوده‌اند.

سوسیال‌دموکراسی، صرفاً یک نام یا شعار سیاسی نیست، بلکه یک مکتب مشخص فکری- سیاسی است که بر تلفیق دموکراسی سیاسی با عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی، برابری فرصت‌ها و نقش تنظیم‌گر دولت در اقتصاد تأکید دارد. فقدان چنین سنت فکری نهادینه‌شده‌ای در افغانستان، خود یکی از دلایل اصلی ضرورت آغاز یک نهضت جدید از نقطهٔ آغازین است.

ناسازگاری ادغام با احزاب غیر سوسیال‌دموکرات

بر این اساس، نهضت جدید سوسیال‌دموکراسی افغانستان نه از منظر فکری و نه از نظر برنامه‌ای، نمی‌تواند با احزاب غیر سوسیال‌دموکرات یکجا شود یا فعالیت خود را از بستر آن‌ها آغاز کند. ادغام با ساختارهایی که از نظر ایدئولوژیک ناهمگون‌اند، به استحالهٔ هویتی، ابهام نظری و تضعیف پروژهٔ فکری این نهضت منجر خواهد شد.

تجربه‌های تطبیقی در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که جریان‌های سوسیال‌دموکراسی زمانی توانسته‌اند به نیروی مؤثر سیاسی بدل شوند که ابتدا هویت نظری، پایگاه اجتماعی و ساختار سازمانی مستقل خود را تثبیت کرده‌اند و تنها پس از آن، وارد ائتلاف‌های هدفمند، مشروط و مبتنی بر برنامه شده‌اند.

گسست نسلی و ضرورت بازسازی اعتماد اجتماعی

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، بخش بزرگی از جامعهٔ افغانستان، به‌ویژه نسل جوان، با احزاب سنتی احساس بیگانگی می‌کند. این بیگانگی، محصول ناکامی‌های تاریخی، فساد ساختاری و فاصلهٔ عمیق میان شعار و عمل سیاسی است. ایجاد یک نهضت نوین با زبان، ارزش‌ها و روش‌های متفاوت، می‌تواند فرصتی واقعی برای بازسازی اعتماد اجتماعی و مشارکت سیاسی معنادار فراهم سازد؛ امری که از درون احزاب فرسودهٔ پیشین به‌سختی قابل تحقق است.

جمع‌بندی

آغاز فعالیت جدید (نهضت سوسیال‌دموکراسی افغانستان) از ابتدا، نه نشانهٔ تفرقه، خودمحوری یا نادیده‌گرفتن تجربهٔ گذشته است و نه یک تصمیم احساسی. این رویکرد، پاسخی عقلانی و مبتنی بر تحلیل علمی به سه واقعیت هم‌زمان است: فروپاشی نظم حقوقی– سیاسی گذشته، فرسایش نهادی احزاب پیشین، و خلأ واقعی یک بدیل سوسیال‌دموکراتیک در تاریخ سیاسی افغانستان.

در چنین شرایطی، تنها با تعریف نو از هویت، برنامه و سازمان‌دهی سیاسی می‌توان زمینهٔ شکل‌گیری یک پروژهٔ معنادار، پایدار و پاسخ‌گو را فراهم ساخت؛ پروژه‌ای که هدف آن، نه بازتولید گذشته، بلکه اندیشیدن به آینده‌ای عادلانه‌تر، دموکراتیک‌تر و انسانی‌تر برای افغانستان است.

نور محمد غفوری

۱۹ جنوری ۲۰۲۶ 

 

 

 

20 ژانویه
۱ دیدگاه

بزن دف از محبت

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  سه شنبه  مؤرخ  ۳۰ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۰  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

