( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه مؤرخ ۳۰ میزان ( مهر) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۲۲ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

شرح و تحلیل شعر اخلاق و تمدن
==================
جستجوی ریشۀ افراطیت در متن تورات
شرح و تحلیل دینی، تاریخی، فلسفی و اجتماعی چند بیت
این سروده را میتوان نوعی شعر اعتراضی، اخلاقی و انتقادی دانست که محور اصلی آن، نقد افراطگرایی دینی، خشونت سازمانیافته، ستم بر زنان، فساد صاحبان قدرت و فاصلهگرفتن دین از عدالت و انسانیت است. شاعر با کنار هم قراردادن نامهایی چون اپستین، داعش، طالبان، کلیسا و یهوه، میکوشد نشان دهد که سوءاستفاده از قدرت، خواه با پوشش دین و خواه با تکیه بر ثروت و نفوذ سیاسی، میتواند به تحقیر انسان و نابودی کرامت او بینجامد.
در این شعر، چهار پرسش اساسی مطرح میشود:
- دینی: آیا هر عملی که به نام دین انجام شود، الزاماً با اراده خدا و اخلاق دینی سازگار است؟
- تاریخی: چگونه نهادهای قدرت، در دورهها و جوامع مختلف، از دین، سنت و جنسیت برای اعمال سلطه استفاده کردهاند؟
- فلسفی: ا گر انسان خود را نماینده خدا بداند، چه چیزی مانع تبدیلشدن او به ستمگر میشود؟
- اجتماعی: چرا زنان، کودکان و گروههای آسیبپذیر غالباً بیشترین هزینه خشونت و فساد را میپردازند؟
برای تحلیل دقیق، باید میان سه چیز تفاوت بگذاریم: تصویر شاعرانه، ادعای تاریخی و داوری اخلاقی. شعر ممکن است برای تأثیرگذاری، پدیدههای متفاوت را در کنار هم قرار دهد؛ اما این همنشینی به معنای یکسانبودن تاریخی یا اخلاقی همه آنها نیست.
۱. شرح بیتبهبیت
بیت اول
هزار فتنه اپستین گر کنید تحقیق
ز غرب و شرق جهان زیر شاخ دیوان بود
معنای ظاهری:
شاعر میگوید اگر پروندهها و رسواییهای مربوط به جفری اپستین را بررسی کنیم، به شبکهای از فساد و قدرت میرسیم که گویی جهان را زیر سلطه نیروهای شیطانی قرار داده است.
از نگاه دینی:
واژه «دیوان» نماد شر، فریب، فساد و نیروی ضدانسانی است. شاعر از این تصویر اسطورهای استفاده میکند تا فساد را صرفاً یک تخلف فردی نداند، بلکه آن را به ساختاری بزرگتر از روابط قدرت پیوند دهد.
از نگاه تاریخی:
جفری اپستین سرمایهدار یهودی-آمریکایی بود که در پروندههای مرتبط با سوءاستفاده جنسی و قاچاق جنسی افراد زیر سن قانونی مطرح شد. این پرونده پرسشهای مهمی درباره حمایت اجتماعی از افراد بانفوذ، پاسخگویی نهادها و عدالت برای قربانیان ایجاد کرد، که شبکهای مرموز و پیچیدۀ جهانی بر شرق و غرب پهن کرده بود.
از نگاه فلسفی:
شاعر به این پرسش اشاره میکند که آیا فساد تنها حاصل ضعف اخلاقی افراد است یا ساختارهایی نیز وجود دارند که به افراد قدرتمند امکان میدهند از پاسخگویی بگریزند؟
از نگاه اجتماعی:
پیام بیت، ضرورت تحقیق مستقل، حمایت از قربانیان و مقابله با مصونیت صاحبان ثروت، قدرت و نفوذ است.
بیت دوم
به یک طرف حسیدی و یک طرف اپستین
تو گویی داعش و طالب کاپی آن بود
این بیت از نظر تفسیری حساستر از ابیات دیگر است، زیرا چند پدیده افراطی را در یک تصویر اعتراضی جمع میکند.
معنای شاعرانه:
شاعر میان برخی جریانهای مذهبی، پرونده اپستین و گروههای افراطی مانند داعش و طالبان، شباهتی در زمینه سلطه، سوءاستفاده از قدرت و آسیبرساندن به انسانها، به خصوص دختران و زنان میبیند.
از نگاه دینی:
معیار ضمنی شاعر این است که هیچ وابستگی مذهبی نباید وسیلهای برای توجیه ستم، جنایات جنسی، در بند کشیدن زن و تبعیض بین انسانها شود. فرد یا گروهی که به نام مقدسات عمل میکند، همچنان باید در برابر پیامدهای اعمال خود پاسخگو باشد.
از نگاه تاریخی:
داعش و طالبان دو جریان جداگانه با تاریخ، ساختار و سیاستهای خاص خود هستند.؛ اگرچه در زمینۀ اعمال انتحاری، افراطگرایی و ستمگری بر انسان خاصه زنان اعمال مشترک داشته اند. پرونده اپستین نیز به نوع دیگری از سوءاستفاده و شبکه روابط قدرت مربوط میشود. جریان حسیدی هم به سنتی مذهبی در یهودیت اشاره دارد که خود دارای شاخهها و جوامع گوناگون است. شباهتهای این چهار در رفتار شان با سلب آزادی و حقوق زنان تبارز روشن میابد.
از نگاه فلسفی:
میتوان بیت را دعوتی به بررسی یک پرسش مشترک دانست: وقتی قدرت، هویت جمعی یا اقتدار دینی از نظارت اخلاقی و حقوقی مصون بماند، چه موانعی در برابر سوءاستفاده از آن وجود خواهد داشت؟
در این برداشت، وجه مشترک مورد انتقاد شاعر نه یک دین یا قوم، بلکه قدرتِ خشن و ستمگر مهارنشده و فقدان پاسخگویی است.
بیت سوم
خدا چو از دل افراطیون گریزان گشت
در هر چهار زن از ریشه بند زندان بود
معنای ظاهری:
شاعر میگوید هنگامی که افراطگرایان به نام خدا عمل میکنند، اما از رحمت و عدالت فاصله میگیرند، زن بهجای برخورداری از آزادی و کرامت، گرفتار محدودیت و زندان میشود.
از نگاه دینی: عبارت «خدا از دل افراطیون گریزان گشت» استعارهای نیرومند است. منظور این نیست که خدا از نظر الهیاتی واقعاً مکانی را ترک میکند؛ بلکه شاعر میگوید رفتار این افراد چنان با صفات منسوب به خدا، مانند رحمت و عدالت، ناسازگار شده است که گویی حضور اخلاقی خدا در رفتار آنان غایب است.
این برداشت با یک پرسش مهم در اخلاق دینی پیوند دارد: آیا دینداری را باید صرفاً با ادعا، ظاهر و مناسک سنجید یا با عدالت، مهربانی و رعایت حقوق دیگران نیز باید سنجید؟
از نگاه اجتماعی:
«زندان» میتواند هم معنای واقعی داشته باشد و هم نمادین؛ از زندانیکردن جسمانی زنان تا محرومکردن آنان از آموزش، کار، انتخاب، مشارکت اجتماعی و تصمیمگیری درباره زندگی خود. برای نمونه، گزارشهای نهادهای حقوق بشری درباره افغانستان، محدودیتها و محرومسازیهای گسترده طالبان بر آموزش، اشتغال، رفتوآمد و حضور اجتماعی زنان را مستند کردهاند. طالبان در حقیقت افغانستان را زندان و شکنجه گاه زنان و حتی اقوام غیرپشتون ساخته اند.
Human Rights Watch
این هر چهار نیروی متفاوت، رفتار غیر انسانی با دختران و زنان دارند. چیزی که در جزیرۀ اپستین و در اردوگاههای داعش جریان داشت و در افغانستان زیر استبداد طالبان بر حق زنان مظلوم هنوز روا میدارند. حسیدیها طبق اعتقادات خود با زنان به مثل قرون وسطی غرب رفتار میکنند.
بیت چهارم
امید و عشق و محبت به گور ننگین رفت
فروش نعش روان و بدن که آسان بود
معنای ظاهری:
شاعر از جامعهای سخن میگوید که در آن عشق، امید و محبت دفن شده و انسان به کالایی برای خریدوفروش تبدیل شده است.
