ارسال شده توسط admin در
اشعار
(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ ۱۳ حوت ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۴ مارچ ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————–

ظلم ظالم
جهان به لاف وپـوف ظلم برنمی گردد
اســـیـر ظالـــم و بـیــدادگـر نمی گردد
و مافـیــای دیجـیـتـال و شـهر شیطانی
دیگر به گرد قـضــا و قــدر نمی گردد
نظام تکـروی تا در جـهان شــده نـاکام
به زور خنجروخـون مستقر نمی گردد
به نام صلحِ جهان جنگ را کنند تشدید
به حرف وسفسطه رفع خطرنمی گردد
شب فساد وشرارت چونان شده تاریک
تـو گویی تا بـه قیامت سـحر نمی گردد
کسی که غرق جنایات وجرم اخلاقست
بـه جـز تباهی و ضـد بـشـر نمی گردد
پسـنـد خـاطـر یـزدان نمی شـود ابلیـس
بهـشـت در دل انسـان سـقـر نمی گردد
نظام صلـح و ثبات و جهـان چند قطبی
به زور و جنگ وجنایت بتر نمی گردد
ز سند و کارون وولگا وسیحون و آمو
و رود زرد، به دشـمن گـدر نمی گردد
بـرای امنـیــت مـرز و خـاک ملـت هـا
هجـوم وقلدری دور از نظر نمی گردد
ز جـور و تهـدیـد و آزار می برند لذت
ولی جهـان بـه پی درد ســر نمی گردد
به روی دادوستد درب غـرب را بستند
زشـرق بـسته خوشا قلب درنمی گردد
زبس که خنجـر ظلم و سـتم کُشَد انسان
به جـان پیر و جـوان تیز تر نمی گردد
مـزن بـه خـانـۀ مظـلـوم آتـش ای ظالـم
همیشه آتـش کـیـن شـعله ور نمی گردد
ترور و وحشت وظلم و تجاوز وتحریم
بدان که بیش از ایـن کارگـر نمی گردد
و پای خر به سـوراخ پل رود یک بار
بـه چشـم عـقـل دوبار نیشتر نمی گردد
گمان مبر که بـر آب مـنــزل امن است
خروش موج به کس بوم وبرنمی گردد
زبـیم و دغـدغـۀ کـوسـه ماهی در دریا
کسی به سـاحل خود دربه درنمی گردد
فـراز لانـۀ سـیـمـرغ و زال زر هـرگز
مقـام کـرگـس بشـکـسـته پـر نمی گردد
تمـدن از دل تـاریـخ بـاســتـان سـر زد
درخـت بـاغ کهـن بی ثـمــر نمی گردد
برآمـد از دل خاکـستر کـتــاب سـوزان
دلی که تا بـه ابـد کور و کر نمی گردد
کتاب باز طـبـیـعت را ز سـر خوانـیــد
هـزار مـتــن تـعــصّـب اثـر نمی گردد
به زورهوهو وتپ تپ روح سرگردان
بـرای کاخ ســتـم کـر و فـر نمی گردد
روباه حیله گر وگرگ ظالم وخونخوار
حریف تـن بـه تـن شـیر نـر نمی گردد
فسـاد و فتنه گری آن قـدـر شـده افزون
که با دروغ و دغل مختصر نمی گردد
بـه مکـر و حـیـلـۀ دلّال و فـتـنـۀ بازار
غـرور رخش کهن بار خـر نمی گردد
بـه چـشم عقل و خـرد بنگریـد تمدن را
شـعار تیره که عـلـم و هـنـر نمی گردد
فـروش غیرت و ایمان و خاک اجدادی
تـبــاهی آورد و سـیـم و زر نمی گردد
یگانـه راه دفـاع از وطـن بُــوَد قــدرت
به ضعف وناله که رفع خطر نمیگردد
به جنگ دشمن خـاکِ وطـن کمر بندید
که ظلـمِ ظالم از ایـن بیشـتر نمی گردد
کهن تمدن و تاریـخ هـفت هـزار سـاله
به دست ظلم که زیر و زبر نمی گردد
امید در هـمـه احـوال نــور دل هـا بـاد
که آفـتـــاب خـــلاف قـمـــر نمی گردد
رسول پویان
۲۸ فبروری ۲۰۲۶