۲۴ ساعت

15 مارس
۱ دیدگاه

ناوگان جنگی امریکا در خلیج فارس

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۲۴ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۵ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

شاعر : زنده یاد محمد ظاهر نیاز قناویزی – فرستنده : محترم امان قناویزی

ناوگان جنگی امریکا

 در خلیج فارس

 تا  گرفتی  بر کف   قدرت  عنان  خویش را

 ظالمی و داده ای خوب امتحان خویش را

دیده ی حق بین گشا و دور  پیشت را نگر

 تا به چشم خود ببینی مردمان خویش را

گر تو را همت بود رو  سوی  اتیوپی ببین

 بهر نانی می فروشند کودکان خویش را

کشور ما را به خاک و خون کشیدی از غرور

 چون قشون سرخ، خواهی باخت  جان خویش را

 سود خود جویی همیشه بر زیان دیگران

رایگان کی می دهی بر ما قران خویش را

 در تعرض ، در تهاجم   یکه   تاز   عالمی

 بس به خون آلوده ها آلودی نان خویش را

 این چنین طرز تفکر تا که سرمشق تو شد

می زنی آتش  تو  آخر آشیان خویش را

 گه وهابی را مسلح ساختی، گاه احمدی

 می کنی بهر ما مسلط نوکران خویش را

هیچ می دانی که خشم خلق چون خشم خدا ست

 می دهی بر باد آخر  دودمان خویش را

 بی حیایی   را  نگر   کاز   آبهای  امریکا

 در خلیج فارس  آری ناوگان  خویش را

 گر کلینتن را نباشد فکر خود خواهینیاز

در خلیج فارس  بیند  ناوگان خویش را

مرحوم محمد ظاهر نیاز قناویزی

۱۶ دلو ۱۳۹۷ خورشیدی

آلمان

 

 

 

 

15 مارس
۱ دیدگاه

قیامِ حوت ،قیامِ خود کفا

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۲۴ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۵ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

     قیامِ حوت ،قیامِ خود کفا

قیامِ حوت  ، قیامِ  خود کفا بود

 عاری از هر زعیم و پیشوا بود

 ملّت ناراض ز اعمالِ رژیم بود

 رژیمِ مزدورِ روسِ  بی‌خدا بود

 فرامینِ رژیم چون تیغ و خنجر

 یکی  پشتِ  دگر درد و بلا بود

 فقط غصبِ زمین و املاکِ مردم

 از هر مالک، هر پولدار روا بود

 سواد آموزی و دانش به ملت

جفنگ و  یاوه‌ای  پُر ناسزا بود

 بی‌حرمتی به اساساتِ دین بود

 لنین و مارکس مقامِ باصفا بود

 ز هر افعال و کردار  و سرانجام

مصیبت با مصیبت هم‌صدا بود

 بسا توهین، تحقیر و  تمسخر

 به مالک و به میر و کدخدا بود

خونِ ملت بجوش آمد سراسر

 قیام شد هر طرف صد ماجرا بود

 همه با داس و بیل و تیغ و تبرزین

 قیامت شد، هزاران غوغا بپا بود

 همه عاشقِ دین بودند و میهن

 به هرسو پیر و برنا جان‌فدا بود

 سراسر   نعرهٔ    « الله اکبر»

علیه   مردمانِ   بی‌  خدا  بود

 درین خیزش، درین میدانِ خونین

 هرات مانند دشتِ کربلا بود

ده‌ها مشتاق، معشوق و مبارز

 به هر میدان مشغول غزا بود

 تفنگدارانِ   تا  دندان مسلح

 قساوت   را  تماماً آشنا بود

 به دستورِ امین، شیادِ جانی

 جفا پشتِ جفا پشتِ جفا بود

 همه جا تانک و راکت و طیاره

 جهتِ قتلِ مردم جا به جا بود

 هدفِ ناکسان، کشتارِ عام بود

 فقیر و  مستمند  و بی‌نوا بود

 به هر جاده، به بلوار و خیابان

 ملّت با تیرِ دشمن سر فدا بود

 درین غوغا، به میدانِ معارک

شهید در آرزوی دارالبقاء بود

 دریغا، حسرتا، هیهات، هیهات

 رفیقانِ شهیدان نیمه‌راه بود

 ز هر قریه، به هر شهرک و اطراف

 پیر و   برنا  شریکِ ماجرا بود

 ده‌ها قُلدُر، ده‌ها یاغی و باغی

 به تخریب و تباهی راهنما بود

 در آن روزها، در آن معرکه بازار

 بشیر شاهدِ جنگ و ماجرا بود

       بشیر احمد شیرین سخن

15 مارس
۱ دیدگاه

قیام حوت 

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۲۴ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۵ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

قیام حوت 

قیام شکوهمند بیست وچهارم حوت ۱۳۵۷ یکی از رویداد های سترگ، تاثیر گزار و نهایت مهم، در تاریخ معاصر و مبارزه میهنی کشورما، به ویژه هرات، بادغیس، غور، فراه  وبخش های از ولایت های همجوار می باشد.

بدون تردید در این رخداد هر پژوهشگر و خواننده ای می تواند اوج عشق، فراز ایثار، بلندای فداکاری و قله های سلحشوی را به مثابه ی تصویری جهان نما، در صف پولادین مردم از جان گذشته  و آماده به شهادت را به مقابل استبداد وخود کامگی رژیم مستبد وقت، به تماشا به نشیند. به گویه دیگر این قیام همانند نمایی ازفداکاری و نمادی ازخود گذشتگی مردمیکه به مثابه طلایه داران ارزش های دینی، تمدن کهن و فرهنگ این وادی تبلور پیدا کرده است را به نگاه بنشیند.

مردمی که به خاطر باورهای دینی، ملی وهویتی شان به میدان مبارزه شتافتند، باگوشت گردن شمشیر ها را شکستند، با سپهرسینه، غول پیکرهای آهنین را متوقف ساختند و با فواره های خون خویش سنگ فرش جاده های شهرشان را رنگین کردند و رنگ رنگین کمان آزادی را روی جاده ها با خون شان نقاشی نمودند و با قربانی هزاران شهید استبداد را به لگد مال کشیدند. چنان قدرتشان را به هم مالیدند که ناله از کرملین به صدا در آمد.

درجزئیات این رخداد بزرگ، چگونگی کمیت شهدا وگونه های دیگر دست آورده های این قیام، زیاد گفته شده است و در نوشته کلانتری تحت عنوان حوت ماه تجلی ایمان و حوت از منظر نگاه نیز بدان پرداخته ام، اینجا می خواهم در حد گنجایش فهمم به بعد دیگری ازاین رویداد سترگ و تاثیر آن در رخدادهای بعد از قیام در کشوربه واکاوی به نشینم:

یک:وسعت قیام! 

این قیام از گستردگی بسیار وسیع درمقایسه با دیگر حرکت های مشابه همانند دره پیچ، زمین داور یا دره صوف که قبل از حوت در سطح کشور به وجود آمده است برخوردارمی باشد. علاوه ازهرات، ولایت های بادغیس، غور وفراه نیز به قیام پیوستند وبه نفع قیام کنندگان فرو پاشیدند وبخش های وسیعی از ولایت های  نیمروز ، هلمند و فاریاب نیزهمراه با قیام شدند، که تقریبا به نوعی از نظر مساحت ربع جغرافیای کشورتحت پوشش این قیام حوت قرار گرفته بود. 

مارشال گرومف درکتاب ارتش سرخ در افغانستان می نویسد « در ٢٣ مارچ قلعه نو در ۳۰ مارچ فاریاب به قیام کننده گان پیوستند» چنین ابراز نظری روایت روشن وبدون کم و کاست ازتایید و گستردگی قیام حوت می باشد. اهمیت این قیام  به حدی تاثیر گذار بوده است، که از کتاب ارتش سرخ در افغانستان اثر مشهور مار شال گرومف به عنوان  فرمانده عمومی قطعات ارتش سرخ در افغانستان از مجموع ۲۳۰ برگ به تعداد پنجاه صفحه آن به قیام ماه حوت اختصاص داده شده است

باید یاد آوری کنم، مستند ترین کتابی که راجع به تجاوز ارتش سرخ به افغانستان نوشته شده است، اثر مارشال گرومف است. او در شروع تجاوز ارتش سرخ به کشور ما به حیث رئیس ارکان فرقه پنج میکانیزه تحت امر تورن جنرال شتالین به رتبه دگر والی ازمسیر تورغندی وارد افغانستان شده است وبه رتبه مارشالی به عنوان آخرین سرباز مسیر پل دوستی ازافغانستان خارج شده است. 

بیشتر مردم دنیا مارشال گرومف را از این گفته کوتاه اش که ثبت تاریخ شده وبسیار مشهوراست، می شناسند. او هنگام خروج به عنوان آخرین سرباز ارتش سرخ از افغانستان روی پل دوستی ایستاده شد. دست چپ اش را بمعنی اشاره  به سوی افغانستان دراز کرد و گفت: «برای آنانیکه[منصوبین ارتش سرخ] در این جهنم سوختند منار یاد بود بسازید ».  

نویسنده کتاب افغانستان گذر گاه کشور گشایان می نویسد « در جلسه چهارنفره ی لئونید برژنف، الکسی گاسگین صدر اعظم، گرو میکو وزیرخارجه ومارشال دیمتری استونف وزیردفاع  شام روز ١٩ مارچ در کاخ کرملین با پیوند به رخدادهای غرب افغانستان، صدرهیات اتحاد شوروی برژنف چنین گفت: « تصویب می کنیم فردا نور محمد ترکی به مسکو بیاید» که چنین فیصله در مسکو از فهمی به معنی صلاحیت تصمیم گیری برای رهبرحزب دموکراتیک خلق افغانستان، در مسکو می باشد. 

دو: تاثیر نظامی قیام!

در جغرافیای قیام شامل ولایت های که گفته آمد تاسیسات و جز وتام های نظامی امنیتی همانند تشکیل فرقه، غند، کندک در بعضی مناطق گارنیزیون مستقر بودند. که در مواردی این قطعات به مردم پیوسته، یاتسلیم موج سرکش مردمی شدند. که ازاین سلاح و تجهیزات نظامی در ادامه رویداد ها برای ادامه مبارزه مسلحانه در برابر دولت وقت و قوای متجاوز استعمال و استفاده شد. در مورد پیوستن فرقه ۱۷ هرات به قیام کنندگان جورج آرنی در کتابش می نویسد: « منظره شوم قیام هرات از نظر شوروی ها همان اشتراک ارتش محلی در آن جنگ بود ».   

سه: ازنظرسیاسی! 

بعد سیاسی قیام به گونه ی اثر گزار و گسترده بود، که رژیم وقت را در بد ترین وضعیت سیاسی قرارداد. درآن موقع در افکار مردم جهان ومنطقه این باور وجود داشت، که: هرگاه کشوری یا رژیمی به نفع مسکو نظام اش تغییریابد، از نظرماشین قدرت گردش به نفع کرملین صورت گیرد. دیگر ضرورت به تلاش برای برگشت مجدد نیست، چون زمینه ی برای برگشت وجود نخواهد داشت. تقریبا همه ی دنیا نیز چنین مفکوره ی را پذیرفته بودند، که روس ها فیل اند هر جا پا بگذارند بر نمی دارند، تجربه ی تاریخی ورخداد های متعدد درکشورهای منطقه وجهان بعد ازانقلاب اکتوبر اتحاد جماهیر شوروی سابق ورویکرد های زمان جنگ سرد  نیز این ادعا را ثابت می ساخت. 

