بحران عمیق روانی و اخلاقی جوامع انسانی؛ تهدیدی بزرگ برای آینده بشریت.
( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه ۱۳ دلو ( بهمن ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۱ فبروری ۲۰۲۵ میلادی – ملبورن – استرالیا
( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه ۱۳ دلو ( بهمن ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۱ فبروری ۲۰۲۵ میلادی – ملبورن – استرالیا
( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه ۹ دلو ( بهمن ) ۱۴۰۳ خورشیدی ۲۸ جنوری ۲۰۲۵ میلادی – ملبورن – استرالیا
واقعیت تلخ و جانسوز
واقعیت تلخ و جانسوز این است که کارد از استخوان مردم این سرزمین بسیار فراتر رفته و زخمهایی که روزگاری تنها در جسمهای شکسته نمایان بودند، اکنون به عمق قلبها و جانهای خسته نفوذ کردهاند.
این زخمها دیگر صرفاً بر جسمها محدود نمیشوند؛ بلکه به گونهای دردناکتر، قلبها و روحها را شکافته و هر لحظه، آتشی خاموشناشدنی را در درون انسانها شعلهور میکنند.
دردهایی سهمگین و زخمهای بیدرمان، همچون طوفانی بیپایان و وحشی، همهچیز را در هم کوبیده و آرامش را به افسانهای دوردست و دستنیافتنی بدل کردهاند؛ گویی آرامش، مفهومی است که هیچگاه در این خاک مجال ظهور نخواهد یافت.
رنج نه تنها بر شانهها سنگینی میکند و قامتها را خم کرده است، بلکه همچون زهری کشنده، در رگهایمان جاری است و هر روز ذرهای از وجودمان را به سوی نیستی میکشاند.
امیدهایی که روزگاری مانند شعلهای گرمابخش دلهای ما بودند، اکنون در ظلمت مطلق گم شدهاند و چیزی جز خاکستر سرد ناامیدی از آنها باقی نمانده است.
گویی آسمان زندگی ما برای همیشه از نور محروم شده و تنها شبِ بیپایانی است که بر ما سایه افکنده است.
ما، غمزدهترین مردمان این جهان، به مانند سایههایی بیرمق و خسته، در گردبادی از اندوه، پریشانی و اضطراب سرگردانیم.
گویی زمین و زمان سوگند خوردهاند تا آخرین بارقههای شادی و آرامش را از ما بربایند و ما را در چنگال سرنوشت تلخ و بیرحم رها کنند؛ سرنوشتی که هیچگاه برایمان جز رنج و عذاب ارمغانی نداشته است.
سایهای سیاه و سنگین، همچون شبحی از عذاب و یأس، بر سر این ملت گسترده شده و نور را از دیدگانمان دزدیده است.
این سایه سیاه، گویی ابرهایی از غم و اندوه است که هیچ نسیمی نمیتواند آن را کنار بزند، هیچ بارانی نمیتواند آن را بشوید، و هیچ طلوعی نمیتواند آن را بشکند.
دیگر هیچ صدای نجاتبخشی از دوردستها به گوش نمیرسد؛ تنها زمزمهی بغضهایی که در گلو خفه شدهاند و اشکهایی که هرگز مجال جاری شدن پیدا نمیکنند، در این سکوت مرگبار طنیناندازند.
گویی این سکوت، خود فریادی از عمق رنج و ناامیدی است که به گوش هیچکس نمیرسد.
در میان این دریای بیکران و توفانی از درد، یأس، و ناامیدی، تنها تکیهگاه و ملجأ ما، بارگاه بیکران و رحمت خداوند متعال است؛ خدایی که به گوشهگیرترین اشکها و بیصداترین نالهها نیز گوش میسپارد و نالههایی که حتی انسانها توان شنیدنشان را ندارند، در درگاه او به فریادی بلند تبدیل میشود.
تنها اوست که میتواند این آوار سنگین و خردکننده را از دوشمان بردارد و نوری تازه در دل تاریکی بیپایانمان بیفروزد. در جهانی که هیچ دستی برای یاری به سوی این ملت دراز نمیشود، هیچ صدایی برای امید دادن به گوش نمیرسد و هیچ چراغی برای نشان دادن مسیر روشن نمیشود، تنها امیدمان به لطف و رحمت بیانتهای اوست؛ خدایی که قدرتش فراتر از تمامی طوفانها و تمامی رنجهاست و تنها نسیم شفقت او میتواند این غبار سیاه و سنگین را از آسمان زندگیمان بزداید.
اما آیا این غبار، این سایهی مرگبار، و این شب تاریک هرگز به پایان خواهد رسید؟
آیا این ملت، که زیر آوار سنگین زخمهای بیدرمان و دردهای بیپایان مدفون شدهاند، روزی بار دیگر طلوع آرامش و نور را خواهند دید؟
خدایا! در میان این همه ناامیدی، رنج، و سیاهی، آیا هنوز بارقهای از امید باقی مانده است؟
آیا هنوز سحرگاهی در پس این شب بیپایان نهفته است؟
یا این ملت برای همیشه در گرداب سرنوشت تلخ خویش گم شدهاند؟
خدایا! تویی که قادر مطلقی، تویی که توان شکستن تمامی سدهای ناامیدی را داری، آیا هنوز نگاهی به این ملت دردمند خواهی داشت؟
تنها نسیم رحمت توست که میتواند این دریای طوفانی را آرام کند و این خاک خسته از رنج را به بهاری تازه بازگرداند.
نویسنده: احمد محمود امپراطور
۱۴۰۳خورشیدی
( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه ۷ دلو ( بهمن ) ۱۴۰۳ خورشیدی ۲۶ جنوری ۲۰۲۵ میلادی – ملبورن – استرالیا
بیزارم از قلم به دستان خودبین و متکبر، آنان که با داشتن دانش و آگاهی، گوهری به ارزشمندی وقت خویش را در راه توهین و نمایش برتری بر دیگران هدر میدهند.
چنین افرادی گمان میبرند که با رفتار متکبرانه و نگاه تحقیرآمیز میتوانند جاودانه شوند.
بیآنکه دریابند سرانجام شان همچون برگ زرد پاییزی است که از برگهای تقویم زندگی جدا میشود و در طوفان فراموشی گم میگردد.
شاید نامشان برای مدتی کوتاه بر زبانها جاری بماند، اما قلبی از محبت برای آنان نه تپیده و خاطرهای از احترام به آنان در اذهان باقی نخواهد ماند.
اینان، در واقع، به دست خود، مسیر انزوا و نابودی اعتبارشان را هموار میکنند.
من، بهعنوان انسانی اندکدان، با تکیه بر تجربیات محدود و دانستههای ناچیز خویش در عرصه نوشتن و سرودن، به این باور رسیدهام که در پهنه بیپایان شعر و نویسندگی، صداقت و سادگی، چون گنجینهای گرانبهاست.