از نگاه دینی:
این بیت با مفهوم کرامت انسان ارتباط دارد. در بسیاری از سنتهای دینی، انسان موجودی برخوردار از حرمت اخلاقی است و نباید با او صرفاً بهعنوان وسیلهای برای منفعت دیگران رفتار کرد.
از نگاه فلسفی:
بیت به مسئله شیءشدگی انسان اشاره دارد؛ یعنی هنگامی که انسان نه بهعنوان شخصی دارای اراده، احساس و حق، بلکه بهعنوان ابزار کسب سود، لذت یا قدرت دیده میشود.
از این منظر، «فروش بدن» میتواند به استثمار جنسی، قاچاق انسان و بهرهکشی از افراد آسیبپذیر اشاره کند. «فروش روان» نیز میتواند استعارهای از نابودی استقلال، آرامش، امید و آزادی درونی انسان باشد.
از نگاه اجتماعی:
شاعر به جهانی اعتراض میکند که در آن پول و نفوذ گاهی بر وجدان و همدلی غلبه میکنند. نکته اصلی این نیست که هر نوع مبادله اقتصادی یا هر فردی که در صنعت جنسی حضور دارد یکسان است؛ بلکه موضوع، بهرهکشی، اجبار، فریب و نادیدهگرفتن رضایت و کرامت انسان است.
بیت پنجم
همین که طالب و داعش میکنند با زن
به عصر خشک کلیسا بسی شتابان بود
معنای ظاهری:
شاعر رفتار طالبان و داعش با زنان را با تصویری منفی از دورههایی در تاریخ کلیسا مقایسه میکند و آن را بازگشتی به روزگار محدودیت و سرکوب میداند.
از نگاه تاریخی:
این بیت از یک قیاس تاریخی استفاده میکند، اما برای ارزیابی آن باید دقت داشت که تاریخ کلیسا یک دوره یکپارچه نبوده است. در طول قرون، نهادهای مسیحی و جوامع اروپایی نگرشها و سیاستهای متفاوتی درباره زنان، آموزش، ازدواج، اقتدار خانوادگی و مشارکت اجتماعی داشتهاند؛ اما در مجموع قرون وسطی تاریک ترین دورۀ اروپا بود.
از نگاه دینی:
نقد شاعر متوجه وضعیتی است که در آن قرائتی سختگیرانه از دین، آزادی انسان را محدود میکند و بهویژه بدن، پوشش، آموزش و حضور اجتماعی زنان را زیر کنترل میبرد.
از نگاه فلسفی:
پرسش مهم این است که آیا سنت باید بهعنوان میراثی تاریخی، موضوع بررسی و تفسیر باشد یا بهعنوان فرمانی تغییرناپذیر که امکان نقد آن وجود ندارد؟
پاسخ انتقادی شعر این است که سنت، هنگامی که از سنجش اخلاقی و پرسشگری مصون شود، ممکن است به ابزاری برای استمرار سلطه تبدیل شود. گروه های افراطی و سازندگان این گروهها برای اهداف سیاسی و ژئوپلتیک از آن استفاده میکنند؛ چنان که در جنگ تحمیلی افغانستان از نیروهای افراطی برای شکست شوروی سابق استفاده گردید و افغانستان گرفتار یک جنگ چهل و چند ساله شد که پایانامۀ آن به قدرت رساندن همین گروه افراطی طالب است.
بیت ششم
به روزگار معاصر زنان شدند قربان
جنایتی که زمانی به کاخ سلطان بود
معنای ظاهری:
شاعر میگوید جنایتهایی که در گذشته در محیطهای سلطنتی و دربارها رخ میدادند، در روزگار معاصر نیز به شکلهای دیگر ادامه یافتهاند و زنان همچنان قربانی آنها هستند.
از نگاه تاریخی:
«کاخ سلطان» نماد قدرت متمرکز، امتیاز طبقاتی و دسترسی صاحبان قدرت به منابع و انسانهاست. این تصویر یادآور این نکته است که خشونت و سوءاستفاده در تاریخ ممکن است در محیطهایی رخ دهند که قربانیان امکان محدودی برای اعتراض یا دادخواهی دارند. در جهان غرب زنان را وارد بازار تجارت نموده و برای سود جویی او را به کالا تبدیل کردند.
از نگاه اجتماعی:
شاعر بر تداوم برخی الگوهای سلطه تأکید میکند: در گذشته ممکن بود قدرت سلطنتی از عامل اصلی مصونیت باشد؛ در جهان معاصر، ثروت، شهرت، موقعیت اداری یا نفوذ سیاسی نیز ممکن است مانع رسیدگی عادلانه شوند.
از نگاه اخلاقی:
پیشرفت فناوری و تغییر شکل حکومتها بهتنهایی به معنای پیشرفت اخلاقی نیست. معیار پیشرفت را باید در میزان امنیت، آزادی، عدالت و امکان دادخواهی انسانها نیز جستوجو کرد.
بیت هفتم
ترور و وحشت و ظلم و ستم به انسانها
به شرع ظلمت و افراطیت فراوان بود
معنای ظاهری:
شاعر میگوید هنگامی که قرائتهای افراطی و تاریک از شریعت مبنای رفتار قرار گیرند، خشونت، ترس و ستم افزایش مییابد.
از نگاه دینی:
این بیت میان دین بهعنوان سنتی معنوی و اخلاقی و استفاده ابزاری از احکام دینی تفاوت میگذارد. شاعر در واقع میپرسد که آیا میتوان عملی را تنها به این دلیل عادلانه دانست که عامل آن مدعی است بر اساس شریعت رفتار میکند؟ آیا چه رابطه ای بین نسل کشی و قتل عام کودکان به دستور دولت اسرائیل در غزه و شریعت سختگیرانه و افراطی تورات وجود داشته میتواند. این احکام تورات چه تأثیری بر دیگر ادیان ابراهیمی کرده است.
از نگاه سیاسی و اجتماعی:
هنگامی که تفسیر یک گروه از قانون و دین به معیار انحصاری مشروعیت تبدیل شود و امکان نقد، نظارت و دادرسی مستقل کاهش یابد، خطر نقض حقوق افراد بیشتر میشود.
در این بیت، «شرع ظلمت» را میتوان اصطلاحی انتقادی برای قانونی دانست که بهجای حمایت از عدالت، به توجیه خشونت و تبعیض کمک میکند.
بیت هشتم
یهوه حامی خون و فساد و ثروت گشت
حکایتی که در آن جنگ دیو و یزدان بود
معنای ظاهری:
شاعر از یهوه، نام خدا در متون عبری، استفاده میکند تا از پیوند قدرت، خونریزی، فساد و ثروت انتقاد کند. تقابل «دیو و یزدان» نیز صحنهای نمادین از نبرد شر و خیر میسازد.
از نگاه دینی:
این بیت را بهتر است نه بهعنوان گزارهای درباره ماهیت خدا، بلکه بهعنوان نقدی بر نحوه بازنمایی خدا در گفتار و رفتار برخی صاحبان قدرت بخوانیم. گویی شاعر میگوید وقتی خشونت و منفعتطلبی با نام خدا توجیه میشوند، تصویری تحریفشده از امر مقدس شکل میگیرد.
از نگاه تاریخی:
یهوه در سنت یهودی به خدای بنیاسرائیل اشاره دارد و در متون دینی یهودیت و مسیحیت نیز حضور دارد. تفسیرهای این متون و برداشتهای دینی از جنگ، عدالت، قدرت و اخلاق در طول تاریخ متنوع بودهاند. در آیین زرتشت اهورامزدا و یزدان مهربان، عادل، دانا و نافی شر و خشونت است و انسان را به پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک و به صلح، مدارا، کار و کوشش هدایت میکند. خدای مهربانی و رحمت است.
از نگاه فلسفی:
بیت مسئلهای عمیق را مطرح میکند: اگر انسان تصورات و خواستههای خود را به خدا نسبت دهد، چگونه میتوان میان فرمان اخلاقی و توجیه منافع شخصی تمایز گذاشت؟
در اینجا، «جنگ دیو و یزدان» نماد کشمکش میان وجدان و منفعت، عدالت و سلطه، و راستی و دروغ و حقیقت و فریب است.