بزن دف از محبت

 گلی از گلشن زیبای  یارم

عبیر زلف  عنبر  سای یارم

 غبار  الفت  دنیای  عشقم

حریق زهره و  زهرای یارم

 چو‌ آتش زیر خاکستر نهانم

 ولی شوریده و شیدای یارم

گهی در آتش  عشقی بسوزم

 گهی چون لاله در صحرای یارم

گهی در کوی او افتاده بر در

 گهی در آتش و سودای یارم

بسودای جمالی چون بنفشه

به فکر طلعت  سیمای یارم

بگیر بزمی بزن دف از محبت

که م ن  در  دانهٔ  دنیای یارم

 مپرسید از دل و دلدادگی ام

 که طور سوختهٔ سینای یارم

میازارید   دلی    آزرده ام   را

 که دست بر دامن عذرای یارم

 خوشا ایدل که من آشفته احوال

 غلام   حضرت   مولای    یارم

چو واعظ در حریم عشق شهناز

 عقیق  گنج   کم  پیدای  یارم

ملا عبدالواحد واعظی

20 ژانویه
۱ دیدگاه

دیر نیست

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  سه شنبه  مؤرخ  ۳۰ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۰  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-


دیر نیست

امشب  دلم گرفته و از من  بریده‌ای

 انگار   بی خبر   ز دلِ   من رمیده ای

 می پرسم از خودم که کجایی؟ چه می‌کنی؟

 شاید   به    انتهای   معما رسیده‌ای

 از من   عبور  می‌ کنی و باز هم دلم

دلخوش به این خیال که شاید ندیده‌ای

 من عشق را بدون تو  معنا  نمی‌کنم

تو در کدام صفحه مرا خط کشیده‌ای

 بر من مجالِ حرف  زدن را نمی‌دهی

 گویا شبیهِ حرفِ  دلم  را   شنیده‌ای

یک روز می‌رسد  که   مرا باورم کنی

آن وقت دیر نیست…خدا را چه دیده‌ای

یحیی ماندگار

19 ژانویه
۱ دیدگاه

بازیچه

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه  مؤرخ  ۲۹ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۹  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

بازیچه

عاشق شوی! خزان شده و زرد می‌شوی

سیگار گونه  سوخته ،  شبگرد  می‌شوی

با اشتیاق  سوی  یکی   می‌دوی،    ولی_

از دیگران   گریخته  و   دلسرد    می‌شوی

هرکس که بر تو   می‌نگرد ،  گریه می‌کند

سرتا  به  پا  دچار  غم  و  درد     می‌شوی

عاشق شوی    زمین  و زمان آه می‌کشند

در    کوچه‌   ها   قدم زده ولگرد می‌شوی

بازیچه‌   است آدم   بدبخت   دست  عشق! 

هرگونه خواست، هرچه که او کرد می‌شوی

زخمی   دلت   به  دست   مداوا  نمی‌رسد! 

با عشق زخم خورده، ولی مرد می‌شوی….

نوید الله محرابی (صافی)

19 ژانویه
۱ دیدگاه

عقل چیست؟

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۲۹ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۹  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

تحقیق ، تتبع  و نگارش :

برهان الدین « سعیدی »

 عقل چیست؟

   جهد کن تا پیر عقل و دین شوی ــ  تا چو عقل کل تو باطن بین شوی       

مولانا « بلخی »

عقل : عقل  در اصطلاح  ادبیات «  خرد ،  فهم ، علم ،  دانش ،  شعور ،  قوه تشخیص ،  دریافتن ،  دانستن و فهمیدن » است؛ مترادف عاقل: « باهوش،  باخرد، دانا،  ذکی و هوشیار »؛ متضاد عاقل: « جاهل،  نادان، بی‌خرد ، بی عقل  و… »  و جمع آن « عقول » به معنی « خردمندان » میباشد.

عقل : عقل « خرد »  مجموع  « فعالیتهای ، اعمال ،  قوهٔ تشخیص  و ادراک »  یک انسان است که به وسیله آن : « معنی »  را میتوان  درک و تشخیص کرد ؛ از« منطق » میتوان در« تحقیق، برسی و ارزیابی » استفاده  نمود و از « واقعیت یا حقیقت » میتوان  در « شناخت و قضاوت » کار گرفت.