هرچه نویسنده با روراستی بیشتری از فراز و فرودهای زندگی و اجتماع سخن بگوید و در رفتار خویش تواضع و فروتنی را پیشه کند، نهتنها کلامش در قلب مردم جای میگیرد، بلکه نام او نیز در جانها و خاطرهها ماندگار خواهد شد.
در نهایت، حقیقتی آشکار و انکارناپذیر پیش روی ما قرار میگیرد:
ماندگاری و قدرت یک نویسنده یا شاعر، نه در تکبر و نمایش برتری، بلکه در صداقت، فروتنی و انعکاس واقعیتهای ناب و بکر زندگی پنهان است.
تنها زمانی که کلامی از اعماق دل برخیزد و صداقت آن، زلالی روح را به مخاطب منتقل کند، میتواند در قلوب انسانها جایی ابدی بیابد.
چنین فردی، با فروتنی و احترام به ارزشهای انسانی، نهتنها از اعتبار و اعتماد مردم بهرهمند میشود، بلکه همچون چراغی روشن در تاریکیهای زندگی، مسیری الهامبخش برای دیگران میگشاید.
شاعر یا نویسندهای که حقیقت زندگی را با زبانی ساده، اما عمیق به تصویر میکشد، در واقع درختی است که در سایهسارش آرامش و اطمینان برای نسلها فراهم میآورد.
او به جای اینکه به دنبال تحمیل خویش باشد، در میان مردم به جستجوی معنا میپردازد و نامش، نه به خاطر بزرگی ظاهری، بلکه به سبب بزرگواری باطنیاش، بر زبانها جاری میشود.
این انسانهای وارستهاند که اثری ماندگار در تاریخ بشریت بهجا میگذارند، زیرا آنچه از دل برآید، هرگز در گردباد فراموشی گم نمیشود.
به راستی، چه زیباست آنکه با هر کلام و قدم خویش، نه برای اثبات خود، بلکه برای بهبود پیرامون جهان تلاش میکند.
چنین کسی، نه تنها در قلب مردم جاودان میشود، بلکه در گستره زمان، همچون نسیمی معطر، همواره یادش ماندگار و نامش ستوده خواهد بود.
نویسنده:
احمد محمود امپراطور
۱۴۰۳خورشیدی
( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه ۲۹ جدی ( دی) ۱۴۰۳ خورشیدی ۱۸ جنوری ۲۰۲۵ میلادی – ملبورن – استرالیا
ملی باش نه ملی گرا…!
ملی از ملت گرفته شده است. و ملت پدیداری نبوغ فکری مردم یک سرزمین در تاسیس دولت مردمی می باشد. ملی گرایی برای انسان مدرن همینقدر قابل پذیرش استکه: در بازی فوتبال بین فرانسه و جرمنی٬ مردم فرانسه طرفدار تیم ملی خودشان باشند – و ملی گرایی افراطی برگشت دوباره انسان٬ از هویت ملی به هویت های قومی چون: زبان و نژاد و یا باور که مسبب نقض حقوق انسانها و جنگ اول و دوم جهانی مثال آن… البته اضافه کرد٬ هویت ملی عبارت از: رابطه دولت و ملت = ملیت که ملیت افغان اکنون برای برخی در کشورما٬ غیرقابل قبول می باشد.
نوع دیگر از تهاجم جهانی٬ که به مانند ملی گرایی محض یا ناسیونالیسم نیست. اما در بستر جنگ های سرد رسانه ای به خصوص٬ وارد بسترهای جوامع عقب مانده می شود٬ همانا امپریالیسم…
مهار امپریالیسم در کشورهای جهان سومی٬ در لیبرالیسم شدن همانا ملت شدن و تاسیس دولت ملی نهفته می باشد – در غیر آن٬ هر گروه یا مردمی فاقد عقلانیت سیاسی از ریشه فلسفه سیاسی٬ در برابر امپریالیسم با اسلحه ایستاده شود: خود اسلحه و این ایستادگی جز رویکردهای امپریالیستی می باشد.
در نتیجه و افغانستان:
جمهوریت و دموکراسی با همه عیوب آن٬ در مبانی حاکمیت قانون و انتقال قدرت به اساس رای در محو جنگ٬ مطلوب نتیجه داده است – که همه مولفه های جمهوریت در تطبیق با ارزش های اسلام هم٬ در تضاد تگاپو نگردیده است. اما تحقیق و تطبیق که صفت عقل و عقلانیت می باشد٬ نقلگریان یا ابزارهای امپریالیستی غالب در سلب عقل و عقلانیت در افغانستان اند.
محمدآصف فقیری
( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه ۲۸ قوس ( آذر) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۱۸ د سامبر ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – استرالیا
انسان موجودی فراتر از نیازهای جسمانی و مشغلههای روزمرگی است.
او حامل رسالتی الهی و مأموریتی انسانی است
که وجود او را معنادار و حضورش را هدفمند میسازد.
خداوند، انسان را با تمام پیچیدگیهای وجودش، برای مأموریتی ویژه در زمانی مشخص و مکانی معین آفریده است.
این مأموریت، نهتنها برای بقای فیزیکی او، بلکه برای تعالی روح، ذهن و ایجاد تغییر و تأثیرگذاری در جهان طراحی شده است.
زندگی انسان، تنها برای خوردن، نوشیدن و خوابیدن نیست. اینها صرفاً ابزارهایی برای بقای جسم اند.
اما روح انسان به تغذیهای عمیقتر نیاز دارد؛
تغذیهای از جنس معنا، تجربه و آگاهی.
همانطور که خوراک جسمی برای ادامه حیات ضروری است، خوراک روحی و فکری نیز برای رشد و تکامل ضرورت دارد.
رشد روح و ذهن زمانی حاصل میشود که انسان درک کند هر لحظه از زندگیاش فرصتی برای تحقق مأموریت الهی اوست. این مأموریت فراتر از کارهای روزمره و دغدغههای زودگذر،
به معنا و هدفی برتر اشاره دارد
که زندگی را از سطحینگری رها کرده و به سوی عمقنگری سوق میدهد.
یکی از مهمترین ابزارهای تحقق این مأموریت، نوشتن است. نوشتن فرایندی است که انسان را قادر میسازد افکار، احساسات و تجربیات خود را با نظم و هدفمندی ثبت کند.
این عمل، نهتنها نوعی خودشناسی عمیق است، بلکه مسیری است میان انسان و دیگران،
میان گذشته و آینده، و میان فرد و جامعه.
هر انسانی، با خاطرات، تجارب و دیدگاههای منحصربهفرد خود، دنیایی از حکمت و دانایی را در دل دارد.
