یک خورشید خنده . . .
( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه ۶ حمل ( فروردین ) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۲۶ مارچ ۲۰۲۵ میلادی – ملبورن – استرالیا
یک خورشید خنده . . .
صدا از ما نمی آید ، زمین بگشا دهانت را
بخوان در گوش دریا ها ، ز طوفان داستانت را
چرا ای عشق بی پایان ، به بستر در قفس گشتی
بیفشان رنگ بر هستی ، فروزان آسمانت را
بسان واژه های مرده، در گور کتابی تو
تو ای اندیشه آتش شو، برون بنما جهانت را
به یک خورشید خنده، عشق محتاج است در ظلمت
برایش هدیه کن عاشق ، تمام کهکشانت را
غروب از غرب می آید چه شد اشراق تو ای شرق؟
برون شو از شفق، بنما، فلق های نهانت را
بیا فردا! جهانی گرگ هم از نشه «دیروز» گردیده
براین تاریخ مرگان چتر کن، رنگین کمان ات را
به تو شاعر که تن خواهی و تن بخشی ، قسم بر عشق
بکن خورشید بیداری ، لب و شعر و زبانت را
تو ای پهناور زخمی ، تو ای دریای انسانی
تن ات شد خورده و برخیز ، نگهدار استخوانت را
بهار و عشق و آزادی، همه همزاد خورشید اند
ترا ای انقلاب عشق ، نمی خواهم خزانت را
فاروق فارانی
نوامبر ۲۰۲۴