بیت نهم
عنان دین ز کف عدل و داد بیرون رفت
از آن دمی که خدا چوبدست انسان بود
معنای ظاهری:
شاعر میگوید دین از مسیر عدالت خارج میشود، هنگامی که انسان خدا را به ابزار اجرای خواستههای خود تبدیل میکند.
از نگاه دینی:
این بیت را میتوان نقدی بر استفاده ابزاری از مقدسات دانست. در این حالت، شخص بهجای آنکه رفتار خود را با معیارهای اخلاقی بسنجد، خواستههای خود را به نام خدا و دین مشروعیت میبخشد.
از نگاه فلسفی:
تعبیر «خدا چوبدست انسان بود» بسیار مهم است. چوبدست معمولاً وسیلهای برای اعمال نیرو، هدایت یا کنترل است. وقتی خدا چوبدست انسان میشود، یعنی انسان از امر مقدس نه برای اصلاح خود، بلکه برای کنترل دیگران استفاده میکند.
این مسئله با مفهوم مشروعیتبخشی به قدرت ارتباط دارد: قدرتی که ممکن است در اصل انسانی و سیاسی باشد، اما با نسبتدادن خود به حقیقتی مطلق، از نقد و پاسخگویی فرار کند. کاری که گروههای افراطی و دول استبدادی زیر نام دین و خدا میکنند.
از نگاه اجتماعی:
این بیت بر ضرورت جدایی میان ادعای تقدس و حقانیت واقعی تأکید دارد. هیچ فرد یا نهادی نباید تنها به سبب ادعای نمایندگی خدا از پرسش، نقد و رسیدگی قانونی مصون شود.
بیت دهم
بهشت و دوزخ و پل صراط اگر فرداست
چرا قصور ددان پر ز حور و غلمان بود
معنای ظاهری:
شاعر به کسانی اعتراض میکند که بهشت و دوزخ را وعده یا تهدیدی برای آینده میدانند، اما در همین جهان، صاحبان قدرت و ثروت در آسایش و لذت زندگی میکنند، درحالیکه دیگران قربانی ستماند.
از نگاه دینی:
این بیت میتواند پرسشی درباره رابطه عدالت اخروی و عدالت دنیوی باشد. اگر قرار است در جهان دیگر حسابرسی اخلاقی انجام شود، آیا این باور میتواند بیعدالتیهای جهان حاضر را نادیده بگیرد؟
از منظر بسیاری از سنتهای دینی، پاسخ منفی است: امید به عدالت اخروی لزوماً مسئولیت انسان در برابر ظلم و رنج دیگران را از میان نمیبرد.
از نگاه فلسفی:
بیت به مسئله عدالت توزیعی و اخلاق قدرت نزدیک میشود. چرا برخی افراد از ثروت، امنیت و لذت برخوردارند، درحالیکه دیگران هزینه رفتار و تصمیمهای آنان را میپردازند؟
ترکیب «قصور ددان» تصویری از زندگی مجلل ستمگران است. «حور و غلمان» نیز در این بافت، بهصورت نمادی از لذت و آسایش به کار رفتهاند؛ هرچند این واژهها در متون و سنتهای دینی معانی و تفسیرهای متفاوتی دارند.
از نگاه اجتماعی:
اعتراض شاعر متوجه فاصله میان موعظه اخلاقی و عملکرد واقعی است. کسی که از فضیلت سخن میگوید، اما در عمل به بهرهکشی یا بیعدالتی کمک میکند، با تناقضی اخلاقی روبهروست.
بیت یازدهم
ز بطن سنت افراطیت چه بیرون گشت
همانکه هستی و انسان از آن هراسان بود
معنای ظاهری:
شاعر میپرسد که از دل سنتهای افراطی چه چیزی بیرون میآید و پاسخ ضمنی او این است که نتیجه چنین سنتهایی میتواند همان چیزی باشد که انسان و زندگی را به وحشت میاندازد.
از نگاه دینی:
شاعر میان سنت بهطور کلی و سنت افراطی تفاوت میگذارد. موضوع انتقاد او هرگونه میراث دینی یا فرهنگی نیست، بلکه وضعیتی است که در آن سنت به ابزار حذف، تحقیر و اجبار تبدیل میشود.
از نگاه تاریخی:
سنتها ثابت و یکدست نیستند. در هر جامعه، برداشتهای گوناگون از میراث دینی و فرهنگی شکل میگیرند و گاه میان محافظهکاری، اصلاحطلبی، اقتدارگرایی و قرائتهای انسانمحور تنش وجود دارد.
از نگاه فلسفی:
پرسش اصلی درباره معیار سنجش سنت است: آیا قدمت یک باور برای اثبات درستی آن کافی است؟ یا هر سنت باید از نظر پیامدهای اخلاقی، سازگاری منطقی و تأثیر آن بر آزادی و کرامت انسان نیز بررسی شود؟
از نگاه اجتماعی:
پیام پایانی شعر این است که هیچ سنتی نباید صرفاً به دلیل قدیمیبودن، از نقد مصون بماند. سنتی که به خشونت و تبعیض منجر شود، باید موضوع بررسی و بازاندیشی قرار گیرد.
۲. تحلیل کلی از چهار منظر
الف) از نگاه دینی: دین در برابر دینفروشی
محور دینی شعر، تقابل میان خدا بهعنوان نماد عدالت و رحمت و استفاده از نام خدا برای توجیه قدرت، افراطی گری و خشونت است.
شاعر در چند بیت این تقابل را با تصویرهای مختلف بیان میکند:
- خدا از دل افراطیون گریزان میشود.
- دین عنان عدالت را از دست میدهد.
- خدا به چوبدست انسان تبدیل میشود.
- سنت افراطی به منشأ ترس و ستم تبدیل میشود.
این تصویرها نشان میدهند که شاعر میان ایمان و رفتار مدعیان ایمان فاصله میگذارد. از دید او، صرف ادعای دینداری برای اثبات درستی یک عمل کافی نیست.
بااینحال، برای ارزیابی دینی این ادعا باید یک تمایز مهم را رعایت کرد: نقد رفتار یک گروه افراطی از یک دین، با اعتقاد تمام پیروان آن دین یکسان نیست.
ب) از نگاه تاریخی: استمرار سلطه در شکلهای متفاوت
شعر چند دوره و پدیده را کنار هم میگذارد:
- کاخ سلطان، بهعنوان نماد قدرت موروثی و امتیاز طبقاتی؛
- کلیسا، بهعنوان نماد محدودیتهای تاریخی و اقتدار مذهبی؛
- طالبان و داعش، بهعنوان نمونههای معاصر حکومت استبدادی یا جنبشهای افراطی؛
- پرونده اپستین، بهعنوان نمونهای از سوءاستفاده جنسی و پرسش درباره پاسخگویی صاحبان نفوذ.
این مقایسه از نظر ادبی مؤثر است، زیرا خواننده را به اندیشیدن درباره تکرار الگوهای سلطه وامیدارد، اما از نظر پژوهش تاریخی، باید تفاوت میان دورهها، ساختارهای حقوقی و زمینههای اجتماعی حفظ شود. سلطه و سوءاستفاده از قدرت در جوامع گوناگون شکلهای متفاوتی داشتهاند؛ شباهت احتمالی میان آنها باید مطالعه و بررسی شود.
ج) از نگاه فلسفی: چه کسی حق دارد به نام حقیقت حکومت کند؟
عمیقترین پرسش فلسفی شعر در این مصراع نهفته است:
از آن دمی که خدا چوبدست انسان بود
این تصویر، مسئلهای بنیادین را مطرح میکند: آیا انسان میتواند خواستههای خود را به نام حقیقت مطلق عرضه کند و از این طریق دیگران را مطیع سازد؟
این پرسش را میتوان از سه منظر بررسی کرد.
۱. مسئله قدرت و حقیقت
وقتی کسی ادعا میکند که تنها تفسیر درست از دین، اخلاق یا حقیقت را در اختیار دارد، ممکن است نقد دیگران را نه اختلافی قابل بررسی، بلکه دشمنی با حقیقت تلقی کند. در چنین وضعیتی، امکان گفتوگو و اصلاح کاهش مییابد.