نوشتن، این حکمت را به میراثی تبدیل میکند
که میتواند الهامبخش دیگران باشد.
هر آنچه انسان در مسیر زندگی خود میآموزد، نوری است که میتواند راه دیگران را روشن کند.
تجارب تلخ و شیرین، اندیشههای عمیق و احساسات ژرف، هرکدام گنجینه ای هستند که اگر به نگارش درآیند،
نهتنها انسان را به شناخت خود نزدیک تر میکنند،
بلکه جامعه را نیز از این گنجینه بهرهمند میسازند.
علاوه بر این، نوشتن به انسان کمک میکند
تا به جهانبینی جامعتری دست یابد.
زمانی که افکار و احساسات خود را به کلمات تبدیل میکنیم،
به نظمی میرسیم که پیشتر شاید در ذهن ما وجود نداشت.
این نظم، ابزاری است برای درک بهتر جهان، شناخت عمیق تر خویشتن و الهام بخشی به دیگران.
نوشتن، زبان گفتوگوی انسان با خدا، با خویشتن و با دیگران است.
وقتی مینویسیم، فرصتی مییابیم تا از خود بپرسیم:
چرا در این دنیا هستیم؟
چه نقشی در این جهان بزرگ ایفا میکنیم؟
پاسخ به این پرسشها، انسان را به رسالت الهیاش نزدیک تر کرده و او را در مسیر تکامل روحانی و فکری قرار میدهد.
اگر تصور کنیم که آفرینش ما در این جهان صرفاً برای پرداختن به مادیات و بقای فیزیکی است،
دچار خطایی عمیق شدهایم.
این طرز فکر، زندگی را به مجموعهای از کارکردهای سطحی و زودگذر محدود میکند.
در چنین حالتی، با مرگ ما، دفتر زندگیمان برای همیشه بسته میشود.
آنچه بودهایم، چه خوب و چه بد، تنها به عصر و زمانه خودمان محدود خواهد ماند.
این همان خاموشی محض است که هیچ اثری از ما برای آیندگان باقی نمیگذارد و گویا هرگز در این جهان نبودهایم.
پس، بیایید فراتر از مادیات و نیازهای جسمانی بنگریم و زندگی را فرصتی برای بهجا گذاشتن اثری ماندگار بدانیم.
بنویسیم از آنچه در دل و ذهنمان جاری است؛
از آرزوها، شکستها، امیدها و باورها.
هر کلمهای که بر صفحه میآوریم، گامی است به سوی جاودانگی.
هر جملهای که مینگاریم، نقطهای است از مأموریت ما در این جهان.
این عمل، نهتنها برای خودمان سودمند است، بلکه هدیهای است برای جهانی که به اندیشهها و تجربیات ما نیاز دارد.
اینگونه، رسالت الهیمان را به انجام میرسانیم و اثری ماندگار از خود بر جای میگذاریم.
هرچه مینویسیم، در کنار رسالت الهیمان، گویی فرزندان معنوی خویش را نیز میآفرینیم؛
فرزندانی که اندیشه و کلمات ما را برای نسلهای آینده به ارمغان میبرند و چراغی برای آنان خواهند بود.
به امید روشنی افکار و تعالی اندیشهها،
که چراغ راه انسانیت و خلاقیت اند.
نویسنده:
احمد محمود امپراطور
Ahmad Mahmood Imperator
۱۴۰۳خورشیدی
تاریخ نشر : شنبه ۲۳ سرطان ( تیر ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۱۳ جولای ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – استرالیا
فراسوی نیک و بد + نیازمندیهای اجتماعی = اراده جمعی
منظور از فراسوی نیک و بد٬ عبارت از مرحله فکری مطلوب می باشد: که اعضاء جامعه به اساس باور٬ سمت٬ زبان و قوم و یا نژاد با یکدیگر ارتباط نمی بندند – بلکی اساس ارتباطات اجتماعی مدنی٬ رفع نیازهای زندگی و یا مجموعه روابط اخلاقی دانشگاهی یا آکادمیک٬ که در شناخت آسیب پدیده و تجویز آن٬ بنیاد نهاده شده است.
رفع نیازمندیهای اجتماعی که شامل اعمال تصدی دولت می باشد٬ و در امور تصدی٬ دولت و نهادهای خصوصی در بازار می توانند٬ رقابت کنند. اعمال تصدی مانند: معارف و تحصیلات٬ صحت عامه٬ انرژی و برق و غیره …است. ولی اعمال حاکمیتی برخلاف تصدی تنها منوط به دولت استکه شامل: اردو٬ پلیس و امنیت می گردد.
حالا مبحث اراده جمعی به هدف اینکه دولت از فلسفه وجود اش٬ که خدمت می باشد٬ با استفاده از اعمال حاکمیتی و مکر و حیله های سیاسی در لباس اسلام سیاسی٬ از خدمات عامه در تنازل یا متمرکز به نفع خصوصی یا گروهی نباشد – که اراده جمعی تنها در نهادینه ساختن ساختار نظام حقوقی سیاسی خلاصه نمی شود٬ بلکه ماهیت دولت در خدمت یا حاکمیت قانون در فقدان نظارت مردمی و اقتدار افکار عمومی در تصامیم دولت٬ این فقدان = به جمهوری صوری یا نظام های اقتدارگرا و یا استبداد محض دینی همانا اسلام سیاسی می شود.
محمدآصف فقیری
تاریخ نشر : سه شنبه ۱۹ سرطان ( تیر ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۹ جولای ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – استرالیا
کیفر عمومی
کیفر عمومی در فقدان اراده جمعی برای تغییر و از طرفی زمامدار مستبد در امور کشوری باشد را٬ آگوستین اقدیس نفرین الهی برای مردم یک سرزمین میداند.
آگوستین زاده آفریقای شمالی بود که متون کتاب مقدس مسحیت را٬ برای سیاست فلسفی می کرد. وی توسط رومی ها کشف و در روم منتقل می شود و همانجا بعد فوت دفن می گردد. در زمان اوج مسحیت یعنی پسا واقعه اصحاب کهف٬ آگوستین نظریه پردازی میکرد. که ایده و نظریات وی با نظریات اسلامی در باب سیاست تطابق زیاد دارد.
ولی در مبحث نفرین جمعی از اسلام برای افغانستان٬ پدیده باوری و عقیدتی که قانع کننده باشد نمی توان یافت. زیرا رویکرد اسلام در فضائل و کیفر عمیقاً لیبرالی یا منحصر به فردی می باشد.
ولی بدون شک مجموعه ایده های منفور چون: تعصب و قوم گرایی و استقامت و یا پافشاری در جهل یا در موجودیت جهل٬ مدعی بودن را٬ می توان مجموعه پدیده های نفرین حق دانست٬ که همه باطل و از مبانی جهل با محرکه نیروی منفور شیطانی است.