ــ طب مدرن « علوم اعصاب »: عقل  را « نیرویی  درونی انسان »  بخاطر شناخت: «  فکر، ادراک، حافظه، قضاوت و تصمیم‌گیری» معرفی کرده و به « مغز» وابسته میداند وهمچنان: مغز را« مادی»؛ هوش را« مهارت» و ذهن را تجلی « فکرو احساس» تلقی مینماید و ضمناَ تحقیق علمی  داکتر راجر « اسپری» برنده جایزه نوبل نشان داد که: عقل و هوشیاری به یک نقطه واحد مغز محدود نیست.  

ــ  فلاسفه یونان قدیم : ارسطو «  شاگرد افلاطون »: عقل  را به یک نیروی اصلی در نفس انسانی و یا « نیرویی  دوگانه در انسان »  معرفی کرده  و آن  را به  دو بخش: عقل  نظری : «  برای شناخت حقایق  جهان » و عقل عملی: «  برای هدایت  رفتار اخلاقی » تقسیم  کرد و خاطر نشان  ساخت که: عقل نظری و عقل عملی  باید با هم کار کنند و اخلاق بدون عقل، ناقص است.

ــ ادیان کهن : دین زرتشت« مزدیسنا » باور دارد که انسان از طریق عقل  میتواند  حقایق درک کند؛ دین هندو« هندوئیسم » معتقد است که: عقل  ابزار  برای «  درک حقیقت ، تصفیه  ذهن  و شناسایی توهم » است و دین بودا «  بودیسم »  عقل  را نور حیاتی  میداند که از طریق  کنترول  ذهن  و پاکی درونی  به دست میاید.  و همچنان  ادیان ابراهیمی  باور دارند  که:  عقل  نیروی درک  برای شناخت حقیقت،  تمیز حق از باطل  و رسیدن به کمال است.

ــ  تصوف به این عقیده است  که: عقل  به  تنهایی  برای  درک  حقایق عمیق هستی  و معارفت الهی  کافی نیست و همچنان عرفان عقل  را چراغ  تا  پیش دروازه  میداند  و انطرف دروازه  ضرورت  به  ایمان است و از جانب هم  باور دارند که: عقل  تا جای مفید است که ایمان  را ثابت کند و…

 ــ صوفیان تاکید دارند که:  عقل  در درک حقایق  الله سبحانه و تعالی  ناتوان است و تنها راه رسیدن  به معرفت حقیقی، شهود و اشراق قلبی یعنی « قلب و عشق » است  نه استدلال عقلی . چنانچه:      

ــ خواجه عبدالله « انصاری » به این نظر است که: عقل ابزاری  محدود است که توانایی درک حقیقت ذات حق را ندارد و تنها  تا حد معقولات پیش میرود،  اما  برای رسیدن  به مقام  قرب الهی  و وصال معشوق،  نیازمند « عشق » و « جذبه » میباشد.                                              

ــ مولانا جلال الدین محمد « بلخی » اعتقاد داشت که: عقل با عشق باعث نور و معرفت الهی میشود وبه این اساس عقل را به دو نوع: عقل جزئی « عقل حسی » و عقل کلی « عقل الهی » تقسیم کرد.

عقل : عقل در قران کریم  بنام: « تعقلون ، یعقلون ،  یعقلها ،  نعقل ،  عقلوه  و  لُبّ »  بصورت  فعل  امده  و همچنان با  « تدبر ، فکر ، فهم ، علم  و لب و ایمان و تقوا و نفس  و روح  و قلب »  ارتباط  با معنی دارد  واز جانب هم  رب العالمین برای سعادت و رستگاری انسان به صراحت بیان کرده که: « در آفرینش آسمان‌ها و زمین، وآمد و رفت شب وروز،  نشانه‌های  برای خردمندان  است».

چنانچه مولانا داکتر سعید افغانی در کتاب « الاشارات والتنبیهات ابن سینا » بیان کرده که : عقل قوهٔ  تشخیص و ادراک لازمه  دارد و میتواند خوب و بد را از هم تفکیک کند. و همچنان  در« اندرزها » خویش  چنین نوشته است که:  خداوند تعالی؛  انسان  را فاعل  مختار و اشرف المخلوقات  آفریده و تصرف  کائینات را  به آن  داد ،  بنآ  اگر انسان هر قدر از اختیار جائز خود کـاربگیرد  و هر قدر در معرفت کائینات  افق  ذهن  خود را  وسعت دهد  به همان اندازه  از منافع  زندگی  بهره مند میگرد.