۲. مسئله ابزارشدن انسان
در بیت «فروش نعش روان و بدن»، انسان به ابزاری برای منفعت دیگران تبدیل میشود. از نظر اخلاقی، این وضع هنگامی رخ میدهد که اراده، رضایت، امنیت و کرامت فرد نادیده گرفته شوند.
۳. مسئله عدالت در برابر اطاعت
شعر تلویحاً میپرسد: آیا اطاعت از یک فرمان، بهخودیخود آن فرمان را اخلاقی میکند؟
پاسخ بسیاری از نظریههای اخلاقی این است که اطاعت باید با معیارهایی مانند آسیب به دیگران، حقوق انسانی، مسئولیت فردی و عدالت سنجیده شود. حتی اگر کسی عملی را مقدس یا ضروری بداند، این ادعا بهتنهایی پرسشهای اخلاقی درباره پیامدهای آن را از میان نمیبرد.
د) از نگاه اجتماعی: بدن زن، ابزار کنترل قدرت
زنان در این شعر تنها قربانیان خشونت نیستند؛ وضعیت آنان معیاری برای سنجش کیفیت اخلاقی و اجتماعی یک جامعه نیز هست.
شاعر از زندان، قربانیشدن، فروش بدن و بازگشت به دوران سلطه و تاریک سخن میگوید. این تصاویر به چند مسئله اجتماعی اشاره دارند:
- محدودکردن دسترسی زنان به آموزش و اشتغال؛
- کنترل رفت وآمد و حضور آنان در فضای عمومی؛
- خشونت جنسی و بهرهکشی از افراد آسیبپذیر برای سود و اهداف شوم؛
- دشواربودن دادخواهی در برابر افراد بانفوذ؛
- استفاده از سنت یا دین برای توجیه تبعیض، سلب آزادی و حقوق انسان.
در این نگاه، مسئله زن صرفاً مسئلهای خانوادگی یا فرهنگی نیست؛ بلکه با توزیع قدرت، دسترسی به عدالت، استقلال اقتصادی و حقوق شهروندی پیوند دارد.
در عین حال، برای تحلیل اجتماعی دقیق باید زنان را صرفاً قربانیانی بیاختیار تصور نکنیم. مقاومت، کنشگری، آموزش، سازماندهی اجتماعی و مشارکت سیاسی زنان نیز بخشی از واقعیت تاریخی و معاصر است.
۳. مهمترین نمادهای ادبی شعر
.
.
یکی از ویژگیهای شعر، تقابلهای دوگانه آن است: خدا و دیو، عدالت و ظلم، عشق و فساد، بهشت و دوزخ، سنت افراطی و آزادی. این تقابلها به شعر نیروی عاطفی میدهند، اما گاهی بر پیچیدگی تاریخی موضوعات میافزایند.
۴. نقاط قوت و کاستیهای شعر
نقاط قوت
- جسارت اخلاقی: شاعر درباره سوءاستفاده از قدرت و رنج قربانیان سکوت نمیکند.
- توجه به کرامت انسان: ارزش انسان را فراتر از دین، ثروت، مقام و جایگاه اجتماعی قرار میدهد.
- نقد ریاکاری: فاصله میان ادعای دینداری و رفتار ظالمانه و افراطی را آشکار میکند.
- پیوند مسائل جهانی: میکوشد میان خشونت سیاسی، استثمار جنسی، محدودیت زنان و فساد ساختاری ارتباط برقرار کند.
- تصویرپردازی اعتراضی: نمادهایی مانند «خدا چوبدست انسان بود» و «قصر ددان» ظرفیت تفسیری بالایی دارند.
کاستیها و ابهامها
- قیاسهای تاریخی گسترده: داعش، طالبان، کلیسا، تورات، یهوه و اپستین به زمینههای متفاوتی تعلق دارند و مقایسه آنها نیازمند توضیح بیشتر است.
- تراکم مفاهیم: شماری ارجاعات دینی، سیاسی و تاریخی .
از نظر ادبی، این موارد لزوماً ارزش اعتراضی شعر را کاهش نمیدهد؛ اما نشان میدهد که اثر بیشتر بر نیروی انتقاد و تصویرسازی تکیه دارد .
۵. پیام نهایی شعر چیست؟
اگر همه ابیات را در یک چارچوب مشترک قرار دهیم، میتوان گفت شاعر با سه نوع سوءاستفاده مقابله میکند:
- سوءاستفاده از دین برای مشروعیتبخشیدن به خشونت؛
- سوءاستفاده از ثروت، قدرت و نفوذ برای فرار از پاسخگویی؛
- سوءاستفاده از سنت و ساختارهای اجتماعی برای محدودکردن آزادی و کرامت زنان و مقدس سازی ظلم، تبعیض و استبداد.
در سطح عمیقتر، شعر درباره رابطه انسان با قدرت است. پرسش آن تنها این نیست که چه کسی به کدام دین باور دارد، بلکه این است که باور، قدرت و ثروت در عمل چگونه به کار گرفته میشوند.
جمعبندی این است که هسته اخلاقی شعر، دفاع از انسان در برابر قدرتی است که خود را مقدس، برتر یا پاسخناپذیر میداند.
در نهایت، مهمترین پرسش شعر چنین است: اگر دین، سنت یا قدرت نتواند از کرامت انسان، آزادی و حقوق انسان دفاع کند، با چه معیاری باید ادعای حقانیت آن را سنجید؟
این پرسش، فراتر از اختلافهای مذهبی و سیاسی، ما را به تأمل درباره عدالت، آزادی، مسئولیت اخلاقی و ارزش انسان دعوت میکند.
مقایسۀ اجمالی طالبان، داعش،
حسیدیها و شبکۀ اپستین
جستجوی ریشۀ افراطیت در تورات
در این چارچوب، میتوان میان رفتارهای طالبان، داعش، برخی جریانهای حسیدی یهودی و جرایم اپستین مقایسه انجام داد؛ اما برای رسیدن به نتیجهای دقیق باید شباهت در رفتار و سازوکار سلطه را از یکسانبودن همه ویژگیهای این جریانها جدا کنیم.
بیک طرف حسیدی و یک طرف اپستین
تـو گـویی داعـش و طالـب کاپی آن بود
قـدیمی ریـشۀ افـراط متن تـورات است
ز نخـل آن دل انـسـانیـت پـریـشـان بود
ترور و جنگ و کنیزی و بردگی افزون
ستم به آدم و خاک و نبات و حیوان بود
مثـال زنـدۀ آن غـزه و فـلسـطـیـن اسـت
چناکه نـسل کشی در زمـین ویـران بود
همچنین، نکتۀ مطرح شده درباره تورات را نباید نادیده گرفت. در تورات واقعاً احکامی درباره سنگسار، مجازات بدنی، اقتدار مردان در خانواده و عدم مساوات حقوقی زن و مرد و خشونت شدید در جنگ وجود دارد. این موضوع را میتوان مستقیماً از متن بررسی کرد، بدون آنکه آن را صرفاً نظر شاعر بدانیم.
۱. مقایسه بر اساس رفتار واقعی، نه نام و هویت
برای روشنشدن بحث، بهتر است چهار مورد را در کنار هم بگذاریم و ببینیم شباهت آنها دقیقاً در کجاست.
.

.
درباره طالبان، گزارشهای سازمان ملل و یونسکو محرومیت گسترده دختران از آموزش پس و محدودیت زنان در اشتغال و زندگی عمومی را مستند کردهاند. UN Women Australia
درباره داعش، گزارش تیم تحقیقاتی سازمان ملل درباره جنایات داعش در عراق، سوریه از جمله ربودن، به بردگی گرفتن و خشونت جنسی علیه زنان و دختران، شواهد مشخصی ارائه میکند.
United Nations in Iraq
درباره اپستین، وزارت دادگستری ایالات متحده در سال ۲۰۱۹ اتهامات قاچاق جنسی افراد زیر سن قانونی را اعلام کرد. این اتهامات شامل موضوعاتی درباره سوءاستفاده از دختران نوجوان و استفاده از برخی افراد برای جذب قربانیان دیگر بود. اشخاص متنفذ، ثروتمند و با قدرت زیادی در سطح امریکا و کشورهای دیگر به خصوص دولتهای غربی از خدمات شبکۀ اپستین استفاده کرده اند؛ اما نامهای زیادی از سیاسیون، ارباب قدرت و ثروت تا هنوز مخفی نگهداشته شده است.
