نوروز مبارکباد
( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه ۳ حمل ( فروردین ) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۲۳ مارچ ۲۰۲۵ میلادی – ملبورن – استرالیا
نوروز مبارکباد
( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه ۳ حمل ( فروردین ) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۲۳ مارچ ۲۰۲۵ میلادی – ملبورن – استرالیا
نوروز مبارکباد
( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه ۱۳ حوت ( اسفند ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۳ مارچ ۲۰۲۵ میلادی – ملبورن – استرالیا
بگذرد این دَوْرِ ِ تلخ پارسى
ذهن ما باهم شناور گشته است
واردِ امواجِ باور گشته است
لهجهء زیباى تهران و هرات
بى محابا شیر و شکّر گشته است
سعدى از آن من است و مولوى
روح ایران را تناور گشته است
ناصرِ خسرو به عرض این زبان
چون سنایى جانِ جوهر گشته است
کابل من با چراغِ دهخدا
دیر گاهى شد منوّر گشته است
این زبانى پارسى تا روز حشر
حشرونشرم را مُسخَّر گشته است
دشمنِ این شاهکارِ بى دریغ
ناشرِ شمشیر و خنجر گشته است
واى بر آنى که بر أیین مهر
فتنه ورز و کینه پرور گشته است
مى رود دامن کشان سوى فنا
آنکه ره را سَدِّ معبر گشته است
خاک بر سر آنکه در این ماجرا
بد زبان وسرزنشگر گشته است
هست همسوى صداى گیج شب
هرکه گفته بخت ما بر گشته است
کشته ویروسِ ستم آلود شب
زخمِ ما را آنکه نشتر گشته است
هوش ما آماده ء پرواز ِ عشق
بالِ ما هرگز نه بى پرگشته است
غیر وغ وغ از سگان ناید بگوش
درقضا این سان مقدر گشته است
ذهن پاک این زبانِ باهمى
حالیا گرچه مکدر گشته است
بگذرد این دَوْرِ ِ تلخ پارسى
سرزمینش گرچه بى سرگشته است
از مسیر عزم جزمِ همرهی
هان مپندارى که دل برگشته است
عشوه. گاهِ بالغِ تاریخ را
گاهِ فازِ نازِ دلبر گشته است
بلخ و نیشابور و شیرازِ مرا
این زبان اندیشه. پرور گشته است
از پى پیرایش گیسوى عشق
وقت فردوسى دیگر گشته است
الغرض هر کس که دارد دشمنى
بازبانِ عشق ؛ کافر گشته است
…
نورالله وثوق
( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه ۲ حوت ( اسفند ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۲۰ فبروری ۲۰۲۵ میلادی – ملبورن – استرالیا
کوه ارغوان
…
شرم شان آید که از خود بهتران پیدا کنند
جای مرداب عبث آب روان پیدا کنند
در میان نا امیدی مردم شان ناگهان
خویشتن را روزگاری بی گمان پیداکنند
غفلت اندیشان که در بیغوله ها خشکیده اند
بادَم عیساییِ بلکه روان پیدا کنند
لای خوران بهر پندشاعرِ درخود غریق
دُردِ دَردی در درونِ استکان پیدا کنند
با فریب حرفهای مفت خیل ریشخند
بلکه روزی روبهی چون اُردغان پیدا کنند
از هوای نفس شان پیداست کاین نابخردان
جایگاهی در دل گاز متان پیدا کنند
پوپلستی های دوران کاشکی چون پوپلی
شاعرِ اندیشه ورزی در زمان پیدا کنند
بوی مهری را به یمن همت فصل بهار
عاقبت در سیر کوهِ ارغوان پیدا کنند
…
نورالله وثوق
چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۷/۰۴
( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه ۱۰ قوس (آذر) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۳۰ نوامبر ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – استرالیا
مسکینم پدر
من نه از ایران نه ازهند ونه ازچینم پدر
باغ درد و ناله ام را پیرِ گلچینم پدر
گفتمش تاجیک ؛ پشتون ؛هزاره ؛کیستی؟؟
آه سوزانی کشید و گفت مسکینم پدر
رونقِ بازارِ دلّالانِ جنگِ مذهبم
گاه شیعه گاه سنی گاه بی دینم پدر
دود فریاد دلِ من را کسی هرگز ندید
دودمانِ بی کسی را قومِ دیرینم پدر
ناتوان؛ حیران ؛پریشان ؛دربدر؛ دیده به در
روی تختِ دردٍ پیری خارِ بالینم پدر
دربگیرد تا ستم از شعله ی نفرین من
هر سحر درگاهِ حق را مرغِ آمینم پدر
نورالله وثوق
جمعه ۲۹ عقرب (آبان) ۱۳۹۴
تاریخ نشر : پنجشنبه ۱۱ اسد ( مرداد ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۱ اگست ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – استرالیا
دریاى بى نهنگ
