( نشد )
تاریخ نشر شنبه ۱۷ سنبله ۱۳۹۷ – هشتم سپتامبر ۲۰۱۸– هالند
درعزای وطن بخاک و خون نشسته ام
( نشد )
محترمه خانم زهره ( صابر هروی )
وطن ! به زخم تو دستی کسى بکار نشد
نچید قطره ی اشک تو سوگوار نشد
چنان به شعله ی تبعیض سوخت دامانت
مگر ستمگر و خصمت دمی قرار نشد؟
هزار شاخه شکسته است سرو نازت را
نبود بادیه کز لاله داغدار نشد!
گل و گلاب و شبو ، نسترن ،عکاسی را
خزان ندید و بخون شد چرا بهار نشد
به سوگ و ماتم و اندوه مادر و خواهر
نبود طفلی ز داغ پدر که خوار نشد
مگر به عرش خدایم نمیرسد ، آهم. ؟
دعاى نیمه شبم از چه کامگار نشد؟
زهره (صابر هروی)
۹/۵/۲۰۱۸
درود به خواهر گرامی خانم زهره صابر هروی و جهانی سپاس از سروده عالی و مملو از احساس پاک وطنپرستانه تان. لعنت به قاتلین وحشی که با شهادت هموطنان مظلوم ما در کشور به همکاری حامیان وطنفروش خود خون عزیزان مارا مینوشند. موفق وسلامت باشید. مهدی بشیر
خواهر گرامی ام زهره جان صابر هروی از سروده ای زیبا ، اما سوزناک تان جهانی سپاس . به امید پایان یافتن درد های هموطنان ما و نابودی دشمنان انسانیت د رکشور سعادتمندی شما را تمنا دارم.
با عرض حرمت
قیوم بشیر هروی
خالصانه ترین درود ها نثار برادر اززشمند و علم پرورم محترم جناب مهدی جان بشیر هروی گرامیترین !! مرهون لطف بیکران تانم ازینکه بر این ابجد خوان منت میگذارید ، رهین الطاف برادرانه ی تانم !