United States Department of Justice
درباره جوامع یهودیان حسیدی، پژوهشهای دانشگاهی وجود نقشهای جنسیتی سنتی، نظارت اجتماعی مردسالارانه و محدودیتهایی بر مسیرهای آموزشی و شغلی زنان را بررسی کردهاند. در عین حال، این جوامع یکدست نیستند و زنان حسیدی نیز تجربهها، قیودات و میزان زیر فشار بودن متفاوتی دارند.
Oxford Academic
آیا شباهت این چهار مورد طالب، داعش، حسیدی و اپستین واقعی است؟
بله، در سطح برخی سازوکارهای سلطه میتوان شباهتهای واقعی و قابل بررسی یافت. برای مثال:
- محدودکردن اختیار زنان بر بدن و زندگی خود؛
- استفاده از نابرابری قدرت برای تحمیل اراده دیگران؛
- ایجاد موانع در برابر استقلال اقتصادی یا اجتماعی؛
- توجیه کنترل با تکیه بر اقتدار، سنت، ایدئولوژی یا ثروت؛
- دشوارکردن مقاومت و دادخواهی قربانیان.
اما درباره «همسانی» باید یک تفکیک اساسی داشته باشیم: شباهت در یک سازوکار، لزوماً به معنای یکسانبودن همه رفتارها، اهداف، ساختارها یا میزان خشونت نیست.
برای نمونه، محرومکردن نظاممند دختران از تحصیل با ربودن و به بردگی جنسی گرفتن آنان، هر دو میتوانند حقوق و آزادی زنان را نقض کنند؛ اما از نظر نوع عمل، شدت آسیب، مسئولیت حقوقی و شواهد لازم برای اثبات، یکسان نیستند.
همچنین، اپستین یک فرد مجرم با شبکهای از روابط و همکاران بود؛ داعش یک سازمان تروریستی؛ طالبان یک جنبش سیاسی ـ مذهبی افراطی، ستمگر و حاکم؛ و حسیدیها مجموعهای از جوامع مذهبی یهودی با ساختارها و دیدگاههای متنوعاند. مقایسه رفتارهای مشخص و مشابه آنها علیه زنان و بخشی از جامعۀ انسانی معتبرتر از یکساندانستن تمام اعضای این گروههاست.
۲. درباره تورات: سنگسار، اقتدار مردان و حقوق زنان
در این بخش، نکته که در شعر اشاره شده پشتوانه متنی مشخصی دارد. تورات را میتوان مستقیماً خواند و احکام آن را بررسی کرد. البته باید میان «وجود حکم در متن»، «تفسیر سنتی آن»، «اجرای تاریخی آن» و «دیدگاه یهودیان سکولار امروز» تمایز گذاشت.
.

.
الف) سنگسار و مجازات زن
در تثنیه، فصل ۲۲، آیات ۲۳ تا ۲۴، درباره زنی نامزدشده که با مردی در شهر رابطه جنسی دارد، حکمی با مجازات سنگسار آمده است. متن برای زن و مرد دخیل در آن وضعیت مجازات تعیین میکند.
این حکم از منظر اخلاق و حقوق بشر امروز، پرسشهای جدی درباره مجازات اعدام، رضایت، وضعیت زنان و تناسب مجازات ایجاد میکند. در همان فصل، آیات دیگری نیز درباره تجاوز و مسئولیت مرد مطرح شدهاند؛ بنابراین برای تفسیر کامل، باید تمام بخش مربوط خوانده شود.
.

.
ب) اقتدار پدر و شوهر بر نذرهای زن
در اعداد، فصل ۳۰، آیات ۳ تا ۱۶، مقرراتی درباره نذرهای زنان آمده است. در برخی وضعیتها، پدر یا شوهر اختیار دارد نذر زن را تأیید یا باطل کند.
این بخش نمونه روشنی از ساختار حقوقی جنسیتمحور در متن تورات است؛ ساختاری که در آن اختیار زن، بسته به وضعیت خانوادگی او، میتواند تحت اقتدار مرد قرار گیرد.
.

.
ج) فروش دختر بهعنوان کنیز
در خروج، فصل ۲۱، آیه ۷، متنی درباره فروش دختر بهعنوان کنیز آمده است و سپس شرایطی درباره وضعیت او در آیات بعدی مطرح میشود.
از منظر حقوق مدرن، این متن پرسشی بنیادی درباره آزادی شخصی، بردگی، اختیار زنان و جایگاه حقوقی دختران ایجاد میکند. نباید این حکم تاریخی را بدون توضیح با معیارهای امروزی یکسان فرض کرد، اما نمیتوان وجود آن را در متن نیز انکار کرد.
این نمونهها نشان میدهند که ادعای وجود احکام جنسیتمحور و مجازاتهای شدید در تورات، ادعایی نیست که بتوان صرفاً با گفتن «این فقط نظر شاعر است» کنار گذاشت. این یک واقعیتی است که در متن تورات به روشنی آمده است.
همچنان اجرای عملی آن توسط برخی از افراطیون یهودی از جمله حسیدی ها را نباید از دیده دور کرد. همچنان اعمال بالاتر از جنایات جنگی و قتل عام کودکان در غزه توسط سران دولت و ارنش اسرائیل را در حال حاضر باید از نگاه تأثیر پذیری از متون دینی، تاریخی، روانی و طرز نگاه به انسان مطالعه و تحلیل کرد؛ زیرا برای آینده بشریت بسیار خطرناک است.
۳. آیا میتوان گفت ذهنیت این جریانها همسان است؟
اگر منظور از «ذهنیت» باورها و توجیهاتی باشد که رفتار سلطهگرانه را مشروع میکنند، میتوان چند الگوی مشترک را بررسی کرد:
- برتری یک اقتدار بر اختیار فرد: این تصور که یک رهبر، شوهر، یک مذهب، یک نهاد یا ایدئولوژی حق دارد درباره زندگی دیگری تصمیم بگیرد.
- تبدیل سنت یا اقتدار به معیار نهایی: این تصور که چون یک رفتار سنتی یا مقدس شمرده میشود، نباید آن را با معیارهای مستقل اخلاقی سنجید.
- محدودکردن عاملیت زنان: تلقی زن بهعنوان فردی که باید تحت هدایت و کنترل دیگران باشد، نه انسانی است با نه حقوق مستقل.
- توجیه نابرابری: ارائه دلایل دینی، فرهنگی یا اجتماعی برای حفظ تفاوت در آزادی و اختیار زنان و مردان.
اینها الگوهای قابل مقایسهاند؛ اما اثبات اینکه هر چهار مورد دقیقاً از یک ذهنیت واحد سرچشمه میگیرند، مستلزم بررسی جداگانه متون، رفتارها، نهادها و شواهد مربوط به هر مورد است. اگرچه ریشۀ این نوع کنش و افراطیگری در متن تورات برخاسته است و به دیگر ادیان ابراهیمی نیز نفوذ کرده است؛ چنانکه افراطیون این اصول دینی را دلیل و راهنمای اعمال ضد انسانی، ضد آزادی، خشونت بار و مستبدانۀ خود قرار میدهند.
۴. نتیجه درباره شعر
با توجه به نکاتی که مطرح شد، میتوان بیت دوم شعر را دقیقتر چنین تفسیر کرد: شاعر الزاماً نمیگوید تاریخ، ساختار و اعمال حسیدیها، داعش، طالبان و اپستین کاملاً یکسان است؛ بلکه بر این نکته تأکید دارد که در زمینههای متفاوت، قدرت میتواند به شیوههای مختلف اختیار زنان را محدود کند، از آنان بهرهکشی کند و برای توجیه این رفتارها به اقتدار یا ایدئولوژی و متون پارینۀ دینی متوسل شود.
این خوانش، نقد شاعر را از یک تشبیه صرف فراتر میبرد و آن را به پرسشی درباره سازوکارهای سلطه، قدرت و استفادۀ ابزاری از افراطیت تبدیل میکند.