پس در نتیجه:
منفوریت ملت که توسط جوبایدن رییس جمهور آمریکا برای افغانستان نیز بیان شده را٬ با پدیداری شهروند در گستره جهانی نتوان پذیرفت – که نباید از پدیده های منفور و موجود در افغانستان نیز غافل شد.
برگرفته شده از: روان درمانی تا بلوغ سیاسی در افغانستان
محمدآصف فقیری
۸ جولای ۲۰۲۴
تاریخ نشر : شنبه ۱۶ سرطان ( تیر ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۶ جولای ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – استرالیا
انقلاب صنعتی افغانستان
منظور از انقلاب صنعتی برای افغانستان عبارت از: رویکرد علمی به پدیده های تصدی صنعتی می باشد. که فرهنگ این پدیده ها یا بهتر ژرف شویم کارکرد پدیده های مدرن٬ فارغ از هر فرهنگ درون جامعه ای٬ بخود وابسته اند. یعنی نظم و قوانین این پدیده ها٬ منوط به یک جامعه و باور خاص نمی شود.
البته صنعت و تصدی تکلیف بالای دولتها نیز می باشد
. که بهر کدام بطور جداگانه در سازمان خاصی بنام ریاست یا وزارت میپردازند. این پدیده های شامل: برق و انرژی٬ ترانسپورت و هوانودری٬ ارتباطات و انترنت٬ صحت عامه و وابستگی آن با سازمان بین المللی صحت و غیره … پدیده های روزافزون می باشند٬ که نحوه رویکرد دولتها جهت تصدی این پدیدها٬ تخصص و عقلانیت فارغ از باور و فرهنگ درون کشوری هارا٬ دارد.
از طرفی پدیده های مدرن خادم عقاید مردمی نیز شده است. بطور مثال: روشن کردن حرمین شریفین توسط برق که حاصل فکری کافر به قولی و یا انتقال حجاج به بیت الله توسط طیاره٬ که محصول فکری برادران رایت در ۱۹۰۴ که پیرو دین یهود بودند.
صنعت و مدرنیته در واقع محک نزدیک شدن مردم با فرهنگ های مختلف از نقاط گوناگون جهان نیز شده است. اما حس برتری جوی و مدعی برتر بودن متحجران دینی٬ جامعه دین زده افغانستان به حدی عقلانیت را٬ حواشی کرده اند٬ که فرهنگ صنعتی یعنی رویکرد علمی برای استفاده از پدیده های تصدی مدرن را٬ نیز نداریم.
در نتیجه: مبارزه علمی تخصصی برای صنعتی شدن افغانستان٬ خود نیروی تغییر بسوی مطلوبیت دانسته می شود – که اکثر حرکت های نمادین یا احزاب فعال در خارج برای افغانستان٬ در اساسنامه شان٬ چون صنعتی شدن اعمال تصدی دولت٬ موردی را تز یا نهاده نکرده اند. تا جزییات آنرا در گفتگوی های رسانه ای و نشست های منطقه ای و فرامنطقه بحث کنند.
محمدآصف فقیری
تاریخ نشر : پنجشنبه ۱۴ سرطان ( تیر ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۴ جولای ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – استرالیا
آزادی بیان و شبکه های اجتماعی انترنتی افغانها
ماقبل بیان و آزادی آن٬ عمق بینش بر پدیده ها یا شناخت و استنتاج پدیده ها٬ از فعالیت روزانه در مطالعه توانایی گفتار و حل معضلات اجتماعی را٬ محصول می شود.
در این حالت وسیله های بیان که شامل: مطبوعات٬رادیو و تلویزیون و در عصر کنونی انترنت و شبکه های اجتماعی میباشند٬ غنیمت برای سرعت اطلاعات را٬سریع کردن است. ولی دقت آگاهی از دانایی مسبب متعالی اجتماع میگردد.
که متاسفانه از آنجاییکه در جامعه عقب مانده افغانستان٬ چون فعالیت روزانه مطالعه نیست .و جایگزین بیان در شبکه های اجتماعی ٬ دروغ و لاف زدن به اوج رسیده است – از تنازل عمق جهل در جامعه ما٬ کسی از دروغ گفتن ذره ای شرم و حیا نمی کند. در حالیکه هیچ پدیده ای به اندازه دروغ در مقابل حق منفور نیست.
بطور مثال : نوع ماشین موتر و رویکرد تحقیقی رسانه ای٬ در مورد جزییات این صنعت٬ به گونه مسلسل می تواند برای چندین سال تولید برنامه های جذاب بادربرگیری مخاطبین بیشتر کند.که در نبود چنین رویکرد علمی رسانه ای٬ برنامه های شبکه های اجتماعی حتی تلویزیونی٬ اوج لاف زدن و سفله شدن انسان ها گردیده است.
در نتیجه: قطعاً آزار دهنده و بی نهایت شرم آورست٬که کار بران اجتماعی وقت شانرا در چه نوع برنامه ها٬ مصرف میکنند – در حالیکه سطح آگاهی بلند روح و جان برای نجات و توسعه أفغانستان شناخته شده است.
محمد آصف فقیری
کارشناسی ژورنالیزم و ارتباطات و کارشناسی ارشد حقوق عمومی
تاریخ نشر: پنجشنبه ۱۷ جوزا ( خرداد ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۶ جون ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
جهان زیستی در بستر جهانی شدن جهان!
جهان زیستی فرد٬ مجموعه خصایص و طرز فکری فردی میباشد. که از فرهنگ اجتماعی که فرد در آن جامعه تولد شده متاثرست٬امروزه جهان زیستی انسان ها٬ در سیرجهانی شدن با تعارض مواجه میباشد. که پدیداری جهانی شدن عبارت از دهکده کوچکی انترنت و شبکه های اجتماعی و مهاجرت اند. البته شهروند مدرن در گستره جهانی هویت نوین انسانی نیزگفته می شود٬که در صورتی انسان های امروزی بافرهنگ انسان مدرن٬درون سازی شود٬ در واقع جهانی شدن وسیله ای٬برای گستره و توسعه جهان زیستی فردی می توان گردد.
اما شهروندی مدرن در جامعه سنت گرا و عقب مانده جهان سومی چون افغانستان٬ در صورتیکه نهادینه نشود٬ و برایرسیدن آن٬فعالیت و برنامه نباشد به مفهوم سیر تنازل و جهان بی روح یا جهان متحجرانه را٬ شاهد خواهدبودیم. که در نتیجه:برای اقلیت مدرن یا شهروند به معنای واقعی جزء راهی بسوی مهاجرت و ترک وطن و جامعه نیست. و اینکه مهاجرت و روان درمانی را٬مقدماتی دانست و رعایت کرد. تا فرد باانرژی تام و حس جهان زیستی خود٬ضرورت به روان پزشکی و آسیب تر از آن٬عقلی و عصبی مبتلا نشود. که می توان رویکردهای علمی و کاربردی جامعه شناسی را٬ جزء روان درمانی دانست.