اگر به سراغ رویداد های جهان بعد از انقلاب اکتبربرویم، به استثنای عقب نشینی اتحاد جماهیر شوروی سابق از کوبا در بحران ۱۳ روزه کارائیب وجابجایی راکت های بالاستیک میان برد هسته یی شوروی سابق به کمک فیدل کاسترو درخاک کوبا در ماه اکتوبر سال ۱۹۶۲در جریان جنگ سرد و در نتیجه محاصره دریایی کوبا توسط نیروی دریایی امریکا و توافق جان کندی و خرشچف برای برچیده شدن این راکت ها وبرگشت کامل آنها به خاک اتحاد شوروی سابق که بعد از مدت یازده روز صورت گرفت. در هیچ مورد دیگری مسکو به عقب نکشیده است. 

ولی  قیام حوت این باور را شکست و این افسانه را به گونه ی باورنکردنی ویران کرد واین واقعیت را به اثبات رسانید، که مردم با اراده وایمان حتا بادستان خالی هم می توانند، اسطوره ونماد های قدرت رژیم تحت حمایه شوروی سابق را طوری بشکنند که صدایش در لابلای تاریخ  پیچد وصلابتش به گونه ی به زیر چکمه های شان لگد مال شود. که آواز جاویدانه در دراز نای تاریخ باشد

چهار: ایجاد اعتماد! 

قیام خونین حوت ، به مردم افغانستان و به همه مبارزین راه آزادی این امید واری وباور را فراهم کرد. که می توان با توکل به خدا، دستان خالی، اعتماد به نفس واراده آهنین برخواسته به پا ایستاد وخون را برشمشیرغالب ساخت، هر چند جهانیان در آن موقع کاملا نظاره گر رخداد های کشورما بودند وهیچ اقدامی درحمایت عملی و حتا غیرعملی از مردم افغانستان به ویژه غرب کشورصورت نگرفت.

 موقعکه در آن برهه از تاریخ رویداد ها را به کاوش می نشینیم، بیشتر واکنش ها در حد محکومیت ها بعد از حمله ارتش سرخ به افغانستان انجام پذیرفت، بیاد دارم که بعد از لشکر کشی اتحاد شوروی به افغانستان ایالات متحد امریکا به تحریم المپیک همان سال درمسکو اکتفا کرد، وبس. ولی با استفاد ازفرصت به این بهانه اقدام به تشکیل نیروی واکنش سریع به خاطر اهداف ومنافع دراز مدت اش درمنطقه شرق میانه کرد؛ که بعد ها نامش به سنت کام تغییر یافت و امروزه یکی از نیرو های تاثیر گذار در منطقه است.

در نهایت واشنگتن گفت: خلیج فارس خط سرخ ماست، وبس. ملل متحد نیز با قطع  نامه ی ورود ارتش سرخ رابه افغانستان محکوم کرد. کشورهای اسلامی نیز مواضع نا همگون ونا همآهنگی داشتند. ولی این مواضع همه وهمه بعد از اشغال بود؛ اما این حرکت الهی و معجزه آسا (قیام) و درادامه آن مبارزه مسلحانه ی مردم افعانستان، در واقع بسترعزم راسخ و پایداری را برای مبارزه مسلحانه برای مردم افغانستان و آهسته آهسته تغییر در نگاه جامعه جهانی را ایجاد کرد. 

 به بیانی دیگر فضای روانی ویژه ی را برای ادامه مبارزه در کشور فراهم کرد. به همه مردم آزاده جهان وکسانی که نسبت به مقاومت در شک به سرمی بردند، اطمینان ایجاد کرد و آنان را مطمئن ساخت وبرای شان پیام روشن، برجسته و واضح ارایه داد. که می شود با اراده، ایمان و دست خالی در  برابر استبداد ایستاد و برای همه ی آنانیکه به طرف مقاومت مردم افغانستان با نا امیدی می نگریستند امید تازه بخشید.

شما اهمیت و جایگاه تاثیر گذاری این قیام را در نگرانی مسکو و کابل به گونه ی مشترک در گفتگوی تلفونی بعد از قیام حوت بین الکسی کاسگین صدر اعظم اتحاد جماهیر شوری سابق و نور محمد ترکی منشی عمومی کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق در جریان جلسه کمیته مرکزی می توانید بهتر بفهمید.

وقتی  پاسخ های عجیب و غریب جناب ترکی به پرسش های رهبری مسکورا می شنوید یا می خوانید متوجه می شوید چقدر فضای تشویش، نگرانی و  پریشانی تیره است. این مصاحبه در اکثرمنابع نشر شده است؛ از جمله: اثر مارشال گرومف( ارتش سرخ در افغانستان) وهمچنین کتاب تهاجم شرق و سیاست های غرب نقل شده است.    

در جریان این گفتگو بارها به تکرار آقای نورمحد ترکی تقا ضای کمک نظامی واعزام نیروی نظامی از اتحاد شوروی سابق را به افغانستان می کند. که حکایت از تشویش و نگرانی ژرف وحتا ترس و وحشت رژیم را ازاین رخداد نشان می دهد. اگر شما متن این مصاحبه را بخوانید واقعا تعجب می کنید؟! که چگونه نور محمد ترکی عاجزانه می گوید:« ما می خواهیم که شما ازبکها و تاجیکها و ترکمنها را برای راندن تانکها نزد ما بفرستید، زیرا کلیه این اقوام در افغانستان شناخته شده هستند. اگر جامهء[ لباس] افغانی به پوشانید ونشانه های افغانی به آنها[ تانک ها] زده شود هیچ کس نخواهد دانست. به نظر ما این کار بسیارآسان است. نظر به تجربه ایران و پاکستان این کار بسیار آسان است» وهمچنین رفتن نور محمد  ترکی بعد از سه روز به مسکو عمق جریان را  به تصویر می کشاند.

هرچند بعضی پژو هشگران گفته اند یا گهگاهی این بحث ها به رسانه ها کشیده می شد. که اگر مردم قیام نمی کردند، در برابر دولت نمی جنگیدند و یا شرایط را برای حاکمیت دشوار نمی ساختند. سربازان ارتش سرخ به افغانستان نمی آمدند. این منطق به نظرمی آید درست نباشد. درتوضیح بیشتر تجاوز ارتش سرخ را در سال های ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ بیشترباید در چارچوب اهداف ژیوپولتیک وژیوستراتیژیک برسی کرد. یا به قول قاریف روسیه از زمان پترکبیر به خاطر رسیدن به  آب های گرم جنگیده است. در گام بعدی  باید به تحولات سیاسی، اختلاف های درون حزبی، کشته شدن تره کی، نحوه برخورد حفیظ الله امین با مسکو ووو جستجوکرد. از این ها گذشته در سال ۱۳۵۸ شدت مبارزه و جنگ و حمایت جامعه جهانی نسبت به سال های بعد از تهاجم بسیار و بسیار اندک بود و خلاصه می شد به دوکشور همسایه در سطح پذیرش مهاجرین و حمایت های سیاسی تبلیغاتی .

درفهم نهایی: بدیهی است که رخدادها وسیاست های جهانی در کشانیدن روس ها به افغانستان قابل تحمل وپژوهش نیز می باشد. در ادامه می پذیریم و فرض را بر آن می گیریم که قیام ها، مبارزه، نبرد و جهاد مردم  در برابر دولت وقت در تهاجم روسها همراه با دیگر عوامل نقش داشته است.  

اما رژیمی که ظالمانه مردمش (روشنفکران ، متنفذین، علما و مردم عام) را بدون هیچ گناه یاجرمی گروه، گروه، دسته، دسته، زنده زنده بگورمی کرد. به زندان می انداخت، شکنجه و توهین می کرد، مقدسات شان را به تمسخرمی گرفت، زمین شان را به زورغصب می کرد. شما می گویید صدای خویش را بلند نکنید و حتّا به آواز بلند آه !؟  نکشید که بازحامیان خارجی آنهابه خاک شما تجاوزمی کند، منطق چنین استدلالی را حد اقل من نفهمیدم؛ سوال اینجا است؟ برای مردم ما چه راهی باقی مانده بود، یا باید شکنجه، زندان، اعدام می شدند و توهین به مقدسات خویش را تحمل می کردند و بیرق سرخ را درفرازکشورشان قبول می نمودند، یا باید جلو آن را به قیمت گوشت گردن و خون بدن خود می گرفتند، که گرفتند.

باور کنیدهنوز من  نمی فهمم که شعار اخوان الشیاطین برای دولت وقت چه منافع داشت؟ غیرازعقده گشایی ونهفمی چه می توانست باشد؟ اسلام دین این مردم است، قرآن کریم کتاب آسمانی وباوراین مردم است، حتا دولت وقت بخاطر بقای شان هم که شده بود، نباید چنین اقدمات ناشیانه ی را انجام می داد.

زمینی که توزیع می شد را سرجایش می گذاریم، خیلی خوب، می گویم مبارزه با فیودالزم است. اینکه دهقان نه اسباب وآلات زراعتی داشت، نه تخمی برای کاشت، نه غلات و نه مواد زراعتی داشت، نیز سرجایش. اراضی پا درهوا وبدون کشت باقی ماند، اشکالی ندارد. ولی صاحب زمین اگر در قریه یا شهر میبود، حتما وقت توزیع آن باید می آمد و بر سر زمین خودش هورا می کشید؟! عقده مندی، ناشی گیری ونفهمی به این حد، حتا در تاریخ کمتر دیده شده است؟! 

این تذکر لازم است، هر چند قیام هرات ساختار نظامی هرات و ولایات غربی را به هم شکست، اما تضعیف اردوی صد وبیست هزارنفری وقت بیشتر وبیشتر به اثراختلاف های داخلی حزب، کشمکش های آنان برسر قدرت، جدال های داخل حزب، تصفیه های بی حساب کتاب وعقده مندی های جناح های گونه گون حزب دموکرتیک خلق افغانستان صورت گرفت، به طورمثال پاکسازی بعد ازکودتای ثور به نام های مختلف اخوانی، شعله ای جریان چپ مخالف روسیه و سلطنت طلب؛ در مرحله دوم برچیدن پرچمی ها ازداخل ارتش بعد از کودتای ثور؛ در گام بعدی همچنین دستگیری طرفدارن نورمحمد ترکی و در ادامه امین و جناح پرچم، کودتای جنرال تنی…کشتار های مرموز، زندانی های بی شمار وفرار از ارتش این روش ها ساختار نظامی وامنیتی را فلج ساخت و همچنان تا اخر ادامه داشت، بدیهی است که در جنگ های رویاروی سرباز، خورد ظابط و افسرپایین رتبه ی کشته می شد. اما در تصفیه های جناح های گونه گون بیشتر تمرکز به ستون فقرات ارتش یعنی مغزها، استعدا ها، تفکر های ستراتیژیک نظامی، جنرال ها، دگروال ها، دگرمن ها و گاهی جگرن ها بوده است .

