چشم انتظار
تاریخ نشر یکشنبه ۱۷ مارچ ۲۰۱۳ هالند
چشم انتظار
ولی پوپل
ویرجنیای شمالی امریکا
***
بیا! که بیتو نباشد مرا قرار بیا
بیا که با تو بــیاید مرا بهار بیا
بیا که طایرشب در هوای دانه تــــست
پی شکار دل ای صبح دلـــــشکار بیا
ببین بـــبزم چمــــن بیتو ای بنفــشه من
نه جام لاله و نی بوس و نی کناربیا
بیا که وصف ترا در چـــمن بگوش دلم
شـــنیده ام زلـــــب بــــــلبل و هزار بیا
هوا بــــبام فـــلک تیره شد ز گرد فراق
ببر ز بام و هوا گرد و هــــم غـــبار بیا
بیا که دوخـــته دل چشم جان به قامت تو
چکــــیده اشک من از چـشم انتظار بیا
چو آب دیده , فتاده, به پیش مــقدم تو
بپاس درد دل و چشـم اشــکبار بیا
بیا : بچشـم ولی پا نــــه برای خدا
که کور شـــد ز غم و رنج روزگار بیا
ولی پوپل
پوپل گرامی ، خیلی زیبا و عالی و دلنشین است . از خواندن آن کیف کردم .موفق باشید. مهدی بشیر
سلام های گرم و دوستانه خویش را حضور شاعر توانا محترم پوپل صاحب تقدیم مینمایم ! شعر بهاری شما زیبا و دلنشین است و ضمنآ احترامآ عرض نمایم که در تیپ کردن انتظار به « انتظا » نوشته شده و حرف « ر » کمبود است . بااحترام سعیدی
چکــــیده اشک من از چـشم انتظا بیا
جناب سعیدی عزیز ، جهانی سپاس از توجه تان . انتطا ، انتظار شد. زنده باشید . مهدی بشیر
به به جناب پوپل بسیار عالی ، کامگار باشید!
از دوست عزیزم مهدی جان از تۀ دل سپاسگزارم . بخاطر لطف های بی پایان شان .
شادمانی آرزو میبرم .
دوست عزیز و نازنینم جناب سعیدی را عرض سلام و حرمت بی پایان دارم . امیدوارم در نهایت سلامتی باشند .
از لطف های شما سپاس گزارم و از توجه شما و دوست عزیزم جناب بشیر در رابطه به اصلاح اشتباه تایپی منت گزارم .
به سؤال شما در مورد مجازی یا حقیقی پاسخ گفته ام خدا کند به محضر عزیز شما رسیده باشد .
غزل عرفانی را دیروز انشأ نموده ام و عنوانش چشمۀ نور است آن را به شما با حرمت بی پایان هدیه مینایم امید وارم به محضر تان برسد . و حقیقت و مجاز را روشن بنماید.
پوپل عزیز توصیف از سروده هاى تان مرا به سرحد افلاس واژه ها کشانیده است . نمیدانم با چه حرفى و کلامى ستایش کنم این سروده ها را .