محمد آصف فقیری
تاریخ نشر: جمعه ۲۱ ثور (اردیبهشت) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۱۰ می ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
بعضی آفریده شده اند٬ تا به بعضی خدمت کنند!
این گفته افلاطون و ارسطو در قرن هفدهم خیلی نقد شد٬ که بعضی آفریده شده اند٬ تا به بعضی خدمت کنند٬ اما تخصص گرایی و شایسته سالاری در نظام های مردم سالار٬ یعنی اینکه: هرکس برای کاری آفریده شده و حقوق کار هم٬ به این تکریم انسانی که٬کارمند کالا نیست….!
اما فلسفه وجودی ما مردم افغانستان چیست؟
بخشی از مردم ما که در دام گروه های تند رو دینی افتاده اند و جان و پوست شان٬ در خدمت آزمایش اسلحه های شرق و غرب٬ و بعضی دیگر چون پناهنده در خدمت جوامع منطقه و فرا منطقه و بدتر از همه٬عده ای با مدارک تحصیلی یعنی تکنوکرات در جامعه٬از کشورهای غرب چون دوره بیست ساله جمهوریت به غارت وارد می شوند.
آخر این درد وطن در کجا دوا شود؟ و بدتر از این چه خواهد شد٬ که بعضی دیگر جز تجزیه راه حل دیگر نمی بیند. و این بینیش های کوتاه و خام را کجا ژرف و پخته کرد؟ در حالیکه جهان در ۲۰۲۴ قرار دارد٬ اما افغانستان در توقف زمان همانا حالت قرون وسطایی…
در نتیجه:
قدم نخست بسوی دانایی٬ شناسایی جهل موجودست که: در جامعه خود٬ بی تفاوت و تماشاگر و در خاک دیگران خدمتکار نباشیم – در این حالت آسیب شناسی و معرفتی که خرد جمعی تولید کند٬ لازم و الزامات وجدان جمعی پسا بیداری اعضای جامعه پدیدار می شود. یعنی بیداری وجدان٬ پسا درون سازی معنی در وجود پدیدار می گردد.
محمدآصف فقیری
http://www.youtube.com/@AsifFaqiri-xv7bx
تاریخ نشر : چهارشنبه – ۲۹ حمل (فروردین) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۱۷ اپریل ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – استرالیا
آزادی بیان و چیستی انسان
پدیداری خود شناسی در انسان و بیان آن٬ هستی جامعه سیاسی به هدف نظام مردمی می گردد.که عدم خودشناسی و سرگوب بیان٬ عبارت از دیکتاتوری است…!
شرح آزادی:
آزادی وسیله به سعادت استکه: در حالت جهل٬ چیزی برای بیان نباشد تا سازنده توسعه جامعه گردد٬ جنگ و ستیز و برتری جوی٬ جایگزین سیر آزادی و بیان در جامعه توده می گردد. در این حالت بی تفاوتی اعضاء جامعه به مفهوم بی طرفی چون در علوم انسانی نیست. در حقیقت خموشی در مقابل سلب آزادی بیان٬جزیه دادن به فاشیست و توجه بردگی محسوب می گردد.
پیشنهاد میکنم:که چیستی آزادی بیان را٬ از اسلام و مولانا روم در لینک ذیل تماشا کنید٬ که شرح داده ام:
https://youtu.be/tKX3XI5_uj0?si=eh4avKuMvGjN6Ks6
محمدآصف فقیری
تاریخ نشر : یکشنبه ۱۲ حمل (فروردین) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۳۱ مارس ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
سواد چیست و با سواد کیست؟
سواد فراتر از خواندن و نوشتن به مفهوم تغییر شناخته شده است – تغییر بسوی متعالی یا سیر صعودی بسوی درک حقیقت که لامنتهی می باشد…!
شرح با سواد:
با سواد یا حکیم که حکمت پدیده ها را٬ در علوم انسانی راه حل یا استنتاج تلقی می کند. که جوهر عقل تنها در فعالیت مغز که شامل حواس می شود٬ خلاصه نبوده و یا تکیه به مدارک صوری دانشگاهی و در پی شهرت بودن٬ که این حالت را جزیه دادن به غفلت دانست. و یکی از عوامل عدم تغییر افغانستان دانشمند نما های اند که اکنون شهرت نیز پیدا کرده اند و فاقد یافته علمی تخصصی در رسانه های نوشتاری و دیداری ظاهر می شوند.
حالا سوال این است که: مدرک دکترای ارسطو ، افلاطون٬ سیرون … کجاست؟ آنها در فقدان امکانات امروزی سنگ بناهای حکمت را٬ برای بشریت گذاشته اند. البته آوردن این سوال به مثابه نفی یا منتفی کردن روش منظم و عالی دانشگاه امروزی نیست. منظور اینکه با همه کمک های مالی و امکانات تحصیلی توسط خارجی ها در طول بیست سال جمهوریت٬ شاهد درج یکی از دانشگاه های٬ افغانستان در یک هزار بهترین دانشگاه دنیا٬ که هر سال اعلان می شود٬ نبودیم.
مشکل بنیادی ما٬ فارغین دوره های تحصیلی صوری می باشد. که در برابر بنیادگرایی دینی٬ جامعه سیاسی ما ناکام یا مغلوب شده است.
در نتیجه:
محمدآصف فقیری
تاریخ نشر : سه شنبه ۱۵ حوت (اسفند) ۱۴۰۲ خورشیدی – ۵ مارچ ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
چیستی دولت
دولت یا کشور که به انگلیسی State و به فرانسوی Etate که ریشه یونانی آن از Status گرفته شده است. محصول از گروه بند های انسانی می باشد، و در نقطه نهایی خطی قرار گرفته که از جماعات کوچک و ساده از قبیل خانواده، طایفه، عشیره، قبیله و امثال ذلک آغاز می گردد.
در تبیین دولت نظریه های اسلامی٬ طبیعی٬ قرارداد اجتماعی و اثبات گرایان را شامل می شود٬ کهاتفاق نظر: در خادم بودن دولت یا خدمت فلسفه دولت است. و در خدمت خلق الله اسلام به زمامدار٬ تکالیف را وضع کرده می باشد. البته تا زمانیکه این تکالیف در نظام حقوقی سیاسی بالای دولت ملت وضع نشود٬ مجموعه نظریات و تکالیف باوری و نظری حکما فقط حرف و زیب کتاب هااند.