 الهی!                                                                                                                       

ــ نمیدانم  که جایگاه اصلی عقل :« قلب » است و یا « مغز» ؟ ولی؛  یقین دارم  که توعقل را منحیث « رحمت و نعمت »  به آدمی عطا  کردی، تا قلب  را به آن  تجلی دهد و با تفکرسالم  به کمال  برسد.

آی الله سبحانه و تعالی عزیز!                                                                                           

ــ  آی انکه تو آفریده « عقل » آدمی هستی !  با لطف خویش  برایم  « عقل سلیم » ارزانی کن ؛  تا  با « خرد ، تفکر ، تعقل ، عشق،  جذبه و اشتیاق »  فقط  تو را پرستش و عبادت کنم.

ــ آی انکه تو عطا کننده « « قلب » آدمی هستی! با  محبت خویش نور رحمت را تجلی قلبم  بگردان، تا با عشق حقیقی؛  برای سعادت  و رستگاری  خود و بشریت، جد و جهد نمایم.

امین یا رب العالمین

 

منابع و مآخذ:

ـ سوره ۱۲: یوسف ، ایه مبارکه « ۲ »: در مورد قران به زبان عربی که دران تفکر شود.                                  

ــ سوره ۲: البقره و ایه مبارکه « ۲۴۲» :  در مورد  فکر و اندیشه درمورد ایات قران.                                     

ــ سوره ۲: البقره و ایه مبارکه « ۱۶۴» : فکر و اندیشه درمورد آفرینش آسمانها و زمین و…                            

ــ  تفسیر احمد : مولف امین الدین « سعیدی» ،جزا« ۱ـ۲ـ۳»، صفحه « ۲۸۳» تفسیر ایه ۱۶۴ سوره البقره.         

 ــ سوره ۸: الأنفال ، ایه مبارکه « ۲۲» : در مورد کسی که نمی اندیشد، بدترین هستند.                                      

ــ سوره ۳: آل عمران ، ایه مبارکه « ۱۹۰ » : در آفرینش آسمانها و زمین و آمدن شب و روز…                         

 ــ سوره ۲: البقره ، ایه مبارکه « ۲۶۹ »: الله تعالی به هر کس که بخواهد حکمت مى ‏بخشد، و…                         

ــ  مثنوی معنوی ، دفتر چهارم . بخش  ۸۱ : مولانا بلخی : « جهد کن تا پیر عقل و دین شوی و …» .                   

ــ  کتاب « اخلاق نیکوماخوسی » :  نوشته ارسطو فیلسوف یونان.                                                               

  ــ اندرزها و نصایح : نوشته مولانا داکتر محمد سعید افغانی. « بخش دری ».                                                   

ــ الاشارات والتنبیهات ابن سینا: تحقیق پژوهش و ترجمه از: مولانا سعید افغانی، صفحه « ۱۳۸ ».                      

ــ  تحقیقات علمی داکتران مغز و عصب: مادی گرا ، دوگانه انگار ، وایلر پنتت ، راجراسپری و مایکل گازانیگا.       

ــ  بحث عقل ، فلسفه و تصوف از دیدگاه : خیام ، مولانا بلخی، امام محمدغزالی ، ابن عربی ، سهروردی ، ابن سینا ، خواجه عبدالله انصاری. « یوتیوب ــ هوش مصنوعی»  و معلومات عزیزانم : کرنزی صاحب و نوس صاحب.           