عوامل تهاجم ارتش سرخ به افغانستان را می شود چنین دسته بندی کرد:   

شما اگر به گفتگو های قبل از ورد روس ها به افغانستان وتقاضا های که برای اعزام نیرو به کشور ما صورت گرفته است مراجعه کنید، بیش ازصد مرتبه چه حضوری، چه کتبی چه ازطریق تلفن و پیام های ارسال شده صورت گرفته است. دراکثر منابع ازجمله کتاب ارتش سرخ در افغانستان با جزئیات گفته شده است، روس ها دلیل عدم موافقت شان را به اعزام نیرو نگرانی ازتاثیر جهانی لشکر کشی وعواقب خطر ناک آن و همچنین تاثیر آن درتوافقات سالت دو بین امریکا وشوروی وقت و دتانت روابط شرق و غرب  در جریان جنک سرد ابراز داشته اند واین دو مورد ( سالت ٢ و دتانت ) برای روس ها از اهمیت ویژه ی بر خورداربوده است.

جنگ در افغانستان می نویسد « درملاقات نورمحمد ترکی درمسکو به تاریخ ٢٠ مارچ همان سال به جواب تقاضاهای مکررش مبنی بر اعزام نیرو» کاسگین در پاسخش گفت: « داخل شدن ارتش سرخ به افغانستان، آینده سختی به دنبال خواهد داشت دشمنان ما منتظرچنین لحظه می باشند که ارتش ما[در] آنجا [افغانستان] پا بگذارد». یعنی روس ها به خاطرعواقب چنین اقدامی و به خطرافتادن این توافقات حاضر به قبول اعزام نیرو به افغانستان نمی شدند.  

وقتی دو ساعت قبل از جلسه پولیت بیروی سیاسی بتاریخ ١٢ دسامبر ١٩٧٩ با شرکت لئونید برژنف صدر هیات شوروی، الکسی کاسگین نخست وزیر، گرومیکو وزیر خارجه، مارشال دیمتری ستنف وزیر دفاع، اندره پف رئیس ک،گ، ب، به خاطرتصمیم گیری در مورد وضعیت افغانستان واحتمالا اعزام نیرو به افغانستان وعواقب آن گفتگو صورت می گرفت، هلمت اشمت صدراعظم وقت المان اعلان کرد به اساس فیصله شورای ناتو به تعداد (۴۶۴) پروند موشک کروز و(١٠٨) پایه موشک انداز پرشنک دو به خاک آلمان غربی مستقر می شود. چنین اقدامی ازجانب سازمان اتلانتیک شمالی ناتو که دقیقا ازلحاظ زمانی محاسبه شده بود که چه موقع اعلان شود!؟ چه گونه موانع از پیش روی روس ها در تجاوز به افغانستان برداشته شود! تا بستر اعزام نیرو به افغانستان فراهم شود و به ویژه که چگونه عصبیت مضاعف به رهبر اتحاد جماهیر شوری وقت، آقای برژنف بیمار، عصبی و دگم بیشتر شود، تا شرایط برای تصمیم اعزام نیرو آماده شود. 

دیپلماسی امریکا در قرن بیست می نویسد « توافقات یلسنکی (دیتانت) وسالت دو با این اعلان[ استقرارراکت ها] از میان برداشته شد». در واقع مسیر ورود ارتش سرخ به افغانستان طبق یک برنامه سنجیده شده و محاسبه شده گام به گام از طرف غرب در راس ایا لات متحده امریکا و از سوی دیگر   همزمان با رویداد های داخل کشور، از همه مهم تر عصبیت رهبری مسکو پاک کاری وهموار می شد. باور  براین است با توجه  به اسناد موجود بیشتر ازهمه غرب تلاش داشت روس ها را به افغانستان بکشاند و به گونه ای شکست ویتنام را تلافی کند، که کرد، مدارک زیادی  موجود است از جمله اظهارات ولیام کیسی رئیس سیا  که در این مطلب گنجایش آن نیست.

تاثیر گذاری دیگر وضعیت داخلی کشور با در نظر داشت رهبری حفیظ الله امین و رخداد های خونین، بر خورد های توهین آمیز رهبری افغانستان با مسکو ا تقاضای اخراج الکساندر پوزانف سفیرکبیرشوروی وقت ومستشار ارشد نظامی سفارت اتحاد شوروی سترجنرال پالفسکی از کابل توسط حفیظ الله امین نیزبرعصبیت روسها بیشتر و بیشتر افزوده بود. ازطرف دیگر کشته شدن تره کی توسط حفیظ الله امین، لئونید برژنف را بسیار عصبانی ساخته بود، نباید فراموش کنیم که برژنف درسال های اخیرعمرش بسیار مریض خشن،عصبانی و کم حوصله بود. پشت پرده افغانستان می نویسد: «او[برژنف] 

در شرایطی که سلامتی اش درمعرض خطربود کورکورانه درباره افغانستان تصمیم گرفت، او مرد احساساتی بوده وخشم و غضب به سادگی به او مستولی می شد.»  یا اقای آر، آ، الیا توفسکی معاون اداره بین الملل که در جلسه ١٢ دسامبرحضورداشته می نویسد:

« برژنف درحالیکه تلوتلو می خورد گرومیکو شانه اش را گرفته به چوکی شاند» وبرایش گفت: «امین چه قدر خطرناک، ماجرا جو وغیر قابل پیش بینی شده است». 

شوروی وقتی احساس می کرد حفیظ الله امین به طرف غرب می رود و برای شان چنین تلقین شده بود. اینکه می رفت یا نه، بحث ما نیست، اما این باور برای مسکو ایجاد شده بود و بهتر است بگویم ایجاد کرده بودند واسنادی دراین راستا نزد روس ها وجود داشت که هر روز برعصبیت آنها افزوده می شد. 

هنگام باز گشت نور محمد ترکی از سفر هاونا وکنفرانس کشورهای غیر متعهد در ماه سپتامبر١٩٧٩ درتوقف مسکو برژنف برایش چنین گفته بود: «امنیت شما را شوری بزرگ تامین می کند» اما خبرکشته شدن تره کی توسط امین، مسکو وشخص برژنف را تکان داد.

صفحه ٢٧باز گشت از شوری می نویسد: «بعد از حبس تره کی روس ها توسط نمایندگان شان به امین گفتند» باید  «او را نکشد بر کنار کند امین وقعی[به گفته ها] نگذاشت» او اضافه می کند برژنف گفت «این  حادثه ضربه تحقیرآمیزی را به من وارد نموده است».

اطلاعت مبنی برنزدیکی امین به غرب که ازیک طرف سازمان های سیا، ام ای سکس وموساد ماموریت داشند تا اطلاعات واقعی یاغیر واقعی را فربه سازی و خبرها را با استفاده از جاسوس های دو جانبه و… به خورد روس ها بدهند و ازسوی دگر با اطلاعات تحریک آمیز وحساس آن ها را تحریک  کنند، تا به افغانستان کشانیده شوند. به ویژه ارتباط نسبتا عریان امین با غرب نیز روس ها را بسیارعصبانی ساخته بود. اسلام آباد در ٣١ اکتوبر ١٩٧٩ به واشنگتن  اطلاع داد کابل بی صبرانه در باره دیدار دو جانبه «اسلام آباد-کابل می باشد» و در ادامه حفیظ الله امین در مضاحبه به نشریه ریتالیا ستوارت گفت :« ما جداً خواهان تجدید روابط با امریکا هستیم». پس روس ها با توجه به انچه گفته آمد تصور شان بر این بود، که: افغانستان وامین هر دو از دست رفتنی است. نباید فراموش کنیم که پی آمدش برای روس ها از نظر امنیت ژیوپولتیک و ژیوستراتیژیک قابل تحمل نبود، چراکه:

وضعیت ژیوستراتیژکی اتحاد جماهیرشوروی در آن موقع ازنظرپوشش امنیتی کلان باتوجه به جریان جنگ سرد و رویا روی دوپیمان نظامی جهان (ورشو-ناتو) استقرا و تمرکز اصلی ارتش سرخ به جانب غرب آن کشوردر برابر ناتو قرار داشت. این جابجای در غرب؛ مرز های جنوب را به خلای امنیتی مواجه ساخته بود. بدیهی است که چنین خلایی  برای روس ها نگران کننده بود؛ به این معنی شمال کشور را سرمای سایبری احاطه کرده بود که مانع کشتی رانی و تحرکات کلان نظامی می شد. بندر ولادی وستوک در جنوب شرق که بسیار مهم است، در فصلی از سال به یخ های شناور مواجه است.  

اما جایگاه افغانستان درمرز های جنوب، اتحاد شوروی سابق که با کشور های چین، ترکیه، ایران وافغانستان سرحدات مشترک داشت، برای شوری سابق از نگاه امنیتی بسیار مهم تلقی می گردید ، چرا که: چین در آن زمان اختلافات  شدید با روس ها داشت، حتا می توان گفت عملا در مقابل انان قرار گرفته بود. ترکیه عضو پیمان اتلانتیک شمال ناتو دشمن اصلی پیمان ورشو و ایران با تحولات اخیرش هر چند سقوط رژیم شهنشاه آریامهر برای شوروی وقت خبرخوشی بود. اما از یک طرف شعار های نه شرقی ونه غربی جمهوری اسلامی ایران واز سوی دیگرحمایت مستقیم از مجاهدین و همچنین ادعا های نورمحمد تره کی نسبت به مداخله ایران در قیام حوت، نمی توانست در آینده برای شوری وقت مطمئن باشد و تنها حلقه آخری باقی مانده در جنوب افغانستان بود، که برایشان از اهمیت  ویژه وجایگاه خاص برخوردار بود.

با توجه به اینکه افغانستان یگانه حلقه باقی مانده از این زنجیر جنوب به طرف آب های گرم محسوب می شد. که اگر باور شوروی سابق را مبنی بر سقوط حفیظ الله امین به دامن غرب قبول کنیم. قطعا منافع ستراتیژیک و دراز مدت شوروی و همچنین امنیت سرحدات جنوب اش به خطر افتاده یا جداً تهدید می شد. قاریف در همین رابطه به کتاب باز گشت ازافغانستان می نویسد:

«برای اتحاد شوروی عملا میسر نبود که اردوی را در مرز های جنوبش جابجا کند». 

مورد دیگر که باید با ژرفنگری بیشتر بدان پرداخته شود دو واقعیت جدا گانه می باشد. نخست مبارزه بی آلایش مجاهدین می باشد و مورد بعدی تکه داران جهاد می باشند.  این بحث  را اگر از سه زاویه به دقت و عمیق به کاوش نگیریم؛ قطعا وقطعا نفهمیده قضاوت کرده مسیر را اشتباه پیموده ایم:

یک: جهاد یک امر الهی است یا باید مسلمان نباشید و به دستورات اسلام باور نداشته باشید و آن را قبول نکنید، هیچ گله نیز از شما نیست، لااکراه فی الدین. یا آن (جهاد) را مطلق بدون چون وچرا باید قبول کنید.

دو: مجاهد یعنی مردم و مردم یعنی مجاهدین، همین مردم بودند که قیام کردند، جنگیدند، شهید شدند، مجروح و معلول شدند و خانه های شان به ویرانه تبدیل شد، مهاجر شدند و بعد از هشتم ثور سال ۱۳۷۱ خورشیدی و پیروزی با هزار و یک بد بختی مثل فقر، بی خانمانی، دور از تحصیل فرزندانشان، در پریشانی و بی سرپرستی دنبال زندگی و بدبختی خویش رفتند. نه کسی از احوال شان پرسید ونه از زندگی شان اطلاع دارند.