حکومت قانون یا قدرت مشروع در ساختار و سازمان های دولتی به دو گونه اعمال متمرکز هستند:
یکم – اعمال تصدی و دوم- اعمال حاکمیتی
اعمال تصدی دولت: در این اعمال دولت مانند افراد حقیقی و حقوقی در بازار تولید٬ وارد شده و رقابت می کند٬ که شامل: بانک داری٬ هوانوردی ملکی٬ شفاخانه و صحت عامه٬ معارف و تحصیلات٬ سایبر و مخابرات و غیره … پدیده های اند که در نظم و قانون آن٬ فقه معاصر فقط در تثبیت جایگاه حلال و حرام بودن پدیده ها نقش داشته٬ زیرا قانون پدیده های مدرن با معاهدات بین دولی آن٬ از عرف و باور هر جامعه مستقل می باشند.
اعمال حاکمیتی: این اعمال مانند: اردو٬ پلیس و امنیت می باشند. که بایستی قوه ناظر یا قوه مقننه در نظارت این اعمال حاکمیتی باشد٬ تا در برابر مردم و آزادی بیان قوه سرکوبگر نگردد.
نوت: برای دانستن نظریه های اسلامی٬ طبیعی٬ قرارداد اجتماعی و اثبات گرایان دولت٬ کتاب حقوق اساسی بنده را از انترنت دریافت و مطالعه کنید.
محمد آصف فقیری
تاریخ نشر : چهارشنبه ۲ حوت (اسفند) ۱۴۰۲ خورشیدی – ۲۱ فبروری ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
آفتاب حقوق
آفتاب حقوق یعنی : عقلانیت سیاسی و سرشت فساد آوری قدرت در بنی آدم از زمانیکه: شایستگی هابیل توسط قابیل سرکوب می شود تا یوم الدین ادامه دارد………..!
حاکمیت قانون: [۱]
سرشت قدرت و فسادآوری آن و عقلانیت که از: اولین زاده های آدم شروع می شود٬و ریشه دارد در نیروی منفی و مثبت در مبداء خلقت چون: آدم و ابلیس یا شیطان…
البته تمامی لوازم شکلی حاکمیت قانون چون: تفکیک قوا٬ نظارت٬ پاسخگوی٬ و مسوولیت مدنی دولت و غیره … در ارزش های اسلامی قابل هضم است. اما در کشورما ارزش نیست. شکل ارزش برای منافع بیرونی و توسط استخبارات های بیرون می باشد.– بیشتر بخوانید: تقدیر نویس نامرئی سیاسی با کمک نقل گرایان دینی http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=174624
سازمان و منشور آن٬ برای افغانستان:
سازمان ملل قدرت نیست از قدرت است در صورتیکه در کشور حقوق منشاء قدرت نباشد. یعنی در افغانستان ، سازمان در خدمت آمریکاست٬ اما زمانیکه حقوق یعنی مردم منشاء قدرت کشوری شود٬ سازمان در این حالت از قدرت هاست و افغانستان هم یکی از قدرت ها٬ و برای منافع خود در بازی….بیشتر بخوانید: http://disq.us/t/4mvaont
نوت: نوشته فوق با لینک های داده شده آن مطالعه گردد: رابطه حق و قدرت را در وجود مخاطبین درون سازی می کند – البته برای دریافت عمیق مخاطبین و اساسات حقوق اساسی: کتاب حقوق اساسی افغانستان را نوشته ام و در انترنت نیز می باشد مطالعه کنید.
محمدآصف فقیری
[۱]http://hoqooq.eu/Faqiri-011023.pdf
تاریخ نشر: جمعه ۲۷ دلو (بهمن) ۱۴۰۲ خورشیدی – ۱۶ فبروری ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
ارسال پول هفته وار به کجاخواهدانجامید؟
هیچ گربه ای٬ موش به رضا خدا نمیگیرد…….!
شرح تحلیل:
حضور نظامی آمریکا در یک کشور متعهد٬به شرط دموکراسی در آن کشورنیست – بلکه حفظ امنیت مراکزنظامی و تولید اقتدار تک قطبی برای شان مهم است. پس باز گشت آمریکا در بگرام در حیطه توافق با طالبان ممکن می تواند باشد.
چرا؟
۱ – طالبان برخلاف بیست سال گذشته در امر مبارزه باگروههای هراس افگنی بین المللی٬ کامیاب تر بود –چون شناخت سلفی ها یامکتب فکری داعش را بهتر میشناسند٬گرچه خودشان نیز از این مکتب متاثر اند.
۲ – در صورت غالب شدن تروریست های بین المللی هم٬ منافع آمریکاست.…
منطقه و قدرتهای منطقه:
جز ثبات سیاسی افغانستان نمی تواند کشورهای همسایه و منطقه٬ خواب آرام از بابت افغانستان داشته باشند–زیرا سلفیت از بدو خلقت کاراستخباراتی امپریالیسم بوده و هرگزسرحدات معین شده حقوق بین الملل و ارزشهای جوامع انسانی را٬ به رسمیت نمی شناسد.
قابل یادآوریست: که بعد ۱۹۹۲ این طالبان نبود که رخنه های وهابیت را در أفغانستان باز کرد– بازیگران مکتب فکری این فرقه در افغانستان چون:
حکمتیار٬ سیاف و دیگران بطور نسبی … و خطیب های چون سلام عابد٬متوکل٬ ظاهر داعی و بسیاری زیادی بودند و یاهستند٬که در مساجد و دانشگاه ها٬فعالیت میکردند.ومرکزی به نام جمعیت اصلاح هم داشتند٬ممکن این مرکزغیر فعال باشد و یا در خدمت طالب اکنون…
در نتیجه:
بارها در رسانه ها٬هم گفته ام: فقه دین نیست از دین است یا در خدمت دین باوران٬ تا اعمال دینی که شامل ( علم توحید و نحوه عبادت) می شود٬ارایه کرده اند – قطعاً نوآوری یابدعت را نمی پذیرید. مثلاً پنچ وقت نماز فرض از آغاز پسا معراج تا کنون پنج وقت است٬ و هرگز شش وقت نمی تواند شود…
اما در دنیا هر روز و هر ساعت نوآوری است. مثلاً یک سلفی در فرانسه که کلپ تصویری آنراهم دیده ایم٬بجای موتر از الاغ استفاده میکرد و باور داشت بدعت می باشدتمامی نوآوری ها چون: موتر و طیاره و غیره….
راه حل: از اینکه حکومتداری اسلامی از زمان خلفای راشیدن تا دوره عثمانی ها نظر به زمان و مکان در تغییرماهوی و ساختاری بوده٬ دو انتخاب داریم:
یکم – روشنفکری سید جمال الدین افغانی ٬ یعنی جمهوری اسلامی و نوع تفکیک قوا نسبی یاپارلمانی یاشورای را٬ من یک رای موفق برای أفغانستان با نظام اداری غیرمتمرکزمی دهم.