ــ فرهنگ زبان فارسی : دکتر مهشید « مشیری» و فرهنگ فارسی عمید : حسن « عمید»

19 ژانویه
۳دیدگاه

ظبط و چور و تاراج 

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۲۹ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۹  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

شاعر: زنده یاد استاد صابر هروی  – فرستنده : محترمه ادیبه صابر صادقیار

ظبط و چور و تاراج 

 

ستمی  که  ما  کشیدیم  نکشد  الهی انسان 

ز ستمگران   مومن   ،   ز جفای   اهل    ایمان 

همه جا ز دود و آتش شده گلشنش  چو گلخن 

همه شهر و کوه و برزن ، شده دخمه های دزدان 

به    دهات   ما    نمانده  ، اثری   ز راه و خانه 

نی گاو و الاغ و قلبه نه زمین و کشت و دهقان 

شده   بی تراوت  و گل  ، نی نوا و صوت بلبل 

اثری    نمانده   دیگر   ز بهار  و   باغ  و بستان 

همه چیز واژگون شد ، همه جا  طشت خون شد 

همه اش ز فیر راکت ، همه اش ز توپ  و هاوان 

همه مال و هستی ما شده ظبط و چور و تاراج 

نی رفاه و امن و راحت ، نی ترحم و نی وجدان 

نکند کسی   رعایت  ز اصول  و دین و قانون 

نه  وفا   و  آدمیت  ، نی   حمایت   مسلمان 

وطنی که بود جای   خرد  و کمال  و   دانش 

وطنی که مردمش بود ، همه اهل جود و احسان 

شده سر بسر ز راکت  همه  جای او خرابه 

چی خرابهٔ   مهیبی  که دگر  نگردد  عمران 

همهٔ  قصور عالی ، شده واژگون و  بر هم 

همه آبدات پارین ،  شده سرنگون و ویران 

به امان نمانده هرگز خر و گاو و مرغ در ده 

به صحاری و مراقع ، سگ رمه دار و چوپان 

همه راههای  کشور  ز خطر  نمانده  ایمن

شده بسته   بر رخ   ما ز جفای  باج  گیران 

بهمه زیان رسیده ز شلیک  توپ  و  هاوان  

به مزار و قبر و مسجد ، به  رواق و تاق و ایوان 

ز جهالت  و  تعصب   همه   رهنورد   کینه 

نی حذر ز روز محشر ، نه حیا ز دین و قرآن  

به امید  لطف  خالق  به  بلا صبور  و صابر 

همه اهل دین و قبله ، همهٔ  وطنپرستان . 

صابر هروی

18 ژانویه
۳دیدگاه

یادی از زِنده یاد اُستاد خلیل الله خَلیلی

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه  مؤرخ  ۲۸ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۸  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

 

یادی از زِنده یاد اُستاد خلیل الله خَلیلی  

 خَلیلی، شاعِرِ شیوا‌بیان بود

 دَبیرِ  فَوقِ‌العادَه،  پُر‌توان بود

 به بَزمِ چامه‌پردازانِ  پُرفیض

چِراغِ  راهنمایِ  شاعِران بود

چو آفتابِ دُرخشان می‌دُرخشید

 اَدیبِ مُطرَحِ عَصر و زَمان بود

 گِران‌اَرج و جَلیل و اَهلِ اِدراک

هَدَفمَند و فَهیم و مِهربان بود

 سُخَن‌دان و سُخَن‌ساز و سُخَن‌وَر

 ذَکیِّ نُکتِه‌سَنج و نُکتِه‌دان بود

 ظَرافت در بَلاغَت و بَیان داشت

 اَنیسِ پیر و مُشتاقِ جوان بود

مَتین،   اِستِوار   و   با  دِرایَت

فَروتَن، عالِمِ  اَندر  جَهان  بود

خُدا رَحمَت کُند بَرحالِ اُستاد

 به جِدّ ما رَفیقِ هَم‌زَبان بود

 بشیر، شاگِردِ مَکتَبِ خَلیلی

فَصیح و ناطِقِ  زیبا زَبان بود

 بشیر احمد بشیر شیرین سخن

18 ژانویه
۱ دیدگاه

فراق

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه  مؤرخ  ۲۸ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۸ جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