تاریخ نشر : جمعه ۸ سرطان ( تیر ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۲۸ جون ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – استرالیا
باز نشسته
از گرمی این دورهِٔ نا مرد نگویید
گفتید و دگر با من دلسرد نگویید
این را که وطن مادرکِ باز نشسته
گردیده به عمد ازهمه سوطرد نگویید
بر شانهٔ آیینهِٔ دل بارگرانی است
او را دگر از معرکهِٔ گرد نگویید
مانا که علاج غم دیرینهِٔ ما را
دیدی نشود درخورِ پیگرد نگویید
فوراً به سراغش رود از کوچهِٔ پهلو
با میهن حساس من از دردِ نگویید
نورالله وثوق
دوشنبه۱۴۰۱/۰۳/۳۰ خورشیدی
تاریخ نشر: جمعه ۱۱ جوزا ( خرداد ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۳۱ می ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
مْلًی های زیر پلو
شنیدم مرغ مغرب غاز گردد
وبوم بام شان شهباز گردد
شود کور زمان بینای دوران
به سوی ما چنانچه باز گردد
به شرک آلوده گردد تا که فکرش
شریک صد هزاران را ز گردد
علیه سر نوشت گنگِ مشرق
به نفع فتنه دوران ساز گردد
نداند آنکه هرً ا ز بِر بنا گه
سیاست پیشۀِ ممتاز گردد
به سحر سامری گردد مجهز
صدایش مصدرِ اعجاز گردد
تریبونِ جهان پیما به پشتش
خموشی مطلقن آواز گر دد
به لطفِ حیلۀِ مغرب نشینان
به آنی صاحب اعزاز گردد
کلاه قره قل بر سر نهاده
جنون بر قامتش طناز گردد
ویا آنکو حماقت را دبیرست
خرد آوای سرافراز گردد
تعفن می تراود از صدایش
بهین مغز ِ سخن پرداز گردد
به نوبت تا ببینم جمع شان را
درین میهن چه کس تک تاز گردد
زند سر از پلو پیوسته مًلًی
نشیبِ قاب اگر افراز گردد
نورالله وثوق
جمعه ۱۱ جوزای ۱۴۰۳
پانوشت:
مثلی است معروف که مرغ همسایه غاز است
تاریخ نشر: سه شنبه ۸ جوزا ( خرداد ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۲۸ می ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
درکلاسِ سرکشی
شاگردِ قهرِ کاوه ام
خالی از خمخانۀ ارشاد نتوانم شدن
همشعورِ لشکرِ شیاد نتوانم شدن
باغمم آنسان گرفتم خو که تا هنگام حشر
باورت ناید اگر چه شاد نتوانم شدن
ازدیارِ عارفانِ خلوت اندیشم رفیق
پوششی بر قامتِ زُهًاد نتوانم شدن
سروآسا استوارم بی نیاز از های وهو
مستِ قال و قیلِ قولِ باد نتوانم شدن
بردۀِ سوداگران عشق و آزادی نیم
بردبارِ بدرۀ زرداد نتوانم شدن
درکلاسِ سرکشی شاگردِ قهرِ کاوه ام
پرچم چمرنگِ استبداد نتوانم شدن
از تمیز مهر و نفرت لحظۀ غافل نیم
پایپوش شهرت اضداد نتوانم شدن
درسکوتم مستی صد موجِ جاریٔ جنون
جاگرفته جیغِ بی بنیاد نتوانم شدن
نورالله وثوق
پنجشنبه ۳ جوزای ۱۴۰۳ خورشیدی
هالند
پانوشت:
بدره: کیسۀِ زر
زر داد: ایهامی از آنکه زردهد ونام یک رهگیر در سالیان پیشین در مسیر راه کابل و جلال آباذ
تاریخ نشر: یکشنبه ۲۳ ثور (اردیبهشت) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۱۲ می ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
جعبه های نیشتر
درسرا پای چمن بوی سحر پیچیده است
ناگهانی این خبر دردشت ودر پیچیده است
نسخه های تازۀِ بهر تَلََطًُف بی گمان
درفضای سبز هر کوی وگذر پیچیده است
روح اندیشه چرا در چنگِ دیو و دد اسیر
ولوله در فکر اصحابِ هنر پیچیده است
تا بکی مهر خموشی برلبِ سرشارِ شور
پیش تان شیرینی هر حرف تر پیچیده است؟؟
عطر مشک صد ختن در پیچ وتابِ لحظه ها
از بدخشان تا به دورِ کاشغر پیچیده است
بانگ سر شار از رجا آید به گوش هوش دل
خوف بی خود ازچه رو در بوم وبر پیچیده است
هین مپنداری پیش کاروانسالار جهل
راه برگشتت به دوران حجر پیچیده است
عزم بربادی فرهنگِ هزاران ساله ات
در ضمیر دزدِ رندِ خانه بر پیچیده است
تا روانِ دخت عصرت را کند آلوده سم
شرح بینِ جعبه های نیشتر پیچیده است
غزه سان باید به خودآیی وگرنه همسفر
راه این وادی ازان هم پیشتر پیچیده است
نورالله وثوق
جمعه ۲۱ ثور (اردیبهشت) ۱۴۰۳
تاریخ نشر : شنبه ۱۵ ثور (اردیبهشت) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۴ می ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – استرالیا
اى عشق ؛اى آیندگى!!