دوم – سلفیت و داعش: در صورت غالب شدن بالای طالب و یا ادامه کنونی طالبان که باآمدن دوباره نظامی آمریکا٬ استقامت پیدا می کنند٬که:
داعش و یا طالب هر دو به نفع استخبارات غرب تمام می شود…
محمدآصف فقیری
تاریخ نشر: یکشنبه ۲۲ دلو (بهمن) ۱۴۰۲ خورشیدی – ۱۱ فبروری ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
Ontologically
یا هستی شناسی
در سیاست افغانستان چگونست؟
هستی و مبداء هستی٬ جریان هستی و مقصد هستی که نتیجه مطلوب آن٬
جز تکامل هستی در مبانی توسعه سیاسی می باشد…..!
محمدآصف فقیری
تاریخ نشر: سه شنبه ۱۰ دلو (بهمن) ۱۴۰۲ خورشیدی – ۳۰ جنوری ۲۰۲۴ میلادی – سندیاگو – کلیفرنیا – امریکا
تساهل در برابر نقد٬ پذیرش کیفیت است
بررسی و سنجش از مبانی عقلانیت سیاسی در مهار سرشت قدرت٬
جان کلام نزاع ها و کشمکش های سیاسی می باشد که
ظرفیت پذیرش آن٬ نمایانگر بلوغ عقلی طرف است….!
شرح استدلال:
امام اعظم أبو حنیفه علم را تضرع تبیین می کند. زیرا خداوند در مقابل جاهل امر کرده: وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا …آیه
پس متضاد جاهل که عالم است و سلام کردن هم تضرع و تضرع یعنی علم می شود. در سیاست قبول کردن مخالف سیاسی یعنی اینکه دولت میراث پدری و یا مالکیت فردی گروهی کسی و یا کسانی نمی باشد. از این جهت اپوزیسیون و کیفیت عمل از مبادی خرد٬ بمنظور منافع عمومی ضرورت جامعه سیاسی است. البته چگونگی نقد٬ نیز عقلانیتی بوده٬ که اهل آن٬ یعنی نقاد شدن را سیری آگاهی تا دانایی پدیده لازمست.
که رویکرد اثبات گرایانه در أفغانستان کارآمذ بنیادی ندارد و تجربه هم گواه آنست. زیرا مبدا گرایی و علت شناسی پدیده و از تجارب دیگران٬ که با ارزش های حاکمه کشور تطابق دارد می تواند دست یافتنی گردد.
از این جهت ژونالیست تحقیقی که بگونه تسلسل بطور مثال عنوانی: (سرشت قدرت و أفغانستان) کار کرده باشد من نمی شناسم و آزادی بیان هم پسا ۲۰۲۱ در کشور بصورت نسبی قابل محسوس و ملموس می باشد. که دانایی از علم حقوق و سیاست با عناصر خبری آب حیات جریانات سیاسی کنونی أفغانستان و روح عناصر خبری٬ که در لینک ذیل نیز شرح داده ام… عریان ساختن عدم خادم بودن گروه حاکم در أفغانستان و متحد کردن مردم بمنظور تغییر در أفغانستان هم٬ در بستر رسانه های جمعی٬ برق آسا می توان شود. زیرا فرصت خلق می شود٬ و هستی ما بزرگترین فرصت برای تغییرست. که هستی با تلفیق زمان٬ یعنی حال و خلاقیت در سرنوشت خویش…
تحلیلی برای ژورنالیستان أفغانستان
http://www.arianafghanistan.com/UploadCenter/111_Faqiri_A_Baray_Jornalistan.pdf
محمدآصف فقیری
تاریخ نشر: شنبه ۷ دلو ۱۴۰۲ خورشیدی – ۲۷ جنوری ۲۰۲۴ میلادی – سندیاگو – کلیفرنیا – امریکا
نادان را از هر طرف که نوشت نادان ست!
اولین گام بسوی دانایی ، شناسایی جهل موجودست….!
شرح مطلب:
جوهر عقل و سیر تفکر در دین این اجازه را برای ما نمی دهد. که فقط با یک ترجمه تحت الفظی٬ حکم از متن مقدس صادر کنیم٬ زیرا سبب نزول٬ مکی و مدنی٬ تفسیر آیه بل آیه و احادیث در تفسیر آیه و مفسرین و حتی برداشت های حکماء و دانشمندان غیر مسلمان هم در مورد که مارا عمیق سازد. و به این معجز الهی که اگر مفسر زمان نباشد معجزه نیست. البته چند ایه مشخص که حکم آن توسط آیه دیگر و یا حدیث معتبر منسوخ شده نیز می باشد که فقط مربوط همان زمان می شد که نازل شده است.
که اگر با ترجمه تحت الفظی از آیه ۳۳ سوره احزاب تعبیر و توجه زن ستیزی و محرومیت از حقوق تحصیل خانم ها کنیم٬ باید خاطر نشان کرد: که در حادثه افک بی بی صاحب عایشه مادر معنوی ما٬ در خانه خود نبود یعنی بالاتر از ده آیه برای تصدیق پاکدامنی مادر ما نازل شد. سوال اینجاست که در آیه ۳۳ سوره احزاب گفته شده به زن ها: که در خانه های خود بمانید و همچون دوران جاهلیت در میان مردم ظاهر نشوید…. که مادر ما بی بی صاحب در خانه نبود در افک؟ یعنی قرار گرفتن و آرامش در خانه دل است که آنجا قلب مدروک عقل و عقلانیت را مکتب و دانشگاه٬ که در بیرون شدن همچون دوران جاهلیت با مکتب رفتن و دانشگاه رفتن و وظیفه و رزق حلال پیدا کردن فرق های ژرف دارد. اینکه علم دنیایی بالای زن و مرد به حسب ضرورت فرض کفایی می باشد٬ این شما و تمامی مراکز فتوای جهان٬ اما زن در برابر زن خود محرم است در امور اجتماعی٬ و تخصص این امور اجتماعی دانشگاه٬ و در درون انسان٬ شیطان هم جنسیت ندارد یعنی عقل و جوهر که نار و روشنی است که این دشمن نامریی را می سوزاند. و از اینجاست که خواب عالم را خداوند عبادت حساب می کند.
حالا برای دانستن اسلام سیاسی یا دین وسیله برای قدرت رسیدن٬ بایستی اینطور سنجش کرد: افغانستان در ۱۹۹۷ و ۲۰۲۱ توسط طالبان به اسلام مبدل نشده و پاکستان ۱۹۴۷ به بعد٬ و قدرت های استخباراتی جهان در منطقه از بن لادن گرفته تا حمله نظامی و اکنون که پول هفته وار و غیره…٬ همچون حلقه است که تمام این عناصر را باهم ربط می دهد و هیچ چیزی تصادفی نیست. و خوشبختانه که در عصر انترنت و رسانه٬ جعل تاریخ ناممکن شده است.