فراق

مکن دیگر پریشانم که  من عزم سفر دارم

درخت  پیرم و  حالا  به ریشه  صد تبر دارم

فراقت میکشد من را ،  ولی امروز مجبورم

چو شمع در گداز هستم که آتش ها به سر دارم

مگو  نشنیدم  آوازت  ، نبوسیدم  لب  نازت

ندیدم گر چه پروازت  ز حالت من خبر دارم

سرشک عشق در چشمت ، به طغیان آمده خشمت

نمیدانی تو حال من، چه داغی در جگر دارم

ورق زد  دست  تقدیرم ، میان خاطرات من

به رنگ خون رقم آمد: بلا را پشت سر دارم

به چشم پر خمار تو اگر «غایب» شود پیدا

هویدا میکند رازی که هر شب با قمر دارم

داکتر سلیمان غایب

17 ژانویه
۳دیدگاه

دریغ

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ  ۲۷ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۷  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————

فرستنده : محترمه ادیبه صابر صادقیار

شاعر : زنده یاد استاد صابر هروی

دریغ 

گر این عصر عصر طلایی بود 

چرا   کار  ما   ژاژ  خوائی بود 

بمنزل    نداریم    ره  از زمین 

عجب مغز ها مان هوائی بود 

جوان  و  ادیب  و  خردمند ما 

مریض   تب  خود نمائی بود 

فصیح الکلام و وعاظ وخطیب

هواه خواه و بیجا سرائی بود 

کهن گر کند کار پوسیده است 

جوان    گر   بود    ابتدائی بود 

هنرمند  و   ملا و شیخ و فقیه

گرفتار     صد     ناروائی    بود 

اگر خورد و بُرد و بدزدید و کشت 

نگویند      آقا      کجائی     بود 

وطنخواه و روشنگر و  راستگو 

به    انظار   ما     خولیائی  بود 

یکی   انقلاب  بکش  بسته کن 

بدرد همه  خوش  دوائی  بود . 

بغلان

اسد ۱۳۳۱

صابر هروی

17 ژانویه
۱ دیدگاه

هجران

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ  ۲۷ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۷  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

هجران

گیر آمدم  ، گیر آمدم در بند  و زنجیر آمدم

رفتم جوانی در کمر ، برگشتم و پیر آمدم

در ظلمتم روشن شدم، با حیرتم دشمن شدم

از دادگاه  روشنان با  جرم  و تقصیر آمدم

حرفِ گمانم  را زدم ، چانه  زمانم  را  زدم

تخته دکانم را زدم، بی حرف و تقریر آمدم

پایم شبی در دام رفت، هم حیثیت  وهم نام رفت

دل رفت از دستم ولی با مکر و تزویر آمدم

تنها ز شهر خویشتن رفتم خموش و بی سخن

از عشق دیرین وطن،  با زوج و تکثیر آمدم

رفتن چرا سوی کنشت، باشد ا گریک سرنوشت

از ابتدا  در این   جهان  بی امر تقدیر آمدم

بودم چو موجی در میان، رفتم به اوج آسمان

در گوش موهوم فلک، بم بودم و زیر آمدم

با جامه ای درویش خود کس را ندیدم پیش خود

رفتم دیار عاشقان ، بودم  گدا  ، میر آمدم

با ترح و ساز و با نوا ، غایب چو موجی در هوا

با رعد و برق و با صدا  ، با نقش و تصویر آمدم

داکتر سلیمان غایب

16 ژانویه
۱ دیدگاه

مدارا

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه  مؤرخ  ۲۶ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۶  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

مدارا

جهان را خرم و شادان، جدا از  دردِ سر بینم

 جهانِ نو  ، جهانِ نور ؛ جهان  را   معتبر بینم

 اگر تخمِ  خرد کارند ، بروید عقل  و  اندیشه

 اساسِ فهم و هر فکرت، طلا و سیمِ زر بینم

جهان را محترم بینم، بدونِ خصم و هر نفرت

 به هر سو اشتیاق و شور، همه شیر و شکر بینم

قلم   باشد  سلاحِ  ما ، خرد  راهِ نجاتِ کس

 زِ علم و صلح و آگاهی، همه را بهره‌ور بینم

 نه جنگ و   در  دل‌  ها  ، نه بیدادِ ستم‌ کاری

 دلِ انسان شود دریا، من این‌سان بحر و بر بینم

محبّت جای هر نفرت، صداقت در همه اقشار

 درستی  در همه ادیان ، تحمّل را هنر بینم

 نبینم هیچ  شیّادی ، نباشد  تخمِ شیطانی

 مدارا در دلِ  انسان  سراپا   ریشه‌ ور بینم

بشیر احمد شیرین سخن

16 ژانویه
۳دیدگاه

امید

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه  مؤرخ  ۲۶ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۶  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

