باغ زنده گی
تاریخ نشر یکشنبه ۲۰ ثور ۱۳۹۴ – ۱۰ می ۲۰۱۵ هالند
باغ زنده گی
عبدالغفور امینی
۲۲حمل۱۳۹۲
سویدن
موی های سرم سپید شده
قلبِ با نیرووجوان دارم
زندگی بهرمن خوشایند است
گربه هرگوشه ی مکان دارم
خانه ام باغِ زنده گیی من است
میوه ها بیش من درآ ن دارم
هریکی میوه اش توان بخش است
نیروی بیش من ازان دارم
درنشیب وفرازِ زندَگِیَم
همسرِ خوب ومهربان دارم
شکرِ آن ایزِدِ رؤف ورحیم
را شب وروز برزبان دارم
مادرم را سپاس میگویم
یادش هرلحظه هرزمان دارم
به وطن عشق بیش می ورزم
شوقِ مدحَش به هرزبان دارم
دوست میدارمش زجان ودلم
تا که من یک نفس به جان دارم
درد هر هموطن به جان من است
راحتِ شان من آرمان دارم
حُرمتِ بیش بهرِ هر انسان
من به سرتا سرِ جهان دارم
به خدا وبه مام ومیهن خود
عشق بسیار وجاوِ دان دارم
شوقِ شعرِ وطن سرودن را
چون امینی زسالیان دارم
۲۲حمل۱۳۹۲
سویدن
دوست محترم جناب آقای امینی ، سروده زیباست. روز مادر بشما و تمام خانواده مبارک . موفق وسلامت باشید.. مهدی بشیر