سه: تکه داران جهاد همان مصوبین جنگ های داخلی، عوامل ویرانی شهرها ، آنهایی که به خاطر بدست آوردن قدرت، حفظ قدرت و سو استفاده از نام جهاد افغانستان،  افغانستان را ویران کردند. چنین نگاهی به طرف جهاد  واقعبینانه، تحلیل منصافانه وفهم عادلانه آن است، که هر کدام در جایگاهش به کاوش گرفته شود، ورنه در محاسبه خود اشتباه کرده ایم و همه را در یک کتگوری قراردادن دقیقا بی انصافی است. 

من دراین مورد تحلیل و تحقیق مفصل تری نیز کرده ام که علاقمندان را به دو اثر هجوم اتحاد شوروی و سیاست های غرب – حوت ماه تجلی ایمان و مقاله دیگری تحت عنوان قیام خونین حوت (در نگاه از نزدیک) جلب می نمایم.

روح همه شهدای راه آزادی قیام های دره پیچ، زمین داور، دره صوف، چنداول، سوم حوت کابل وووو به ویژه قیام  حوت شاد و یادشان گرامی.  

ظاهر عظیمی

حوت ۱۴۰۴ خورشیدی

 

14 مارس
۱ دیدگاه

امید ابدی

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ  ۲۳ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۴ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

امید ابدی

مرا  در قایق احساس ،

چو فانوس بلورین ،

پر نور و درخشنده تر از آفتاب ها …

به جاودانه ها ببر .

دستان پر مهرم را –

در باغچه ی هستی‌  ات بکار .

شاید روزی ثمر دهد ؟

هما طرزی

لاس ویگاس

۶ نوامبر ۲۰۰۶

14 مارس
۳دیدگاه

 سهم ما

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ  ۲۳ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۴ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

 سهم ما

سهم ما از زندگى این است و بس

درد و آه  و ناله و کین است  و بس

هست  در  دنیا  اگر  چه  غم   ولى

حال ما دایم چه غمگین است  و بس

دیگران    را   بهره   از   فارغ   دلى

بهره ى ما بار سنگین است و بس

دیگران  با یار  دیرین  شاد  و  لیک

گریه بر ما یار  دیرین است و بس

طفلکان   خوابیده   در   بالین  ناز

طفل ما را صخره بالین است و بس

اندرین خطّه نه آیین است و دین

زانکه مارا کینه آیین است و بس

شیبا رحیمی

14 مارس
۱ دیدگاه

عاشق بی باک

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ  ۲۳ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۴ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

عاشق بی باک

می‌بوسمت آن گونه که در وقت اذان هم

در   اوّل    و    در  آخر   ماهِ   رمضان   هم

می‌بوسمت آن لحظه که هرچیز گران است

در شهر  شما گر  بشود  بوسه گران هم

در خانه   تو   تشریف   بیاری    و    نمایم

با بوسه‌ی خود بدرقه با چشم و زبان هم

در گونه و لب  می‌کنم  این‌ گونه  حواله! 

با تاب و  توان بوسه و بی تاب  توان هم

امروز که من عاشق بی باک  تو هستم

لبخند بزن  سوی  منی بی  همگان هم

با دیدن چشمان  تو چون سیل سر آمد

اندازه‌ی  امروز  فشارم  ،  ضربان   هم

یک چشم تو جادوگر و یک چشم تو ساقی‌ست

چون شوق به جوش آمد و اکنون هیجان هم

تیرت به خطا هم  برود  کشته‌ی دارد! 

من کشته‌ی تو هستم و بی  هیچ نشان هم….

۱۴۰۴/۱۰/۱۹

محرابی  صافی

 

14 مارس
۳دیدگاه

گذر عمر

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ  ۲۳ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۴ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

گذر عمر

تیزتر  از  آبِ   روان  عمرِ   گران   می‌گذرد

 بر همه خورد و   کلان، پیر و جوان می‌گذرد

 هر نفس گوهرِ عمر است، غنیمت بشمار

 کز سرِ  ما  چو   نسیمِ   گذران   می‌گذرد

 نه توان بست به دنیا دلِ شیدا به هوس

 عمر ما همچو خزان از  آسمان می‌گذرد

 پند   گیرد   دلِ  عاقل  ز  گذر   های زمان

 کز سرِ تاج و  سریرِ شهِ  جهان  می‌گذرد

 گر بمانَد اثری  از زر و  از  سعی  و تلاش

 نامِ نیک است که از هر دو جهان می‌گذرد

تا که هستی، غم بیهودهٔ  این دهر مخور

 ای بشیر، عمر گران همچو خزان می‌گذرد

بشیر احمد شیرین سخن

 

14 مارس
۱ دیدگاه

سر موی بگو تقصیر ندارم

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ  ۲۳ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۴ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

سر موی بگو تقصیر ندارم

 ز هجران حضورت ای  پریرو  چشم تر دارم

 تن  آزرده  را  صد  داغ  کاری  در جگر  دارم

 بپای آتش عشقت نفس در سینه میسوزد

 به یاد و خاطراتت  ناله ها وقت سحر دارم

 فراقت  تا بکی  دروازهٔ این خانه  می کوبد

 که امضای ترا در قلب  حیرانی به زر دارم

 نمیدانم چه دارد ناز مژگان  موج افسونی

 که شبها تا بصبح فکر و خیالاتی بسر دارم

خیالم  آنقدر  مفتون  نموده   زلف  پیچانت

 که از افسون زلفت تار موی در کمر دارم

به کام عاشقان هرگز ندارد چرخ  جولانی

 چو طوفانی برخسار نحیفم صد گهر دارم

 تحمل کی شود این بار سنگین جدای ها

 سر  موی  بگو  تقصیر  ندارم یا  اگر دارم

 نمیگویم چرا شوریده بختم یا که دلگیرم

که این تقدیر دوری را ز اول در نظر دارم

 ز فقر و ناتوانی هم نشد سنجیده  پروازی

 زمین و آسمانی در نوردم بال و پر دارم

 خدا   آسان  نماید  تا  بیائی  محرم رازم

ببینی  تا به  دیدار  تو  دنیای  دیگر  دارم

 ببوسم آستان مقدمت را سرو شهنازم

 چو‌ واعظ قصهٔ از باب دوری مختصر دارم

ملا عبدالواحد واعظی

 

14 مارس
۱ دیدگاه

بر گرد به کشور 

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ  ۲۳ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۴ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

شاعر : زنده یاد استاد صابر هروی – فرستنده : محترمه ادیبه صابر صادقیار

 

بر گرد به کشور 

ای  آنکه  شد  عمری به دیار دگرانی 

غافل ز چه از حال و غم هموطنانی ؟ 

رفتی  و  فراموش  نکردی  وطنت را 

بر گرد که به کشور که بما راحت جانی 

دوری   و  نداری  خبر  از  حال دل ما 

از یاد تو رفتست که از هم نفسانی 

از جنگ شده  کشور  آباد  تو  ویران 

حیرتزده  از  دور چه  حاصل نگرانی 

یک عدهٔ نادان  شده بر ملک مسلط 

تو بی خبر از ما به غم سود و زیانی 

باز آی که بر هم شده هر چیز که بوده 

تو صاحب فکر و خرد و کام و زبانی 

این کشور تو ، بوده و از تست ، بیا زود 

گر خواهری یا مادری یا پیر و جوانی 

باز آی و به تنهایی ما هم نظری کن 

تو مرحم  داغ  دل  افسرده دلانی 

زنده یاد استاد صابر هروی

 

 

 

 

 

14 مارس
۱ دیدگاه

حروف سرخ عشق ….

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ  ۲۳ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۴ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

حروف سرخ عشق ….

این در بسته، دل اش تنگ است، آن را باز کن

از  دهان اش  قصه ی   این  خانه   را  آواز کن

خانه  از دستت  برون  شد  از  فرو دستی تو

خانه ی با دست عشق و خشت دل، آغاز کن

قصه های  عشق  را پایان  نمی باشد به راه

تا که دشت و تیشه باشد ، قصه اش  را باز کن

از غروب ات کن طلوع ، از تنگنایت  سر بکش

سینه را با  وسعت  صد  بیکران  همساز کن

بوسه بر زخم فلق را کن، حروف سرخ عشق

بر   زبان   این   زمان  از  نو  زبانی   ساز کن

آسمانی را  که جولان  را  نمی ماند  به اوج

بر زمین اش‌ می کشان و فرش پای انداز کن

عشق ممنوع، گشته پس، رنگین  کمان عشق را

زین افق  تا  آن  افق  در  اوج  ها  افراز کن

در سکون و در سکوت خود شدی معتاد مرگ

بخش بر روح ات نٓفٓس، با نفس جان پرواز کن

«غزٓه» های عشق سوزد، خزٓه ی تسلیم را

قصه های

این جهان را

این چنین

پرداز کن

فاروق فارانی

دسمبر ۲۰۲۵

 

13 مارس
۱ دیدگاه

 اعجاز قرآن‌ کریم

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ  ۲۲ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۳ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

 اعجاز قرآن‌ کریم

از عجایب سور ه القدر و لیله القدر چه زیباست که تحقیق ریاضی را ملاحظه فرمایین:

إنا ١
أنزلناه ٢
فی ٣
لیله ۴
القدر ۵
وما ۶
أدراک ٧
ما ٨
لیله ٩ 
القدر ١٠
لیله ١١
القدر ١٢
خیر ١٣
من ١۴
الف ١۵
شهر ١۶
تنزل ١٧
الملائکه ١٨
والروح ١٩
فیها ٢٠
بإذن ٢١
ربهم ٢٢
من ٢٣
کل ٢۴
أمر ٢۵
سلام ٢۶
هی ٢٧
حتى ٢٨ 
مطلع ٢٩
الفجر ٣٠
اگر غور فرمایید همه کلمات سوره القدر (۳۰) کلمه بوده و قرآن کریم نیز ۳۰ پاره است.
همه حروف این سوره مبارکه ( ١١۴) حرف اند و همه سوره های قرآن کریم نیز (۱۱۴) سوره است.
کلمه ( هی) یعنې این شب
در شماره ( ٢٧) آمده شاید اشاره بر این است که لیله القدر اغلبا در (٢٧) رمضان باشد.
کلمه ( القدر ) در سوره مبارکه در شماره های (۵ – ١٠ – ١٢) تکرار آمده است،
 اگر با هم‌جمع کنیم می‌شود:
( ۵ + ١٠ + ١٢ = ٢٧ ) 
این ها همه ما و شما را امیدواری میدهد که این شب مبارک در شب (۲۷) رمضان باشد.
اگر متوجه شده باشین دوستان عزیز کلمه لیله القدر تقریباً ۹ کلمه است که سه مرتبه در این سوره ذکر شده است. پس اگر ضرب نماییم:
۳ × ۹ = ۲۷ میشود پس لیلهالقدر درشب ۲۷ خواهد بود.
 اعجاز قرآن‌ کریم دوستان گرامی و عزیز از هر زاویه که ملاحظه فرمایند همه رحمت مغفرت و بخشایش است
الله نهایت مهربان سبحانه تعالی توانایی و توفیق به همه نصیب فرماید که زنده داری بکنیم چون عمر به سرعت میگذرد ،
از رمضان ، این ماه مبارک نزول کتاب باعظمت آسمانی سرنوشت ساز. خوبست وقت گرانبها را در آن با رغبت صرف کرد تا غنیمت کافی از زندگی برده باشیم 🌴.
پس عزیزان نظر به احادیث رسول اکرم ص شب قدر را در دۀ اخیر باید جستجو کرد بالخصوص در شب‌های طاق وبالأخص در شب ۲۷ ماه مبارک رمضان الله ج توفیق شب زنده‌داری با ذکر ، اذکار ، تلاوت و قیام لیل را نصیب ما نماید و این بنده حقیر را هم از دعاهای نیک تان فراموش نکنید. و الله ج گذشته گان ما را عفو و مغفرت نماید آمین 
👈 – برای عزیزان و دوستان تان بفرستید ، 
اِن شاء الله خالی از اجر نیست.
ازهمه شما برادران وخواهرانم وهمه مخاطبین ام که در ماه مبارک رمضان قراردارید با تزرع وفروتنی تمنادارم تاپایان این ماه متبرک مخصوصن شبهای قدر مرا ، خانواده و والدین مرا محض برضای الله متعال و حق مسلمانی که بالای همدیگر داریم دعا خیرنموده برایمان هدایت الهی وحمایت خداوندی وبخشایش ازجانب اوتعالی بخواهید وعده میدهم عین دعارابحق همه تان دوام داده وخود را بدان ملزم میدانم.
باحرمت واخلاص 
الحاج احمداحسان دقیق
12 مارس
۱ دیدگاه