آلوده ء ویروسِ دل اى خوش ادا کردى مرا
درگیرِ دردِ بى دوا ؛ پُر ماجرا کردى مرا
باخنده یک دل بوده ام انتى مشاکل بوده ام
شادانِ کامل بوده ام ؛ کانِ عزا کردى مرا
نه با قواعد آمدى ؛ در آنِ واحد آمدى
با جهد و با جِد آمدى ؛مردم نما کردى مرا
غرقِ تماشایت شدم افتاده در پایت شدم
درگیرِ رسوایت شدم از من جداکردى مرا
چون ذره گم گردیده ام ؛ ضدِ مَنُم گردیده ام
عینِ اَتُم گردیده ام ؛ بنگر چِهاکردى مرا
از من جهانى در بلا بابوى آتش مبتلا
روحِ فنا اندر فنا ؛ ضِدِّ بقا کردى مرا
تا دیده برهم مى زنم آهِ دمادم مى زنم
ازخود کجا دم مى زنم؛ درخود فناکردى مرا
اى کیمیاى زندگى اى خارِ چشمِ بندگى
اى عشق اى آیندگى ؛ سر درهوا کردى مرا
نه من مُعَلق گشته ام خودعشقِ مطلق گشته ام
بانگِ انالحق گشته ام ؛ حاجت رواکردى مرا
زاهد نماها را بگو ؛ تنگى ادا ها را بگو؛
شیخِ کجا ها را بگو ؛ یاهو نوا کردى مرا
نورالله وثوق
تاریخ نشر دوشنبه ۲۷ دلو ۱۳۹۹ – ۱۵ فبروری ۲۰۲۱ هالند
تاریخ نشر یکشنبه نهم قوس ۱۳۹۹ – ۲۹ نوامبر ۲۰۲۰ هالند
تاریخ نشر دوشنبه اول میزان ۱۳۹۸ – ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۹ هالند
غوغایى
..
برقِ عشقت زدبجانِ من تماشایى شدم
ازهجومِ شورش عرفان اهورایى شدم
تاریخ نشر چهارشنبه ۲۰ سنبله ۱۳۹۸ – ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۹ هالند
تاریخ نشر چهار شنبه ششم سنبله ۱۳۹۸ – ۲۸ آگست ۲۰۱۹ هالند
تاریخ نشر یکشنبه ۱۳ اسد ۱۳۹۸ – چهارم آگست ۲۰۱۹ هالند
بداهه اى شبانگاهى : درجا
…
برجِ باهمى
...
رنگِ دیدِ تیره ام را باز سازى مى کنم
مى شوم آیینه پرور دلنوازى مى کنم.
تاریخ نشر سه شنبه هشتم اسد ۱۳۹۸ – ۳۰ جولای ۲۰۱۹ هالند
برو گم شو
…
دروغین دنگ وپنگت را نبینم
نگاهِ پاره سنگت را نبینم
تاریخ نشر شنبه ۲۹ سرطان ۱۳۹۸ – ۲۰ جولای ۲۰۱۹ هالند
لالایی برای خفتگان:
..
رهبر انتحاری
..
همانا صاحبِ سر انتحاری ایست
جنابِ شخصِ رهبر انتحاری است
تاریخ نشر دوشنبه ۱۷ سرطان ۱۳۹۸ – هشتم جولای ۲۰۱۹ هالند
محترم نورالله وثوق
…
صداى نازنینش تازه وتر
مبایلِ او به موجِ دل شناور
تاریخ نشر جمعه هفتم سرطان ۱۳۹۸ – ۲۸ جون ۲۰۱۹ هالند
بداهه اى شامگاهى:همین اکنون
…
ازجنس سیاهى
محترم نورالله وثوق
…
نسیمِ تازه بوى آه دارد
خبرهاى بدى همراه دارد