و درباره تورات، حق با ناقد است که بحث باید بر پایه متن پیش برود، نه صرفاً بر پایه دفاعیات پیروان ادیان یا برداشتهای امروزی آنان. میتوان آیات مربوط به سنگسار، نذرهای زنان، بردگی و اقتدار مردان را مستقیماً بررسی کرد و سپس پرسید آیا این احکام با معیارهای امروزی آزادی، برابری و کرامت انسانی سازگارند.
معیار اخلاقی واحد باید این باشد: هرگاه یک رفتار، صرفنظر از منشأ دینی یا غیردینی آن، آزادی و کرامت انسان را نقض کند، باید بتوان آن را نقد و بررسی کرد. نه تقدس ادعایی یک سنت، نه ثروت یک فرد و نه اقتدار یک حکومت نباید بهتنهایی مانع این بررسی شود.
بررسی موضوع زنان، طلاق، حجاب، جنگ و رفتار با همسایگان در تورات
برای بررسی این موضوعات، باید به متن تورات، یعنی پنج کتاب نخست کتاب مقدس یهودیان (پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تثنیه)، مراجعه کنیم. این متنها در بستر جامعههای باستانی خاورمیانه نوشته و تدوین شدهاند و قوانین، روایتهای تاریخی، احکام دینی و اصول اخلاقی را در کنار یکدیگر در بر میگیرند.
نکته مهم این است که باید میان آنچه متن صریحاً حکم میکند، آنچه در روایتهای تاریخی اتفاق میافتد و تفسیری که بعدها یهودیان و مسیحیان از آن ارائه کردهاند، تفاوت گذاشت. همچنین، فرمانی که درباره یک جنگ یا جامعه مشخص در دوران باستان آمده، لزوماً به معنای حکم عمومی برای امروز نیست.
۱. حقوق زنان و سلطه مرد بر زن
در تورات بسیاری از قوانین خانوادگی، ساختار حقوقی به سود مرد و در چارچوب خانواده پدرسالارانه تنظیم شده است.
الف) آفرینش زن و مرد
در پیدایش ۱:۲۷ آمده است که خدا انسان را به صورت خود آفرید و او را «مرد و زن» آفرید؛ اما در پیدایش ۳:۱۶، پس از نافرمانی آدم و حوا، گفته میشود که مرد بر زن فرمان خواهد راند. این عبارت در روایت مربوط به پیامدهای سقوط انسان آمده است؛ بنابراین باید میان توصیف وضعیتی که در روایت پیشبینی شده و فرمانی که مستقیماً به مردم داده میشود، تفاوت گذاشت.
نکته: از پیدایش ۳:۱۶ نمیتوان بهتنهایی نتیجه گرفت که هر نوع سلطه مرد بر زن در همه شرایط، یک فرمان اخلاقی و همیشگی خداست. این دستورات در آیین یهود است نه در آیین های دیگر به این شدت.
ب) ازدواج، چندهمسری و حقوق زن
در خروج ۲۱:۱۰–۱۱، درباره مردی که زن دیگری میگیرد، مقرر شده است که خوراک، پوشاک و حقوق زناشویی زن نخست را کاهش ندهد؛ اگر این حقوق را تأمین نکند، زن میتواند آزاد شود، بدون آنکه مبلغی برای آزادی خود بپردازد.
Bible Gateway.
این قانون دو جنبه دارد:
- از یک سو، ساختار چندهمسری را در جامعه آن زمان به رسمیت میشناسد.
- از سوی دیگر، برای زن حقوق مشخصی قائل میشود و در صورت محرومشدن از آنها، راهی برای رهایی او در نظر میگیرد.
در تثنیه ۲۱:۱۰–۱۴ نیز درباره زنی که در جنگ اسیر شده و مردی او را به همسری میگیرد، مقرراتی وجود دارد: او باید یک ماه برای سوگواری فرصت داشته باشد و اگر مرد بعداً نخواهد با او زندگی کند، حق ندارد او را بفروشد یا به بردگی بگیرد. با این حال، این قانون ازدواج در شرایط اسارت جنگی را مجاز میشمارد؛ موضوعی که از منظر امروزی، بهویژه از نظر رضایت آزادانه زن، پرسشهای جدی اخلاقی ایجاد میکند.
Bible Gateway
ج) آیا زن در تورات تحت اقتدار مرد قرار دارد؟
در برخی قوانین، پاسخ روشن است: بله، نظام حقوقی خانواده عمدتاً مردمحور است.
برای نمونه:
- در اعداد ۳۰:۳–۱۶، برای برخی نذرهای زنان مجرد و زنان شوهردار، اختیار پدر یا شوهر برای تأیید یا باطلکردن نذر پیشبینی شده است.
- در اعداد ۵:۱۱–۳۱، اگر شوهر به زن خود مشکوک باشد، آیین خاصی برای بررسی اتهام زنا اجرا میشود. در این آیین، زن در معرض آزمونی مذهبی قرار میگیرد و متن برای وضعیت شوهر و زن پیامدهای یکسانی بیان نمیکند. حق با مرد است.
Bible Gateway
۲. طلاق در تورات
متن اصلی درباره طلاق در تثنیه ۲۴:۱–۴ آمده است.
در این بخش، مردی که در همسرش چیزی ناپسند مییابد، برای او سند طلاق مینویسد، سند را به دستش میدهد و او را از خانه بیرون میفرستد. سپس قانون درباره ازدواج بعدی آن زن و شرایطی که مانع بازگشت او به شوهر نخست میشود، توضیح میدهد.
این متن نشان میدهد که در چارچوب حقوقی مورد بحث، مرد اختیار صریح صدور طلاقنامه دارد. در این بخش، اختیار و دفاع از حق برای زن بیان نشده است.
چند نکته مهم:
- طلاق به رسمیت شناخته شده است: تورات ازدواج را در همه شرایط پیوندی غیرقابلگسست معرفی نمیکند.
- زن اختیار و دفاع از حقوق خود ندارد: در قانون یادشده، مرد صادرکننده سند طلاق است.
- طلاق و ازدواج مجدد قانونگذاری شدهاند: تثنیه ۲۴:۱–۴ بیش از آنکه شرحی درباره احساسات زن و مرد باشد، مقرراتی درباره وضعیت حقوقی آنان ارائه میکند.
۳. حجاب و پوشش سر زنان
اینجا باید میان حکم صریح تورات درباره پوشش سر و برداشتهایی که بعدها در سنت دینی شکل گرفتهاند، فرق گذاشت.
آیا تورات فرمان عمومی میدهد که همه زنان موهای خود را بپوشانند؟
در پنج کتاب تورات، فرمانی با این صورت کلی که «تمام زنان در همه زمانها باید در حضور دیگران موهای خود را بپوشانند» بهصراحت بیان نشده است.
با این حال، چند متن با موضوع پوشش سر ارتباط دارند:
- پیدایش ۲۴:۶۵ : رفقه هنگام نزدیکشدن به اسحاق، پوششی بر خود میاندازد. این رویداد در روایت ازدواج او بیان شده است؛ نه بهصورت یک فرمان عمومی برای همه زنان.
- اعداد ۵:۱۸: در آیین مربوط به زنی که شوهرش به او مشکوک است، کاهن موهای زن را باز یا پریشان میکند.
Bible Gateway
در سنت یهودیِ بعدی، بهویژه در تفسیرهای ربانی و قوانین مربوط به زنان شوهردار، پوشاندن موها اهمیت حقوقی و دینی پیدا کرده است. برای نمونه، تفسیر ربانی از اعداد ۵:۱۸، آشکاربودن مو را در آن زمینه نشانهای از بیآبرویی میداند.
Bible Hub
نتیجه:. پوشش سر در برخی روایتها و آیینهای یهود مطرح است.
۴. جنگ، تسلیمنشدن دشمن و تخریب شهرها
این بخش از تورات از نظر اخلاقی و تاریخی بسیار مهم است، زیرا واقعاً در آن فرمانهایی درباره محاصره شهرها، کشتن مردم و نابودی برخی گروهها آمده است.
متن اصلی، تثنیه ۲۰:۱۰–۲۰ است. Bible Gateway
الف) اگر شهر پیشنهاد صلح را بپذیرد
در تثنیه ۲۰:۱۰–۱۱، فرمان داده میشود که هنگام نزدیکشدن به شهری برای جنگ، ابتدا به آن پیشنهاد صلح داده شود؛ اما در صورت پذیرش صلح نیز، بر اساس این متن، مردم آن شهر به کار اجباری و خدمت واداشته میشوند.