په افغانستان کې د انتقالی عدالت اړتیا

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ  ۲۱ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۲ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

په افغانستان کې د انتقالی عدالت اړتیا

 

نور محمد غفوری

 

سریزه

په دې وروستیو کې داسې راپورونه خپاره شوی چې ګواکې په افغانستان کې اسلامی امارت د محقق له تلویزیون او ځینو نورو شتمنیو سره د مصادرې چلند کړی دی. د دې خبر د رښتینولۍ په اړه تر اوسه پوره باور نه لرم، خو همدې خبرو ماته د هغو زرګونو مظلومو انسانانو د حقونو موضوع را یاده کړه چې په تېرو لسیزو کې ورباندې بېلابېل ظلمونه شوی دی. په حقیقت کې د افغانستان وروستۍ تاریخ له جګړو، سیاسی شخړو او د بشری حقونو له پراخو سرغړونو ډک پاتې شوی دی. له همدې امله، که په هېواد کې رښتینې او تلپاتې سوله ټینګېدل او ټولنیز عدالت عملی کېدل غواړو، نو د انتقالی عدالت د بهیر پیل او پلی کېدل یو جدی او نه‌انکارېدونکی ضرورت دی.

انتقالی عدالت څه ته وایی؟

انتقالی عدالت هغه میکانیزمونو او بهیرونو ته ویل کېږی چې وروسته له جګړو، سیاسی بدلونونو یا اوږدو شخړو څخه د عدالت د تأمین، د حقیقت د څرګندولو او د قربانیانو د حقونو د اعادې لپاره کارول کېږی. په دې بهیر کې معمولاً د حقیقت موندنې کمېسیونونه، د مسؤلینو حساب ورکول، د قربانیانو جبران او د ملی پخلاینې هڅې شاملې وی. د نړۍ په ګڼو هېوادونو کې د شخړو له پای ته رسیدو وروسته د همدې بهیر له لارې هڅه شوې چې ټولنه له تېرو زخمونو څخه د رغېدو لور ته ولاړه شی.

د افغانستان د جګړو اوږد تاریخ

افغانستان له تېرو څو لسیزو راهیسې د جګړو او سیاسی بې‌ثباتۍ شاهد دی. د بېلابېلو سیاسی نظامونو، کورنیو جګړو، بهرنیو لاسوهنو او وسله‌والو شخړو له امله زرګونه انسانان وژل شوی، میلیونونه خلک بې‌ځایه شوی او د خلکو بشری حقونه په پراخه کچه تر پښو لاندې شوی دی. په دې اوږده موده کې د جګړې بېلابېلو لورو داسې کړنې ترسره کړې چې د عدالت غوښتنه یې تر نن ورځې پورې د خلکو په ذهنونو کې ژوندۍ ساتلې ده.

د قربانیانو د حقونو پېژندنه

په افغانستان کې ډېری کورنۍ د جګړو قربانی شوې دی. ځینې خلکو خپل عزیزان له لاسه ورکړی، ځینې بې‌ځایه شوی او ځینې نور له اقتصادی او روانی ستونزو سره مخ دی. د انتقالی عدالت یو مهم هدف دا دی چې د دغو خلکو درد واورېدل شی او د هغوی حقونه په رسمی ډول وپېژندل شی. کله چې قربانیان احساس کړی چې د هغوی دردونه او قربانی هېره شوې نه ده، نو دا کار د ټولنې د روانی رغېدو لپاره مهم ګام بلل کېږی.

د تلپاتې سولې لپاره د عدالت اهمیت

سوله یوازې د جګړې د نه شتون معنا نه لری، بلکې د عدالت، باور او ټولنیز ثبات شتون هم غواړی. هغه ټولنې چې په کې د تېرو ظلمونو حساب نه وی شوی، هلته د شخړو د بیا راژوندی کېدو احتمال پاتې کېږی. انتقالی عدالت کولای شی د حقیقت د روښانولو، د مسؤلینو د حساب ورکولو او د خلکو ترمنځ د باور د بیا رامنځته کولو له لارې د تلپاتې سولې لپاره بنسټ برابر کړی.

ملی پخلاینه او د باور بیا رغونه

په هېواد کې د جګړو پر مهال د بېلابېلو ډلو ترمنځ بې‌باوری زیاته شوې ده. انتقالی عدالت کولای شی د حقیقت موندنې، د قربانیانو د یاد ساتلو او د ټولنیزو خبرو اترو له لارې د خلکو ترمنځ د باور فضا رامنځته کړی. دا بهیر کولی شی د ټولنې مختلف قشرونه د یو ګډ راتلونکی لپاره سره نږدې کړی.

پایله

افغانستان د اوږدو جګړو له امله ژور ټولنیز او روانی ټپونه زغملې دی. د دې ټپونو د رغېدو لپاره یوازې سیاسی بدلونونه بسنه نه کوی، بلکې عدالت، حقیقت او پخلاینه هم اړین دی. انتقالی عدالت کولای شی د تېرو ظلمونو د منلو، د قربانیانو د حقونو د درناوی او د یو عادلانه او سوله‌ییز راتلونکی د جوړولو لپاره مهمه لاره پرانیزی. که افغانی ټولنه غواړی چې له جګړو وروسته یوه باثباته او عادلانه راتلونکې ته ورسېږی، نو د انتقالی عدالت بحث باید جدی ونیول شی او د عملی کېدو لپاره یې مناسب میکانیزمونه رامنځته شی.

۱۱.۰۳.۲۰۲۶

 

12 مارس
۳دیدگاه

 مولود کعبه وشهید محراب حضرت امیر المؤمنین علی (ع)

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ  ۲۱ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۲ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

 مولود کعبه وشهید محراب

حضرت امیر المؤمنین علی (ع)

 علی(ع) درکعبه متولد ودرمحراب عبادت به درجهء رفیع شهادت رسید.

علی(ع) کسی بود که ازولادت تاشهادت یک لحظهء هم ازیاد خدا وازعبادت اوغافل نبود.

علی(ع)کسی بود که ازولادتش تا شهادتش یک لحظهء نظرلطف الهی ازاوبدورنبود.

علی(ع) تربیت یافتهء دامان پاک پیامبرگرامی اسلام محمد مصطفی(ص)، ودروازهء علم اوبود.

هرکه خواهد باخدا نزدیکی گزیند وهرکه خواهد با محمد واهل بیت او محشور گردد، فقط از راه علی وبا پیروی ازعلی ممکن است وبس.

دوستان گرامی، حالا که جوروستم روزگارویاحکمت ومشیّیت الهی ما را ازوطن عزیزمان،ازخانه وکاشانهء مان، به این گوشهء دنیا   

کشانیده وتا زمانی امید واربودیم که بعد ازشکست روسها وسرنگونی نوکران آنها،حکومت اسلامی دروطن عزیزما برقرارمیگردد وهمه مهاجرینکه اسپندواردراطراف واکناف این کرهء خاکی پراگنده گردیده اند،دوباره به خانه وکاشانهءخودعودت نموده وباقی عمرعزیزخود را درمیهن دوستداشتنی وآبائی خود میگذرانند.

 

باکمال تأسف که این مسلمان نماهای بد ترازکفر،این درندگان آدم چهره واین غلامان گوش بفرمان شیطان که همه روزه برای گرفتن قدرتهای فانی هزاران بیگناه میهن ما را بقتل رسانیده ووطن زیبای مارا به ویرانه تبدیل نموده اند،همه آرزوها وامیدها به یأس وناامیدی مبدل گردیده است.

حالا که دردیارغربت برای مدت نامعلومی وشاید مادام العمرباقی بمانیم،باید درفکرخود، درفکرآیندهءاولادها ونسل های بعدی خود باشیم. نگذاریم این معصومانی را که مسؤلیت آوردن شانرا به این سرزمین هاماداریم، درلجنزارفساد، درمحیطی که ازدرودیوارآن بداخلاقی ها،بیعفتی ها وهزاران نظایرآن میبارد،آلوده وفاقد هویت اسلامی وافغانی خودگردند. باید حرکت نمائیم،باید جدوجهد نموده وبا آرام نشستن خودناظرهلاکت واقعی آنها نباشیم.

به این منظوربودکه درسال ۱۹۹۴با تأسیس”انجمن اسلامی و فرهنگی  المهدی”مبادرت ورزیدیم، تابتوانیم بکمک الهی وبا توجهات ولی عصر(عج)، امر بمعروف ونهی ازمنکرنموده ونگذاریم اطفال معصوم ما از راه راست به بیراهه روند.

کسانیکه دراین راه ودرتحقق یابی این هدف مقدس قدماً ویا درهماً سهیم گردیدند، اجرشان با خداوند غیورباد. این تجارت ویا بزنسی است که باخدای خود میکنند.این بزنسی است که بلندترین مفاد بزنس های جهان رادارد.تجارتی است که انسان راازعذاب دردناک آخرت نجات میدهد وبهشت برین رامنزل ومأوای انسان میگرداند. چنانچه خداوند کریم درقرآن عظیم می فرماید:

یَآایُهَاالَذِینَ آمَنُو هَل اَدُلُّکُم عَلی تِجَارَهٍ تُنجِیکُم مِّن عَذَابٍ اَلِیمٍ تُؤمِنُونَ بِاللهِ وَرَسُولِه وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ بِاَموَالِکُم وَاَنفُسِکُم ذَالِکُم خَیرٌلَّکُم اِن کُنتُم تَعلَمُونَ .

ای مؤمنان میخواهید دلالت کنم شمارابه تجارتی که نجات دهد شمارااز  عذاب دردناک ،ایمان آرید بخداورسول اووجهادکنید درراه خدا با اموال خود وبا نفس های خود. این بهتر است برای شما اگر میدانید.