که تمامی مشکلات و نقض های حقوق بنیادین مردم را یک نقطه پایان است و آغاز سعادت عدالت اجتماعی که مردم و الخصوص جوانان بخاطر سرنوشت شان متحد شوند.
پیشنهاد می کنم: لینک های ذیل را نیز مطالعه کنید:
http://www.arianafghanistan.com/UploadCenter/111_Faqiri_A_Marzgozari.pdf
https://jameghor.com/article/تقدیر-نویس-نامرئی-سیاسی-افغانستان-با-ک/#disqus_thread
محمدآصف فقیری
تاریخ نشر: دوشنبه ۲۵ جدی ۱۴۰۲ خورشیدی – ۱۵ جنوری ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
تقابل عقل و نقل در چیست؟
عقل با وحی الهی تقابل نداردکه مکمل و تکمیل کننده عقلست…!
شرح مطلب:
اول عقل محض یا جوهر را٬باآگاهی فرق کنیم٬آگاهی آنچه توسط حواس دریافت می کنیم و عقل جوهریست میتافزیک از عالم امر ٬ پس عقل در عالم دنیایا فزیک توانایی مدیریت منابع دنیا و نظم را داردمانندکشورهای سکولار…برای اینکه وحی را بهتر بدانیم٬هستی و ممکنات که این دنیا جز آنست در برابر کرسی الله مانندیک خرما یا یک انگشتری در تفاسیر معتبر بیان شده٬پس وحی الهی جایگاه بسیارمتعالی دارد تا بیایدبرای ما اختراع گوشی و طیاره و غیره موارد در فزیک کند…
اینکه عقل در برابر عقل کُلیا جوهر خدایین اتوان بوده و یا عقیم است٬ خود الله رحمت می کند و کلامش به یاری این ناتوانی عقل می رسدکه صاحب عقل را کامل سازد. یعنی در ارزش معنی و مبانی تقابل بین عقل و وحینیست. البته بینیش و اگاهی هرکس با عقل محض فرق دارد.[۱] اما وحی که در تفاسیر قرآن بل قرآن و حدیث و مفسرین ارایه می شود و از اینجاست که مشکلات امروزی ما هم حل می گردد این را جز سیرتکامل عقل و وحی دانست٬آنچه ملا با مجموعه نقل الخصوص در سیاست آفتابی می شود به جز عقب ماندگی و دین زدگی چون قرون وسطا حاصلی ندارد .دین از سیاست جدانیست٬ ملا که دین گفته نمیشود … یعنی نقل یا اقوال گذشته و همینطور یافته های ما امروز از قرآن برای نسل آینده و این تسلسل مفهومی برمیگردد به جوانان که تحقیق و پژوهش را اولیت توسعه شان قرار دهد. مگراینکه نقل در فقدان عقلانیت در وجود سلب عقل کند در این وضعیت فرد٬البته حکمت دین منظور نیست٬بل فرد با مجموعه نقل هایی که دارد مانند رباط از انسان ها استفاده های باوری و منفعتی خودرا می کند.
بطور مثال: در قرون وسطا که عقلگرایی سرکوب می شد و مقدار یا اندازه مساحت جنت توسط پاپ ها به فروش می رسید تا یک دانشمندیپیدا می شود و مطالبه خرید دوزخمیکند. هرچند برای پاپ ها خیلی تعجب آور بود اما زیادی مطالبه می کندکه با هوش تمام حاضرست جنت نه ٬بلکه دوزخ را بخرد و تمامی مساحت دوزخ را به أساس نقل که در دست پاپ ها بود می خرد و بعد آن به مردم این چنینی ابلاغ می کند: من صاحب دوزخ و تمامی دوزخ پس من نمیگزارم شما در روز قیامت٬دوزخ بیایید.که حالا ضرورت نیست دیگر جنت بخرید٬زیرا عرف تا آن زمان قسمی بود که فرد همه عمر کارکندو حاصل تمامی زحمات خودرا به پاپ دهد تا جنتی برای روز آمدنی داشته باشد.
همینطور اذهان بدوی أفغانستان دین را در افکار شان در وجود ملا خلاصه کرده اند و هر نقل را بیدون تحلیل و تفکرمی پذیر اند.
التبه عقایدو نحوه عبادات قطعی است نوآوری در آن جایزنیست که در بینشش ماه تا یک سال تمامی مسایل عقاید را یا فقه اکبر أبو منتهی و الهدایه فقه عبادات را در فقه حنفی میتوانید خودتان بخوانید و اگاه شوید و استقلال عقل تان را در أمور دنیایی و سیرتفکرمعنی یا عرفان بخودی خود داشته باشید٬ و ضرورت علمی دینی به ملا نداشته باشید٬زیرا هستی امروز شما و بلوغ سیاسی تان همینکه: بخود اگاهی از هستی خود رسید و به أراده فاقد عقل٬سرنوشت تانرا به عده ای یاکسی نسپارید.
از۱۹۹۲ تا کنون وضعیت أفغانستان بطور نزدیک به مطلق٬ در تطبیق به دوره تاریک اروپا یا قرون وسطا بوده و قرون وسطا که از منبع فیاض عقلگرایی قرآن نیزمستفید می شوند و گام نخست شان تطبیق حالت دینیشان با دین جدید محمد عربی بود٬که تطبیق خاصیت عقلگرایانه است و این تطبیق محرکه می شود بسوی عقلانیت از قرون وسطا اروپا به دوره جدیدی یا رنسانس یا روشنگرای… پس این سرشت ذاتی انسان که سود جو٬مکار و حیله گر می باشد به منافع خصوصیخودش٬که اینچنین سرشت های درونی انسان ربط به متون مقدس دینی و ایده عقلی فلسفی ندارد.
پیشنهادمی کنم: مطلب را بالینک های ذیلکه مرتبط موضوع است نیز مطالعه کنید:
https://jawedan.com/1402/26718/
http://www.arianafghanistan.com/UploadCenter/111_Faqiri_A_Aqlaniat.pdf
محمدآصف فقیری
تاریخ نشر یکشنبه ۱۹ اسد ۱۳۹۹ – نهم آگست ۲۰۲۰ هالند
دغدغه نوشتن:
مدت ها است که نمی نویسم و شاید خیلی ها از قلم برداشتن و نوشتن دورشده باشم. ممکن به علت بعضی مشغله های تعلیمی و تحصیلی (در دانشگاه هندی تاشکند) و حرف و حدیث خانوادگی باشد؛ یا همانطور که میگویند: «گریه هم دل شاد میخواهد!»