پس صلح در این قانون لزوماً به معنای داشتن امنیت، استقلال یا برخورداری از حقوق عادلانه نیست.
ب) اگر شهر صلح را نپذیرد و بجنگد
تثنیه ۲۰:۱۲–۱۴ میگوید که اگر شهر صلح نکند و وارد جنگ شود، باید محاصره شود و پس از تصرف، مردان آن کشته شوند؛ زنان، کودکان، دامها و اموال شهر نیز بهعنوان غنیمت در اختیار فاتحان قرار میگیرند. این متن صرفاً درباره تخریب ساختمانها نیست؛ بلکه در برخی موارد، آشکارا کشتار انسانها و تصرف اموال را نیز تجویز میکند.
Bible Hub
ج) آیا تورات نابودی کامل یک جمعیت را هم بیان میکند؟
بله. در تثنیه ۲۰:۱۶–۱۸، درباره شهرهای اقوامی که نام برده شدهاند، فرمانی بسیار شدیدتر آمده است: نباید هیچ موجود زندهای باقی گذاشته شود و آن اقوام باید به نابودی کامل سپرده شوند. دلیل بیانشده در متن، جلوگیری از تأثیرگذاری آیینهای دینی آن اقوام بر بنیاسرائیل است.
Bible Gateway
بنابراین، باید دو دسته قانون را از یکدیگر جدا کرد:
- درباره شهرهای دوردست: پیشنهاد صلح، کار اجباری در صورت پذیرش و کشتار مردان در صورت مقاومت و شکست.
- درباره شهرهای اقوام مشخصی که متن نام میبرد: فرمان نابودی کامل جمعیت.
این تمایز در خود متن وجود دارد و نباید این دو حکم را یکی دانست.
نتیجه تاریخی و اخلاقی: در تورات احکام کشتن غیرنظامیان و نابودی جمعیتها، بسیار خشن و مسئلهبرانگیز هستند. تحلیل گران را به این موضوع متوجه میسازد که چه نوع رابطۀ روانی بین این احکام تورات و قتل عام، کشتار ده ها هزار کودک، زمین سوخته و نسل کشی در غزه در حال حاضر وجود داشته میتواند. هرچند این احکام دینی نیز از نگاه حقوق انسانی، مجوزی برای حمله به مردم، کشتار غیرنظامیان یا تخریب جمعی اموال آنان در عصر کنونی محسوب نمیشوند. اگرچه دولت اسرائیل عملاً در غزه، فلسطین و لبنان انجام داده و و در حال انجام میدهد.
آیا در کتاب مقدس، قوم اسرائیل برتر از اقوام دیگر معرفی شده است؟
باید صادقانه گفت: بله، برخی از متون چنین زبانی دارند.
برای مثال، در تثنیه ۷:۶، اسرائیل «قوم مقدس» و قوم برگزیدهٔ خدا معرفی میشود. در تثنیه ۹:۴–۶ نیز به اسرائیلیان گفته میشود که تصرف سرزمین را نباید به شایستگی اخلاقی خودشان نسبت دهند.
My Jewish Learning
پرش انتقادی: اگر همهٔ انسانها آفریدهٔ خدا هستند، چرا خدا باید یک قوم را برای دریافت شریعت یا تصرف سرزمین مشخصی انتخاب کند؟ پاسخ سنتی، مأموریت و مسئولیت ویژه است؛ اما این پاسخ بهخودیخود تمام دشواری اخلاقیِ امتیاز دادن به یک قوم را برطرف نمیکند. این شاید یکی از خودبرتربینیهای رنگ مقدس داده شده و به خدا و دین پیوند داده شدۀ خطر آفرین جنگ افروز برای نسل بشر باشد که خود را در اشکال متنوع خشونت بار در طول تاریخ و در عصر حاضر نشان داده است.
۳. چرا یهوه در برخی متون فرمان جنگ و نابودی میدهد؟
این شاید دشوارترین بخش باشد؛ زیرا موضوع فقط مجازات یک فرد خطاکار نیست، بلکه در برخی روایتها، نابودی گروههایی از مردم، از جمله زنان و کودکان، مطرح میشود.
برای نمونه:
- تثنیه ۷:۱–۲: فرمان مقابلهٔ شدید با اقوام کنعانی و نابودی آنها مطرح میشود.
- یوشع ۶:۲۰–۲۱: روایت فتح اریحا، نابودی ساکنان شهر را توصیف میکند.
- اول سموئیل ۱۵:۲–۳: در روایت جنگ با عمالیقیان، فرمانی به نابودی گسترده، از جمله کودکان و نوزادان، نسبت داده میشود.
این متون واقعاً در کتاب مقدس وجود دارند و نمیتوان با گفتن اینکه «همهٔ ادیان صلحطلباند» از مسئله عبور کرد. پژوهشگرانی مانند سوزان نیدیچ در کتاب جنگ در کتاب مقدس عبری: پژوهشی دربارهٔ اخلاق خشونت و آری فرسلویس در پژوهش خود دربارهٔ تثنیه ۷، دقیقاً به دشواری اخلاقی این فرمانها پرداختهاند.
Oxford Academic
********
مقام زن و ریشۀ اخلاق نیک
در تمدن ایران باستان و خراسان کهن
تمـدن و خـرد و رزم و نیکی و اخـلاق
چو بـوسـتان دل عشق گوهر افشان بود
ز طرف سیحون و جیحون تا دل کارون
تمـدن کهـنی غـرق نـظـم و سـامـان بود
ز گفت و کرده و پندار نیک دیریـن گو
تمـدنی که مـدارا و صـلـح و پیکان بود
در آیین زرتشتی، زن از نظر دینی و اخلاقی جایگاه مهمی دارد.
- در اوستا: زن و مرد هر دو در برابر نیکی و بدی مسئولاند و هر دو میتوانند راه راستی را انتخاب کنند.
- از نظر معنوی: خرد، راستگویی، پاکی و کردار نیک ارزشهایی هستند که به جنسیت محدود نمیشوند.
- در تاریخ ایران باستان: زنانی مانند پوراندخت و آزرمیدخت به پادشاهی رسیدند؛ هرچند این موضوع به دوره و شرایط تاریخی مربوط است.
- در متون زرتشتی: زنان در برخی متون دینی و سنتهای زرتشتی نقشهای خانوادگی، اجتماعی و آیینی داشتهاند.
نیک است که این چند موضوع را دقیقتر بررسی کنیم؟
- جایگاه زن در اوستا و گاهان
- حقوق زن در آیین زرتشتی
- ازدواج، طلاق و ارث زن در ایران باستان
- دیدگاه زرتشت درباره زن و مرد
جایگاه زن در اوستا و آیین زرتشتی
برای شناخت جایگاه زن در آیین زرتشتی، باید سه موضوع را از هم جدا کنیم: آموزههای زرتشت در گاهان، مطالب اوستا و قوانین و سنتهای ایران باستان و خراسان کهن. این سه کاملاً یکسان نیستند؛ بهویژه این که قوانین مربوط به زنان در طول تاریخ تغییر کردهاند.
۱. جایگاه زن در اوستا و گاهان
.

.

.

.
اوستا کتاب مقدس زرتشتیان است و گاهان، سرودههایی که به زرتشت نسبت داده میشوند، کهنترین و از مهمترین بخشهای آن هستند.
برابری معنوی زن و مرد
در آموزههای گاهان، ارزش انسان با انتخاب اخلاقی، خرد و کردار او سنجیده میشود. در این چارچوب، زن نیز مانند مرد میتواند راه راستی را انتخاب کند و در برابر رفتار خود مسئول باشد.
سه مفهوم اصلی در اندیشه زرتشتی عبارتاند از:
- وهومن(بهمن): اندیشه نیک
- اَشَه(رَتَه) : راستی، نظم درست و حقیقت
- خْشَثرَه: فرمانروایی یا قدرت مطلوب و همراه با نظم و عدالت
این ارزشها بهخودیخود مختص مردان نیستند؛ به زنان نیز تعلق دارند و زن و مرد میتوانند به طور یکسان از آن بهره مند شوند.