این تجارتی است که حافظ وپشتوانهءآن خدا بوده ودرآن هیچگونه تقلب،خیانت،غدر،ضرروبانک رَپسی وجود ندارد. خداوند خلاف آنچه گفته عمل نمی کند. اِنَّ اللهَ لَا یُخلِفُ المِیعَاد.خداوند هرگزوعدهءخودرا خلاف نمی کند.

خداوند کریم می فرماید: مَثَلُ الَذِینَ یُنفِقُونَ اَموَالَهُم فِی سَبِیلِ اللهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ اَنبَتَت سَبعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنبُلَهٍ مِّاءَهُ حَبهٍ وَاللهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَّشَآءُ وَاللهُ وَاسِعٌ عَلِیم .

مَثل کسانیکه انفاق میکننداموال شانرادرراه خدا،به دانهءماند که برویاند هفت خوشه ودرهر خوشه صد دانه باشد. وخداوند دوچندان سازد برای هرکه خواهد وخداوند بسیار بخشنده ودانا است.

قرار بعضی تفاسیر خداوند ده چند گرداند این مقدارانفاق را.بیائید درهمین شب نهایت مبارک که ممکن است شب قدرهم باشد و مقدرات ما دراین شب تعیین گردد،با نفس خود با ضمیر خود،باوجدان خود وبلاخره با خدای خودعهد وپیمان ببندیم که من بعد دراین تجارت سهیم گردیده وسرمایه گذاری نمائیم. بعد ازبستن این عهد وپیمان توکل خویش رابخدای مهربان نمائیم که خداوند توکل کنندگان رادوست داشته وایشان را کمک می نماید. خداوند کریم میفرماید:

فَاِ ذَا عَزَمتَ فَتَوَکَّل عَلَی اللهِ  اِنّ اللهَ یُحِبُّ المُتَوَکِلِین .

آنگاه که قصد کردی پس اعتماد کن برخدا، هرآئینه خدا دوست میدارد توکل کنندگان را.

درسورهءمبارکهء محمد(ص) خداوند می فرماید:

یَآاَیُّهَاالَذِینَ آمَنُواِن تَنصُرواللهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت اَقدَامَکُم . یعنی ،ای مؤمنان اگرنصرت دهید خدارایعنی به دین خداوپیغمبراوکمک کنید،پس نصرت دهد شما را وثابت گرداند قدمهای شمارا. یعنی دراجرای کارهای که رضای اوست متزلزل نمی شوید ودر نتیجه درپل صراط ثابت قدم می باشید. پس بیائید درراه خدا درهرجاوهرطوری که میتوانیم بزل مساعی نمائیم.خصوصاً درشرایط امروزی که استکبارجهانی از هیچگونه ظلم وستم درحق مظلومان جهان اسلام دریغ وابأ نمیورزند.

اگردربعضی ممالک فقیر، با پنج دالرما یک کوربینامیشود چراازآن مضایقه نمائیم، اگردربعضی ممالک باعانه دادن چنددلارما،چند گرسنۀ  سیر ویاچند برهنهءصاحب لباس میشود،چرا دریغ نمائیم.اگربا فرستادن چند دالر برای هموطنان مظلوم وپریشان ما که با اطفال شان شب ها گرسنه می خوابند چرا سهل انگاری نمائیم؟

چرا تحت تأثیروسوسه های شیطان برویم، درحالیکه دانستیم این تجارت ها هیچ نقص وزیانی ندارد.

بیائید به زرق وبرق چهارروزهءاین جهان فانی فریب نخوریم، همه جزمتاعی دوروزه چیزی بیش نیست،چنانچه خداوند کریم میفرماید:

وَمَاالحَیواهُ الدُنیَا فِی الاخِرهِ اِلاَّ مَتَاعٌ . نیست زندگانی دنیا بمقایسهء آخرت بجزءمتاع اندک . در جای دیگر خداوند عظیم میفرماید:

وَعلَمُو اَنَّمَآ اَموالُکُم وَاَولَادُکُم فِتنَهً . بدانید وآگاه باشید که اموال شما وفرزندان شما آزمایش بزرگ است. تصورکنیم که تمام هستی روی زمین ازما باشد،تصورکنیم که قدرتمند ترین شخص روی زمین باشیم، همه گذشتنی وفانی میباشد.

ما باخود چه میبریم،فقط چند مترکفن ونامهءاعمال مانرا.نامهء اعمالیکه توسط فرشتگان ماهرالهی بصورت بسیارعالی ودقیق ثبت شده ودرآن کوچکترین عمل خیریکه نموده ایم ویا کوچکترین عمل شری که ازما سرزده باشد،مشاهده می نمائیم .

خدایا خداوندا! بد روزی است روزقیامت، ما توان عذاب ترا نداریم، خودت ازلطف وکرمت مارابا اطفال واولاد ،اولاد ما براه راست وبراه که رضای تو در آن است هدایت فرما !

پوهنوال داکتراسدالله حیدری

 ۲۱ماه مبارک رمضان ۲۰۲۶  

سیدنی – استرالیا

 

 

 

 

 

12 مارس
۲دیدگاه

شاید در جهانی دیگر (Maybe in another world)

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ  ۲۱ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۲ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

شاید در جهانی دیگر

شاید در جهانی دیگر

من از خاورمیانه نبودم.

 

بر خاک بزرگ می‌شدم

نه بر قصه‌ها.

 

لازم نبود بشنوم

از شیرینی میوه‌های سرزمین مادری‌ام،

از نسیمی که روزی

صورت مادرم را نوازش می‌داد،

یا از بوی گل‌هایی

که در سرزمینی می‌شکفند

که پاهای من هرگز لمسش نکرده‌اند.

 

لازم نبود ببینم

آن درد خاموش را در چشمان پدرم

وقتی خاطره‌ها

او را به جایی می‌برند

که دیگر جسمش

آنجا بر نمی گردد

 

دل‌هایشان هنوز

در جایی زندگی می‌کند

که فرزندانشان

هرگز آن را نشناخته‌اند.

 

لازم نبود

وطنم را

از خیال بسازم.

 

کوه‌هایی که هرگز از آن‌ها بالا نرفته‌ام.

درختانی که هرگز زیرشان ننشسته‌ام.

رودهایی که هرگز صدایشان را نشنیده‌ام،

اما با این همه

دلتنگشان هستم.

 

شاید در جهانی دیگر

این اندوه را احساس نمی‌کردم

برای چیزی

که هرگز ندیده‌ام.

 

کسی از من نمی‌پرسید:

اهل کجایی؟

داستانت چیست؟

تو هم از آن‌هایی؟

 

لازم نبود

وجودم را ترجمه کنم

تا دیگران مرا بفهمند.

 

فرهنگم را توضیح بدهم.

ایمانم را توضیح بدهم.

ارزش‌هایم را توضیح بدهم.

 

و باز هم توضیح بدهم،

بارها و بارها،

که من آن چیزی نیستم

که تیترهای خبر می‌گویند.

 

شاید در جهانی دیگر

سرزمینم هرگز زخمی نمی‌شد

و واژهٔ «مهاجر»

اصلاً وجود نداشت.

 

کودکان به آسمان نگاه می‌کردند

و ستاره می‌دیدند

نه بمب.

 

خانواده‌های ما

در قاره‌ها پراکنده نمی‌شدند

چون خاکستری در باد

و هر کدام از ما

همیشه منتظر نبودیم

منتظر روزی

که شاید دوباره

در کنار هم بایستیم.

 

شاید در جهانی دیگر

من با وطنی که هرگز ندیده‌ام

به دنیا نمی‌آمدم.

 

یا

 

شاید در جهانی دیگر

باز هم از خاورمیانه بودم.

 

اما در آن جهان

 

من فقط

در وطنم بودم.

 

و وطن

داستانی نبود

که پدر و مادرم برایم تعریف کنند.

 

وطن

جایی بود

که قلبم

آن را به یاد می آورد .

 

بر خاک بزرگ می‌شدم

نه بر قصه‌ها.

 

مریم بشیر 

ملبورن – آسترالیا

۱۲ مارچ ۲۰۲۶ میلادی

 

Maybe in another world

Maybe in another world

I wouldn’t be from the Middle East.

I would grow up

on soil instead of stories.

I wouldn’t have to hear

about the sweetness of the fruits of my motherland,

the breeze that once kissed my mother’s face,

or the smell of flowers

that bloom in a land my feet have never touched.

I wouldn’t have to watch

the quiet ache in my father’s eyes

when memory pulls him somewhere

his body can no longer return.

Their hearts still living in a place

their children have never known.

I wouldn’t have to build a homeland

from imagination.

Mountains I have never climbed.

Trees I have never sat beneath.

Rivers I have never heard,

but somehow still miss.

Maybe in another world

I wouldn’t feel this grief

for something

I have never seen.

I wouldn’t be asked,

Where are you from?

What’s your story?

Are you one of them?

I wouldn’t have to translate my existence

into something people can understand.

Explain my culture.

Explain my faith.

Explain my values.

Explain, again and again,

that I am not

what the headlines say I am.

Maybe in another world 

My land was never touched 

and the word immigrant

would never exist.

Children would look to the sky

and see stars, not bombs.

Our families wouldn’t be scattered

across continents

like ashes carried by the wind

each of us waiting,

always waiting,

for the day

we might stand together again.

Maybe in another world

I wouldn’t be born carrying a homeland I had never seen.

Or 

Maybe in another world

I would still be from the Middle East.

But in that world

I would simply be

home.

And home would not be a story

my parents tell me.

It would be

a place my heart remembers.

I would grow up on soil

instead of stories. 

Maryam Bashir

Melbourne – Australia 

۱۲th March 2026 

11 مارس
۱ دیدگاه

سالروز شهادت مولودِکعبه حضرت علی (ع) بر عموم مسلمین تسلیت باد!

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ  ۲۰ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۱ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

سالروز شهادت مولودِ کعبه حضرت امیرالمؤمنین علی (ع)

بر عموم مسلمین تسلیت باد!   ادامه نوشته…

11 مارس
۱ دیدگاه

زنی زیر برقع

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ  ۲۰ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۱ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

زنی زیر برقع

—————-
در دستم
نه تیر دارم
نه تفنگ

اما در گلویم
آتشی خفته است
که نامش
سخن است.

من از زن سخن می‌گویم،
از مادری
که جهان را زاده است
و از خواهری
که هنوز
در کوچه‌های ترس قدم می‌زند.

دختری
پشت درِ بستهٔ مکتب ایستاده است،
کتابش
مثل پرنده‌ای بی‌آسمان
در دست‌هایش خاموش مانده است.

زنی
زیر برقع
در خیابان راه می‌رود،
اما در چشم‌هایش
آسمانی پنهان است
که هیچ پرده‌ای
نمی‌تواند بپوشاند.

مادری
بر خاک نشسته است،
نام فرزندش
در باد گم شده
و دنیا
از کنار اشک‌های او
بی‌صدا می‌گذرد.

اما هنوز
در دل این خاک
دانه‌ای از امید زنده است.

روزی
دختران
دروازه‌های مکتب را
خود خواهند گشود،

و زن
نه در سایهٔ ترس
بلکه در روشنای خورشید
راه خواهد رفت.