امید

 

خورشید تابیده است

در آسمانی که چشمانم

در بدرقه ابرها

امیدوار نشسته است

 

و نور هستی

در دل های پاک و صمیمی

زمزمه عشق را

آغاز کرده است

 

در زمستانی ترین روز ها

نوید بهار

هنوز موهبتی است

پر نور و بی انتها

که باغ دلم را

با نور ایمان

سبز نموده

تا در فراسوی امید

به تو بپیوندم

 

هما طرزی

نیویورک

۴ دسامبر ۲۰۲۵

 

Hope

The sun has shone

in the sky where my eyes

hopefully sit

in pursuit of the clouds

and the light of existence

in pure and sincere hearts

has begun to whisper love

in the most wintry days

The promise of spring

is still a gift

full of light and endless

that has greened the garden of my heart

with the light of faith

so that I may

join you

beyond hope

Homa Tarzi

New York,

December 4, 2025

16 ژانویه
۱ دیدگاه

عشق تو

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه  مؤرخ  ۲۶ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۶  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

عشق تو

به  احترام  تو  آهنگ  زیر،  بم  شده است

غزل به پاس حضورِ  تو محترم شده است

بخند  تا  که    بخندد     تمام     قافیه‌   ها

بدون تو همه ای دل خوشی ستم شده است

چه عاشقانه   بگویم  چه  عارفانه ،  غزل

همیشه وقت به نامِ تو متّهم شد ه است

زیاد  بود  ،  ولی  بعد   خوب     دیدن   تو

غرور و کبر منِ دل شکسته کم شده است

شنیده   است که  شاید  دوباره برگردی

دلم برای تو دستی به سینه خم شده است

شبیه  قند  که  در چای  تازه  حل  گردد !

ببین که عشق تو هم حل به رگ رگم شده است….

محرابی – صافی

15 ژانویه
۱ دیدگاه

مدفون ویرانه

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه  مؤرخ ۲۵جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۵  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

مدفون ویرانه     

ای دوست مرا  دریاب  ڪه  دیوانه  شدم

در دیار بی کسی، با  درد هم خانه شدم

 احترام این روزها درگروِ  دارایی  هاست

 منِ مفلس درجوامع خوار و  بیگانه شدم

کاسه و کوزه همه، بر سر من می شکند

 به گناهی که چرا بر شمعی پروانه شدم

 آسمان من نگشت، یک روز بر وفق مراد

 تا منِ دل سوخته، بر باد و افسانه شدم

 شیخ و ساقی متحد اند از پی‌  تکفیر من

هم زمسجد رانده و  منفور  میخانه  شدم

 از نگاه مفتی و   ملا جزایم ڪشتن است

 چون زمهر و عاطفه، برکاکلی شانه شدم

 نه پناهی‌مانده در محراب   و نه  در میکده

این منم که درمیان بی سرو سامانه شدم

رو به صحرا می‌نهم، پنهان  ز چشم مدعی

 در بیابانِ   طلب  مشتاقِ  “دُر”  دانه شدم

 در   هیاهوی    زمان   گم    شد (رشیدی)

نام تو هم چو گنجی پر بها مدفون ویرانه شدم

 چمن علی رشیدی

15 ژانویه
۱ دیدگاه

بخت خفته

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه  مؤرخ ۲۵جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۵  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

بخت خفته

 من که ام؟ آنکه ز جان بگذشته ام

 در دیار   ملک    دل    گم گشته ام

 گه زنم ره  سوی جانان  گه به دل

 از   پریشانی   و    بخت   خفته ام

 با که بنشینم  که گویم   یک دمی

 راز      پر     درد    دل    آشفته ام

 که  شناسد  بهتر  از  خویشم دلا

 بار ها   این گفته  با خود  گفته ام

 آنچه    دیدم  از خود  و  بیگانه نیز

 در   درون    خویشتن    بنهفته ام

 چون تویی محرم به  اسرارمامان

من نه از بیگانه از خود سوخته ام

امان قناویزی

15 ژانویه
۲دیدگاه

ورزش روزانه مغز و ذکاوت با حل معما ها !