Encyclopaedia Iranica
۲. حقوق زن در آیین زرتشتی
- مسئولیت دینی: زنان میتوانستند مخاطب آموزههای دینی باشند و برای رستگاری روح خود تلاش کنند.
- مالکیت و دارایی: زنان از حقوق مالکیت برخوردار بودند، اما میزان استقلال مالی آنان به نوع ازدواج، موقعیت خانوادگی و مقررات حقوقی بستگی داشت.
- رضایت در ازدواج: در منابع حقوقی ساسانی، رضایت دختر در انواع ازدواج اهمیت داشت؛ بااینحال، نظر پدر یا سرپرست نیز نقش ایفا میکرد.
- محدودیتهای قانونی: در برخی از موارد، نظر به شرایط زنان تحت سرپرستی مردان خانواده قرار داشتند.
Encyclopaedia Iranica
آیا زنان میتوانستند به قدرت سیاسی برسند؟
بله. برای مثال:

پوراندخت (بوران)
از پادشاهان زن دوره ساسانی بود که در سده هفتم میلادی سلطنت کرد.

آزرمیدخت
دختر خسرو پرویز بود و در واپسین سالهای شاهنشاهی ساسانی به پادشاهی رسید.
Encyclopaedia Iranica
۳. ازدواج، طلاق و ارث زن در ایران باستان
برای این موضوع، اسناد و متون حقوقی دوره ساسانی اهمیت زیادی دارند. این منابع نشان میدهند که قوانین خانوادگی پیچیده بودند و وضعیت زن به نوع ازدواج و جایگاه او در خانواده بستگی داشت.
ازدواج
در جامعه ساسانی، ازدواج علاوه بر رابطه شخصی، قراردادی خانوادگی و حقوقی بود. شکل ازدواج میتوانست بر حقوق زن، جایگاه فرزندان و ارث تأثیر بگذارد.
- رضایت دختر به رسمیت شناخته شده بود.
- سرپرست خانواده معمولاً در تصمیمهای مربوط به ازدواج نقش داشت.
- چند نوع ازدواج با آثار حقوقی متفاوت در بین طبقات متنوع جامعه وجود داشت.
Encyclopaedia Iranica
طلاق
طلاق در ایران ساسانی تابع قواعد و شرایط حقوقی بود. رضایت زن اهمیت داشت.
Encyclopaedia Iranica
ارث
قوانین ارث از پیچیدهترین بخشهای حقوق خانوادگی ساسانی بودند.
- سهم ارث به نوع ازدواج و جایگاه حقوقی شخص بستگی داشت.
- دختر یا زن بیوه میتوانست مسئولیت خانوادگی و حقوقی ویژهای بر عهده بگیرد و از دارایی ارث ببرد.
Encyclopaedia Iranica
نتیجه: در ایران باستان، زنان از حقوق مالی، حقوق ازدواج و خانوادگی برخوردار بودند. زنان در تمدن ایران باستان و خراسان کهن به درجات عالی مانند: شاهنشاهی، فرماندهی، دریا سالاری، پهلوانی اسطوره ای و غیره میرسیدند.
۴. دیدگاه زرتشت درباره زن و مرد
در آموزههای منسوب به زرتشت، سه اصل اخلاقی مشهور وجود دارد:
اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک.
این اصول برای زن و مرد هر دو مطرحاند. در نگاه اخلاقی گاهان، انسان باید با خرد خود میان راستی و ناراستی انتخاب کند و مسئول انتخابهایش باشد. در این بیان زن و مرد برابر اند.
آیا زرتشت زن را پایینتر از مرد میدانست؟
شواهد متون اوستایی از این برداشت ساده که زن از نظر معنوی ذاتاً پایینتر از مرد است، پشتیبانی نمیکنند. در اوستا، زنان و مردان هر دو بهعنوان پیروان دین و مسئولان اعمال خویش شناخته میشوند. زن و مردم در اندیشۀ زرتشت مقام والا دارند.
Encyclopaedia Iranica
جنگ و صلح در اوستا و آیین زرتشتی
در آیین زرتشتی، جنگ و صلح را باید در چارچوب تقابل میان اَشَه، یعنی راستی و نظم درست، و دُروج، یعنی دروغ و بینظمی اخلاقی بررسی کرد. بااینحال، این تقابل دینی به این معنا نیست که هر جنگی به نام حقیقت یا دین، جنگی درست به شمار میآید.
۱. آیا زرتشت با جنگ مخالف بود؟
در گاهان، پیام زرتشت بیش از آنکه یک نظریه نظامی باشد، دعوتی اخلاقی به انتخاب راستی، خرد و رفتار درست است.
- صلح و آرامش: با ارزشهایی مانند راستی، خرد و پرهیز از کردار زیانبار سازگارند.
- خشونت و ستم: هنگامی که از دروغ، فریب و بیعدالتی سرچشمه بگیرند، با آرمان اخلاقی زرتشتی ناسازگارند.
- دفاع در برابر ستم: متون و سنتهای زرتشتی از جامعهای سخن میگویند که باید در برابر نیروهای ویرانگر، متجاوز و دیو صفت از خود محافظت کند. زرتشت اندیشۀ نیک، گفتار نیک و کردار نیک را در برابر خشونت، تجاوز، کشتار و بی رحمی قرار میدهد.
Encyclopaedia Iranica
۲. مفهوم جنگ میان نیکی و بدی
یکی از مفاهیم محوری در سنت زرتشتی، مبارزه میان نیروهای سازنده و ویرانگر است؛ اما این مبارزه در همه متون صرفاً به جنگ میان دو سپاه انسانی اشاره ندارد.
در اندیشه زرتشتی، این تقابل را میتوان در سه سطح بررسی کرد:
۱. سطح اخلاقی
انسان میان راستی و دروغ، اندیشه نیک و اندیشه بد، و رفتار سازنده و ویرانگر انتخاب میکند.
۲. سطح اجتماعی و سیاسی
در جامعه باستان، دفاع از مردم و سرزمین و مقابله با دشمنان در چارچوب ارزشها و باورهای زمان خود مطرح بود. این مسائل را باید با توجه به شواهد تاریخی بررسی کرد. در فرهنگ پهلوانی و حماسی نیز ارزشهای اخلاقی در کنار رزم و دلاوری مطرح بوده است.
۳. سطح کیهانی
در متون متأخر زرتشتی، جهان صحنه رویارویی اهورامزدا و اهریمن و سرانجام پیروزی نهایی نیکی بر بدی است. این روایت در متون پهلوی شرح نظاممندتری پیدا میکند. یعنی در نهایت نور بر تاریکی، اهورامزدا بر اهریمن و فرشته بر دیو پیروز است.
Encyclopaedia Iranica
۳. صلح در آیین زرتشتی چه معنایی دارد؟
صلح در نگاه اخلاقی زرتشتی را میتوان فراتر از نبود جنگ دانست.
- راستی: روابط میان انسانها بر فریب و دروغ استوار نباشد.
- عدالت: قدرت برای ستم به دیگران به کار نرود.
- خرد: تصمیمها با اندیشه و سنجش پیامدها گرفته شوند.
- سازندگی: انسان در آبادانی سرزمین، جهان و حفظ زندگی سهیم باشد.
اصل مشهور زرتشتیِ «اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک» نیز با این نگاه ارتباط دارد.
Encyclopaedia Iranica
در نتیجه، صلح فقط یک وضعیت سیاسی نیست؛ میتواند به معنای ایجاد رابطهای درست میان انسان، جامعه و جهان نیز باشد.
اهمیت پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک در آیین زرتشتی
در آیین زرتشتی، پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک سه اصل اخلاقی شناختهشدهاند که در زبان فارسی معمولاً با این عبارت بیان میشوند:
- پندار نیک: اندیشهای بر پایه خرد، راستی و نیکی داشته باشیم.
- گفتار نیک: سخنی راست، سازنده و بهدور از فریب و بدخواهی بگوییم.
- کردار نیک: در عمل، درستی و نیکی را به کار ببندیم.
این سه اصل در فرهنگ زرتشتی، در ایران باستان و خراسان کهن به یکدیگر پیوستهاند: اندیشه بر سخن اثر میگذارد، سخن بر رفتار تأثیر میگذارد و رفتار ما پیامدهای واقعی برای دیگران، جامعۀ انسانی و جهان دارد.
نواب راصل