آن روز
نام زن
نام آزادی خواهد بود.

منِ «غایب» حاضرم

جانم را فدا کنم

تا آزادی زنان میهنم به دست آید

دکتور سلیمان غایب 

10 مارس
۵دیدگاه

جدول حروف متقاطع شماره (۵)

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ  ۱۹ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۰ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

همکار گرامی ما محترم انجنیر غلام جیلانی غیاثی

این هفته بمناسبت روز جهانی زن جدول حروف

متقاطع شماره ( ۵ ) را تهیه و ترتیب نمودند که

اینک خدمت شما خوانندگان محترم پیشکش

می نماییم.

جدول حروف متقاطع شماره (۵)

بمناسبت روز جهانی زن

۸ مارچ، روز بین المللى زن، روزى براى کَرامى داشت مقام زن، تلاش هاى او و یادآورى حقوق انسانی اش.
در بسیارى از کشورهاى جهان، این روز با تجلیل از دستاوردهاى زنان در عرصه هاى گوناگون‌ همراه است. اما متأسفانه در افغانستان، زنان در سال هاى اخیر با محدودیت هاى سختى روبه رو شده اند.
پس از حاکمیت طالبان، بسیارى از حقوق اساسى زنان محدود کَردیده است. دختران از رفتن به مکتب و دانشکاه محروم شده اند وفرصت آموزش و پیشرفت از آنان کَرفته شده است. در حالى که آموزش حق طبیعى هر انسان است وجامعه بدون حضور آکَاهانه و فعال زنان نمى تواند به پیشرفت واقعى دست یابد.
 ۸ مارج یادآور این حقیقت است که زن نیمى از پیکر جامعه است. محروم ساختن زنان از آموزش و حقوق اساسى، در واقع محروم ساختن یک ملت از آینده روشن است. امید است روزى فرا برسد که زنان و دختران افغانستان نیز بتوانند آزادانه درس بخوانند، کار کنند و در ساختن آینده کشورشان سهم برابر داشته باشند.

در صفحه سرگرمی های این هفته جدول حروف متقاطع با کلمه زن که سرچشمهٔ مهر، آفرینش و استواری خانواده و جامعه می باشد ترتیب یافته، خدمت تقدیم است.

برای آسانی حل این جدول حروف متقاطع خانه های یک حرفی نیز شرح داده شده است.

افقی:

۱- سرآغازعلم –  زگهواره . . . . . . . . .  بجوی.

۲- گل قرمز و خوش رنگ بهاری که طورعامیانه «باز» باشد – واحد توان برق. 

۳- آغاز ماه مبارک – از هر دو طرف بادار بی سر و بی پا است – قمر زمین – اولین حرف الفبا.

۴- شروع جماعت – با امید امیدوار است – صدا و آواز – سر باز.

۵- دربین راه آنرا دیده می توانید – اگر معکوسش کنید بلا می می شود و یا موجودات مضر برای محصولات کشاورزی است – از ابزار شکار – در اخیر رمضان واقع شده است.

۶- شروع مکاتب – درآخر بیت المقدس – در سر میز است.

۷- چو شمع از پی علم باید گداخت       که بی . . . . . . . . . . . را شناخت.

 عمودی:

۱- دانشی که همه علوم را در بر می‌گیرد.

۲- شروع الحمد – در بین قلم است.

۳- خواندن قرآن را گویند – سر مربی.

۴- جمع هدف – تکرار آن امروز در پشتو.

۵- نفی آن نا خوش آیند و ناگوار است.

۶- باز و گشوده – بین شاخ و برگ.

۷- رزمنده پا بریده – در بین نان.

۸- سر درد – بمعنی انجام دادن، به‌جا آوردن – سر نوشت.

۹- جمع «وهم» – با ر خر.

۱۰- پیشوندی است که برای نفی و منفی ساختنِ معنیِ واژه به کار می‌رود – تکرار آن حیوان پرنده و وحشی را گویند.

۱۱ – آله و یا ابزاری برای اندازه‌گیری شتاب. 

 

حل جدول در هفته آینده . . .

10 مارس
۱ دیدگاه

حل معمای شطرنج (شماره ۳)

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ  ۱۹ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۰ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

با سپاس از همکار گرامی ما محترم انجیر غیاثی عزیز 

اینک توجه شما را به حل معمای شطرنج شماره ( ۳)

 جلب می نماییم.

 

 

10 مارس
۱ دیدگاه

کنارِ بودن ِ تو

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ  ۱۹ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۰ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

کنارِ بودن ِ تو

“دوباره آخر سال است و طبع ما وا شد”

غز ل  شکفت  و   هوای   بهار  پیدا  شد

 ز پشت  پنجره‌ ها  شهر  مثل  دریا  شد

 چراغ خنده‌ی سبزت به  کوچه گویا شد

 دلم  که  مانده  به   انبوه  سردِ  بلوا ها

 به یک  نگاه تو آرام  و سخت شیدا شد

 تمام  این شب  طولانیِ  پر از تشویش

کنار   نامِ    تو   کوتاه   و بی  درازا  شد

 بهار  آمد   و  از   راهِ    ساده‌ی    لبخند

 جهان به منظرِ یک باغ، صاف و زیبا شد

 نه کینه ماند و نه آن زخم هایِ  خاک‌آلود

غبار  رفت  و  دل   آیینه ‌وار  دریا   شد

 رسید عید و نفس در گلوی  شهر دوید

 زمان به نام  تو  انگار   تازه  امضا شد

 اگر چه   سال  پر  از رفتن  و بلایا بود

 کنار بودن  تو  سالِ  من شکوفا  شد

یحیی  ماندگار

 

 

10 مارس
۱ دیدگاه

تکرار در تکرار

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ  ۱۹ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۰ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

تکرار در تکرار

 زمستان می رود یارب، بهاران می شود یا نه

 و  این  تکرار  در تکرار  نمایان  می شود یا نه

 خدایا این جهان  را  نه  صفای  باد  نه صلحی

 مگر  درد  مرا  در سینه درمان می شود یا نه

 بدیدم بر رخ طفلان که گرد بیکسی بنشست

 بساط  ظلم  استبداد  ویران  می شود  یا نه

 ربودند   هست  و  بود  ملت  بیچاره ی  ما را

 دلی بر حال این ملت پریشان می شود یا نه

 شب  و  روزم  شده  تکرار  برای  دیدن دلدار

 برایم  دیدن  دلدار   آسان   می شود   یا  نه

 مرا دردی بود  در  دل  فقط  آن  را خدا   داند

 تقلای    دل   زارم   ارزان   می شود   یا  نه

 زمین گردیده میدان شرارت های انسان ها

خدایا لحظه ی بی غمامانجان می شود یا نه

امان قناویزی

فرانکفورت – المان

09 مارس
۱ دیدگاه

هشتم مارچ؛ تاریخِ ناتمامِ مبارزه برای برابری

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۱۸ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۹ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
———————————————————————————————————————

هشتم مارچ؛ تاریخِ ناتمامِ مبارزه برای برابری

 

نور محمد غفوریدر تاریخ اجتماعی بشر، برخی روزها تنها یک تاریخ در تقویم نیستند، بلکه به نمادهایی از حافظهٔ جمعی انسان تبدیل می‌شوند؛ نمادهایی که در آن‌ها تجربه‌های رنج، مقاومت، امید و آرمان‌های مشترک بشری فشرده شده است. هشتم مارچ از جمله همین روزهاست. این روز نه صرفاً مناسبتی برای تبریک و بزرگداشت، بلکه یادآور تاریخی طولانی از مبارزه برای عدالت، آزادی و برابری انسانی است؛ مبارزه‌ای که هنوز در بسیاری از نقاط جهان ادامه دارد.

روز بین‌المللی زن در واقع بازتاب یکی از عمیق‌ترین دگرگونی‌های اجتماعی دوران مدرن است:  ورود زنان به عرصه عمومی و مطالبه جایگاه برابر در ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه.  این تحول، که ریشه در تغییرات بزرگ قرن نوزدهم و بیستم دارد، نه تنها وضعیت زنان، بلکه ماهیت جامعه مدرن را نیز دگرگون ساخته است.

در جهانی که امروز با شتابی بی‌سابقه در مسیر جهانی‌شدن، تحول فناوری و دگرگونی‌های اجتماعی حرکت می‌کند، بازخوانی تاریخ این روز اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. زیرا فهم ریشه‌های تاریخی مبارزه زنان برای برابری، در حقیقت فهم بخشی از تاریخ مبارزه انسان برای آزادی و کرامت است.

زمینه‌های تاریخی یک آگاهی جمعی

خاستگاه روز بین‌المللی زن را باید در تحولات عمیق اجتماعی و اقتصادی قرن نوزدهم جستجو کرد؛ دورانی که انقلاب صنعتی ساختارهای سنتی جامعه را به‌گونه‌ای بنیادین دگرگون ساخت. گسترش کارخانه‌ها و نظام تولید صنعتی میلیون‌ها زن را به عرصه کار وارد کرد، اما این ورود با حقوق و شرایط برابر همراه نبود. زنان غالباً با دستمزد کمتر، ساعات کار طولانی‌تر و محرومیت از ابتدایی‌ترین حقوق اجتماعی و سیاسی مواجه بودند.

در چنین شرایطی، نخستین اشکال آگاهی جمعی زنان شکل گرفت. زنان کارگر دریافتند که مشکلات آنان نه صرفاً مسئله‌ای فردی، بلکه نتیجه ساختارهای اجتماعی و اقتصادی نابرابر است. از همین‌جا بود که مطالباتی چون حق رأی، دستمزد برابر، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط زندگی به محور اصلی مبارزات زنان تبدیل شد.

این مطالبات در پیوند با جنبش‌های گسترده‌تر عدالت اجتماعی و جنبش‌های کارگری قرار داشت. به همین دلیل، تاریخ روز بین‌المللی زن را نمی‌توان جدا از تاریخ جنبش‌های اجتماعی مدرن فهمید؛ زیرا این روز در واقع در بستر همان مبارزات شکل گرفت.

از یک ابتکار اجتماعی تا یک نماد جهانی

اندیشه تعیین روزی خاص برای زنان نخستین‌بار در آغاز قرن بیستم در میان فعالان اجتماعی و سیاسی مطرح شد. در سال ۱۹۰۸ میلادی گروهی از زنان فعال در ایالات متحده امریکا با برگزاری گردهمایی‌ها و راهپیمایی‌هایی گسترده خواستار حق رأی زنان و بهبود شرایط کار شدند. این حرکت، که بازتاب گسترده‌ای در جامعه داشت، زمینه را برای شکل‌گیری نخستین «روز ملی زن» فراهم ساخت.

در سال ۱۹۰۹ حزب سوسیالیست امریکا روز ۲۸ فبروری را به عنوان روز ملی زن اعلام کرد. این اقدام نقطه آغاز حرکتی بود که به سرعت از مرزهای امریکا فراتر رفت و به جنبشی بین‌المللی تبدیل شد.

یک سال بعد، در ۱۹۱۰، در کنفرانس انترناسیونال دوم زنان سوسیالیست در شهر کپنهاگن دنمارک، فعال برجستهٔ جنبش زنان آلمان (کلارا تسِتکین) پیشنهاد کرد که روزی به عنوان روز بین‌المللی زن تعیین شود. این پیشنهاد با استقبال نمایندگان کشورهای مختلف روبه‌رو شد و به تصویب رسید. هدف از این تصمیم آن بود که زنان در سراسر جهان بتوانند به شکلی هماهنگ برای حقوق خود مبارزه کنند و مطالبات خویش را در سطح جهانی مطرح سازند.