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه   مؤرخ ۲۵ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۵  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

همکار گرامی ما جناب انجنیر غلام جیلانی غیاثی اینک 

سرگرمی دیگری را طراحی نمودند که با سپاس از ایشان

خدمت شما عزیزان پیشکش میگردد.

 

ورزش روزانه مغز و ذکاوت با حل معما ها !

نوع دیگری از بازی حروف برای فعال نگه داشتن مغز. سرگرمی آرامش‌ بخش و سرگرم‌کننده برای بزرگسالان

جدول ۶ در ۶ ( شماره ۱)

در جدول ۶ در ۶ فوق حروف را طوری در مربع ها بگنجانید که در هر قطار افقی و عمودی شش حرف جداگانه نوشته شود قسمیکه در هیچ قطار حروف تکرار نگردد.

بطور مثال :

به جدول داده شده ۴ در ۴ وحل آن  در زیر  توجه فرمائید :

حروفی که در مربع های خالی گنجاتیده شده

به رنگ سرخ است.

 

 

جل جدول  را در هفته اینده میتوانید ملاحظه کنید.

 

 

 

12 ژانویه
۳دیدگاه

باور

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه  مؤرخ ۲۲ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۲  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

باور

بنام  او  که هستی  را   بنا  کرد

  آدم را  آفرید   و   پس  فنا  کرد

   زِ خاک و باد و آب و نارِ سوزان

 حیاتِ    آدمی‌  زاد    را   بپا  کرد

   به او بخشید عقل و نورِ بینش

  پیامش را به انسان راهنما کرد

   ز جنت   آدمی   را  بیرون  آورد

به نفس و مَکرِ شیطان  آشنا کرد

   به رنج   و  کار  ، راهِ   زندگانی

  به انسان نعمتی افزون عطا کرد

   پیامبران    فرستاد   با  پیامش 

به انسان   راهنما   و  مقتدا  کرد

  به شب مهتاب و روز آفتاب تابان

 زمین   را   پر   ز الطاف  خدا کرد

  میلیون‌   ها    منظر  در  زمینش 

 بر آسایش   خلقت   رونما    کرد

   بنازم   خالق    هستی که ما را

  لایق  بر صفحه ی  دار الفنا کرد

 بشیر!   باور  نما    روزِ   جزا   را

جهنم   را    خدا   اعمال  ما  کرد

بشیر احمد شیرین سخن

12 ژانویه
۱ دیدگاه

عاشقِ بی باک

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه  مؤرخ ۲۲ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۲  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

عاشقِ بی باک

می‌بوسمت آن گونه که در وقت اذان هم

در    اوّل   و   در    آخر  ماهِ    رمضان   هم

می‌بوسمت آن لحظه که هرچیز گران است

در شهر   شما گر   بشود بوسه گران هم

در     خانه   تو    تشریف    بیاری  و نمایم

با بوسه‌ی خود بدرقه با چشم و زبان هم

در گونه  و  لب  می‌کنم  این‌ گونه حواله

با تاب و توان بوسه  و  بی  تاب  توان هم

امروز  که  من عاشق بی باک  تو  هستم

لبخند  بزن  سوی  منی  بی  همگان  هم

با دیدن  چشمان  تو  چون  سیل  سر آمد

اندازه‌ی   امروز   فشارم    ،   ضربان   هم

یک چشم تو جادوگر و یک چشم تو ساقی‌ست

چون شوق به جوش آمد و اکنون هیجان هم

تیرت    به خطا   هم برود   کشته‌ی دارد

من کشته‌ی تو هستم و بی هیچ نشان هم….

۱۹ جدی ۱۴۰۴

محرابی  – صافی