در سال ۱۹۱۱ نخستین مراسم گسترده روز زن در کشورهای آلمان، اتریش، دانمارک و سوئیس برگزار شد. میلیون‌ها زن و مرد در گردهمایی‌ها و تظاهرات شرکت کردند و خواستار حقوق سیاسی، فرصت‌های برابر آموزشی و پایان تبعیض‌های جنسیتی شدند.

هشتم مارچ؛ لحظه‌ای تاریخی در بطن تحولات سیاسی

یکی از مهم‌ترین رویدادهایی که به تثبیت تاریخ هشتم مارچ انجامید، اعتصاب زنان کارگر در ۸ مارچ ۱۹۱۷ در شهر سن‌پترزبورگ روسیه بود. در آن زمان، زنان کارگر، زنان دهقان و همسران سربازان در اعتراض به فقر، جنگ و شرایط دشوار زندگی دست به اعتصاب زدند. شعار آنان «نان، صلح و آزادی» بود؛ شعاری که به‌خوبی بیانگر پیوند میان مطالبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مردم آن زمان بود.

این اعتصاب به سرعت گسترش یافت و به یکی از عوامل مهم در شکل‌گیری انقلاب فبروری روسیه تبدیل شد؛ انقلابی که به سقوط رژیم تزاری انجامید. از آن پس، هشتم مارچ به عنوان نماد مبارزه زنان برای عدالت و آزادی در بسیاری از کشورها مورد توجه قرار گرفت.

از جنبش اجتماعی تا رسمیت بین‌المللی

اگرچه جنبش‌های زنان از دهه‌ها پیش هشتم مارچ را گرامی می‌داشتند، اما این روز زمانی به رسمیت جهانی رسید که سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۵ ـ که به عنوان «سال جهانی زن» نام‌گذاری شده بود ـ برای نخستین بار این روز را به طور رسمی گرامی داشت.

دو سال بعد، در ۱۹۷۷، مجمع عمومی سازمان ملل از همه کشورهای جهان خواست تا روزی را به عنوان روز حقوق زنان و صلح جهانی تعیین کنند. از آن زمان به بعد، هشتم مارچ به یکی از مهم‌ترین مناسبت‌های تقویم جهانی تبدیل شد و هر سال در بسیاری از کشورها با برنامه‌های فرهنگی، اجتماعی و آموزشی گرامی داشته می‌شود.

 مسئله زنان در جوامع در حال گذار

با وجود دستاوردهای قابل توجه جنبش‌های زنان در بسیاری از نقاط جهان، مسئله برابری جنسیتی همچنان یکی از چالش‌های مهم جوامع معاصر باقی مانده است. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، زنان هنوز با محدودیت‌های ساختاری در عرصه‌های آموزش، اقتصاد و مشارکت سیاسی روبه‌رو هستند.

افغانستان نمونه‌ای از این وضعیت پیچیده است. در کنار بررسی تاریخی مسئله زنان، لازم است به وضعیت کنونی زنان در افغانستان نیز تماس گرفته و توجه جدی صورت گیرد. افغانستان در سال‌های اخیر یکی از دشوارترین دوره‌های تاریخ معاصر خود را از نظر حقوق و جایگاه اجتماعی زنان تجربه می‌کند. پس از تحولات سیاسی سال ۲۰۲۱، محدودیت‌های گسترده‌ای در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی، آموزشی و اقتصادی برای زنان وضع شده است که تأثیرات عمیقی بر وضعیت آنان گذاشته است.

نخستین و شاید مهم‌ترین مسئله، محدودیت در دسترسی زنان به آموزش است. در سال‌های اخیر آموزش دختران در مقاطع متوسطه و عالی با محدودیت‌های جدی روبه‌رو شده است. این وضعیت نه تنها آینده فردی دختران را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه پیامدهای گسترده‌ای برای توسعه علمی و اجتماعی کشور نیز دارد.

در عرصه اقتصاد و اشتغال نیز زنان با محدودیت‌های فراوان مواجه شده‌اند. بسیاری از زنان که پیش از این در ادارات دولتی، نهادهای مدنی، رسانه‌ها و سازمان‌های بین‌المللی فعالیت می‌کردند، اکنون از حضور در بسیاری از این عرصه‌ها محروم شده‌اند یا با شرایط دشوار کاری روبه‌رو هستند. این مسئله نه تنها استقلال اقتصادی زنان را کاهش داده، بلکه سطح مشارکت آنان در توسعه اقتصادی کشور را نیز محدود ساخته است.

علاوه بر این، مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان نیز به شکل چشمگیری کاهش یافته است. حضور زنان در نهادهای تصمیم‌گیری، پارلمان، شوراهای محلی و سازمان‌های مدنی که در سال‌های گذشته رو به افزایش بود، اکنون به حداقل رسیده است. این امر باعث شده است که صدای زنان در روندهای سیاسی و تصمیم‌گیری‌های کلان کمتر شنیده شود.

با وجود این محدودیت‌ها، زنان افغانستان همچنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی به تلاش خود ادامه می‌دهند. بسیاری از زنان از طریق فعالیت‌های آموزشی غیررسمی، کارهای خیریه، فعالیت‌های فرهنگی و حضور در فضای فکری و رسانه‌ای تلاش می‌کنند نقش خود را در جامعه حفظ کنند. این پایداری نشان می‌دهد که مسئله زنان در افغانستان تنها به محدودیت‌های کنونی خلاصه نمی‌شود، بلکه بخشی از روندی طولانی از مبارزه برای آگاهی، برابری و مشارکت اجتماعی است.

از این منظر، توجه به وضعیت زنان افغانستان نه تنها یک ضرورت انسانی و اخلاقی است، بلکه برای آینده توسعه و ثبات اجتماعی کشور نیز اهمیت حیاتی دارد. جامعه‌ای که نیمی از جمعیت آن از مشارکت کامل در زندگی اجتماعی محروم باشد، ناگزیر با چالش‌های جدی در مسیر پیشرفت و عدالت اجتماعی روبه‌رو خواهد شد. در چنین شرایطی، بحث حقوق زنان صرفاً یک موضوع اجتماعی نیست، بلکه بخشی از مسئله گسترده‌تر توسعه، عدالت اجتماعی و نوسازی جامعه به شمار می‌آید.

 هشتم مارچ؛ فراتر از یک مراسم نمادین

در نهایت باید گفت که هشتم مارچ تنها روزی برای برگزاری مراسم یا بیان پیام‌های تبریکی نیست. این روز یادآور مسیری تاریخی است که در آن انسان برای تحقق برابری و عدالت اجتماعی مبارزه کرده است.

تجربه تاریخی نشان داده است که پیشرفت واقعی جامعه بدون مشارکت فعال و برابر زنان ممکن نیست.  جامعه‌ای که نیمی از ظرفیت انسانی خود را نادیده بگیرد، ناگزیر از توسعه‌ای ناقص و نابرابر رنج خواهد برد.

از این منظر، هشتم مارچ بیش از آن‌که صرفاً روزی برای بزرگداشت زنان باشد، روزی برای بازاندیشی در باب ارزش‌های بنیادین جامعه انسانی است؛ ارزش‌هایی چون آزادی، عدالت و کرامت انسانی. تا زمانی که این ارزش‌ها به گونه‌ای کامل در ساختارهای اجتماعی و سیاسی تحقق نیافته‌اند، تاریخ هشتم مارچ نیز همچنان تاریخی ناتمام باقی خواهد ماند؛ تاریخی که هر نسل باید سهم خود را در ادامه آن ایفا کند.

۸ مارچ ۲۰۲۶م  

09 مارس
۱ دیدگاه

چراغ سبز شهر من

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۱۸ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۹ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

چراغ سبز شهر من

تو موریانه می‌شوی و  من  درخت می‌شوم

نفوذ می‌کنی به جسم من، کرخت می‌شوم

چگونه  نرم  می‌کنی  دلِ  یخی مرا، که من! 

بدونِ تو شبیه سنگ صخره سخت می‌شوم

به سینه شخم می‌زنی، به سینه راه می‌روی

شیار می‌شوم، ولی  دوباره  تخت می‌شوم

چراغ سبز شهر من، ستاره‌های چشم توست

چه عاشقانه می‌رسی، چه نیک‌بخت می‌شوم

اگرچه می‌کَشی مرا، اگرچه پاره می‌کنی! 

به رنگ‌های مختلف دوباره رخت می‌شوم….

۱۴۰۴/۱۰/۲۸

محرابی صافی

09 مارس
۳دیدگاه

امید ها

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۱۸ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۹ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

امید ها

 

در تیره شب‌های تنهایی

خون منجمدم را در یخچال سینه حبس کرده ام

بدن یخ زده

عقیم گرمای امید هاست

زاد و ولد احساس در من خشکیده

با بی‌ رغبتی زیستن را دنبال می‌کنم

دستان سرد و ناتوان را

در پارچه امیدها

چون کالبدی پیچیده در کفن

پنهان کرده ام

تا شاید روز روشنی در قالب نور به سراغم آید

و بدن گرمای دیرین را لمس کند

هما طرزی

نیویورک

۹ آگست ۲۰۱۰

 

 

 

09 مارس
۱ دیدگاه

مظهر لطف و مهربانی

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۱۸ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۹ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

مظهر لطف و مهربانی

زن  مظهر  لطف   و مهربانی

با    اوست    نمود    زندگانی

پرورده    شده      بدامن    او

اشخاص بزرگ  و  نکته دانی

با صوت خوشش به گلشن جان

بلبل   نرسد  به   نغمه  خوانی

آنکس  که  شناخت   حرمت او

روز و شب اوست  به شادمانی

تجلیل   مقام    او   نه  یکروز

باشد   همه     روز   جاودانی

نفرین    خدا    نصیب   او باد

یاد   از  او  کند   به  بد زبانی

وصف او کند  « ثنا »  همیشه

با  حرف  نیکو  و خوش بیانی

محمد اسحاق ثنا

ونکوور – کانادا

هشتم مارچ ۲۰۲۶

08 مارس
۱ دیدگاه

کوچه ء جهل

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  یکشنبه مؤرخ  ۱۷ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی  ۸  مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————–

کوچه ء جهل  

۱۲۵ الف

سواد از  صفحه  میدزدند  در این کوچه  مکتب ها

 خدا از دل همی دزدند  و از  اندیشه   مذهب  ها

 به هر گامی  که  همره  میرود  مقصود  ها باشد

 به هر دستی که دستی میدهد افتیده مطلب ها

 نمیدانم   چرا    من بینم    و    او     باورش    ناید

 که  تابد   آفتابی   داغ   تر از    روز   در   شب ها

 مرا  راه  است  در    گلزار   اما   گل   نمی چینم

 که سوزم   بلبل شوریده   را  در درد ، در تب ها

 نفس  گر  گرم  در   آغوش   تنگ  غنچه   لغزیده

 تبسم   میرمد   آهسته  و شرمنده   از   لب  ها

شکیبا شمیم (رستمی)